از جونم مایه گذاشتم، آخرش اخراج شدم
تجربه کاری کارشناس تحقیق و توسعه در آژانس تبلیغاتی روشا
امتیاز ۲.۰ از ۵ (اسفند ۱۴۰۴).
سختیهای کار در نزدیک یه دهه حضورم تو یک مجموعه مشخص شدنی بود؛ من به عنوان کارشناس تحقیق و توسعه عملاً تمام روزها و شبها رو برای شرکت گذاشتم. اما در نهایت، با بازیهای پشت پرده و افراد سفارشدار که به نظر میرسید اعتبار بالایی دارند، تمامی پستهای مدیریتی به دست ایشان افتاد. مدیر مستقیم من، زنی مودب اما با عقدههای زیادی بود. پس از سالها خدمت صادقانه، ناگهان با یک نامه به من گفتند دیگر به کارشان نیازی ندارند. از ابتدا هر روز وعدههای زیادی میدادند: مزایا، کارانه و بهرهوری، اما کارانه در اختیار مدیران بود و تنها با یک جمله ممکن بود حال من تغییر کند. من نامههای رسمی و شکایتی به بخشهای مدیریت، اداری و ریاست نوشتم، اما هیچ پاسخ یا پاسخی دریافت نکردم. همچنین شرکت در تلاش بود تا سنوات و مرخصیها را به من بدهند که من برای این موضوع هم شکایت کردم و وکیل گرفتم. تقریباً همه چیز در شرکت در اختیار یک نفر بود و اطاعت از او حکم میکرد؛ سایر مدیران حاضر نبودند با وجود چنین نیرویی ریسک کنند. من شرکت را ترک کردم و به جایی دیگر رفتم، اما تجربهام نشان میدهد فضای اینجا خیلی ناسالم است. آن فرد حتی اجازه نمیدهد بهراحتی در جای دیگری استخدام شوید و با پیگیریهای مزاحمتآمیز، پیدا کردن کار جدید را برایتان سخت میکند. در نهایت فهمیدم ارزش ندارد عمرم را در محیطی بیامان و با پارتیبازی تلف کنم.