خودشیفتگی و عقده
تجربه مصاحبه مدیر پروژه در آکادمی رویال بورس
پیشنهاد همکاری.
اولین چیزی که در بدو ورود مشاهده کردم، تصویر یه جوونک بود که روی دیوار، پوستر دم در، دستگیره ها و حتی دربهای افیس دیده میشد، اینقدر از دیدن تصویر این جوان احتمالا فاندر شرکت، همزمان تعجب کرده بودم و خندم گرفته بود که سوال کردم از مدیر منابع انسانی که چرا تصویر مدیرتون روی درب اشپزخونه هم هست و واقعا نمیخواستم مسخره کنم فقط پرسیدم، چون یاداور اون یارو دیوونه صاحب کارگاه چسب افتادم که نیروهاش رو اویزون میکرد و منت میذاشت بابت حقوق دادن.. نگاه که کردم این مدیر جوان احتمالا رانتی هم از عقده دیده شدن رنج میبرد و میبره، وگرنه کدوم مشنگی داخل شرکت خدماتی - نرم افزاری که رفت و امد مینی مم هست، عکس خودش رو میزنه؟ اونم روی دستگیره های در و پشت در اشپزخونه و خلاصه درو دیوار.. جز اینکه مریضی چیزی باشه؟ خلاصه قبول شدم مصاحبه ها رو، حقوق مثل بقیه شرکت ها بود و منم کلا نه خیلی زیاد میگم نه خیلی کم ، نرمال و تایید شد. فکر میکنم دو روزی رفتم و بعد بیخیال شدم و مصاحبه های کاری رو ادامه دادم تا یه شرکت معمولی پذیرفته شدم و قبل از امضای قرارداد و چک و سفته دادن، پیام دادم که نمتونم ادامه بدم به خاطر مسائل شخصی..