عدم تسویه مالی در زمان مقرر
تجربه کاری فروش در احیا درمان پیشرفته
امتیاز ۱.۰ از ۵ (اسفند ۱۳۹۹ تا اسفند ۱۴۰۴).
پس از پنج سال فعالیت در این مجموعه، با وجود تمام تجربهها و اتفاقاتی که در این مدت پشت سر گذاشتم، خوشحالم که در نهایت همکاری من با این شرکت به پایان رسید. اگر هدف شما از فعالیت حرفهای، رشد مالی، پیشرفت شغلی و قرار گرفتن در یک مسیر واقعی توسعه است، توصیه میکنم پیش از پیوستن به این مجموعه، بسیار جدی تحقیق کنید. متأسفانه در تجربه شخصی من، بخش قابلتوجهی از وعدههایی که در طول همکاری مطرح شد، در عمل محقق نشد. تصمیمگیریهای مدیریتی نیز بیش از آنکه مبتنی بر شایستگی، عملکرد و نتیجه باشد، تحت تأثیر روابط، ملاحظات سیاسی و جلب رضایت مدیران قرار داشت. در چنین فضایی، برای نیرویی که واقعاً قصد کار و پیشرفت دارد، رشد کردن بسیار دشوار میشود. یکی از آزاردهندهترین مسائل، فاصله جدی میان وعدهها و عملکرد واقعی بود. تغییر موضع، زیر پا گذاشتن توافقات و برخوردهای دوگانه، چیزی نبود که بتوان بهسادگی از کنار آن گذشت. از طرف دیگر، حداقلهایی که انتظار میرود در یک محیط حرفهای وجود داشته باشد، از جمله فرهنگ تشکر، قدردانی از کارکنان، مزایای مناسبتی و برخورد شایسته با نیروها، در سطحی که از یک مجموعه حرفهای انتظار میرود، وجود نداشت. اما شاید مهمتر از همه، اتفاقاتی است که در ساختار فروش و پرداختها رخ میداد. وقتی در یک مجموعه، مدیران میانی برای حفظ یا افزایش سهم خود از پورسانت، با کارشناسان فروش وارد بازیهای غیرشفاف میشوند و حق نیروی اجرایی تحت تأثیر قرار میگیرد، دیگر صحبت از «مشکل موردی» نیست؛ این نشانه یک ایراد جدی در ساختار مدیریتی است. در مورد کیفیت و میزان اطمینان به برخی تولیدات نیز ترجیح میدهم بیش از این وارد جزئیات نشوم. کسانی که درگیر استفاده، فروش یا پشتیبانی محصولات بودهاند، احتمالاً بهتر از هر توضیحی میدانند منظور چیست. و اما پایان همکاری: حدود پنج ماه برای تسویه مالی زمان برد و در نهایت، مبلغ تسویه با شرایطی پرداخت شد که برای من، بهخصوص در ابتدای زندگی مشترک، موضوع کماهمیتی نبود. من با ارزش طلای حدود ۱۷ میلیون تومان وارد این مرحله شدم و در نهایت چکی دریافت کردم که مبنای ارزش آن در شرایط طلای حدود ۲۲ میلیون تومان بود. مسئله صرفاً عدد نیست؛ مسئله این است که بعد از پنج سال فعالیت، انتظار حداقل احترام و انصاف در پایان همکاری کاملاً منطقی است. این نوشته صرفاً تجربه شخصی من از پنج سال همکاری است و قرار نیست درباره تکتک افراد یا تمام بخشهای مجموعه قضاوت کلی داشته باشد. اما اگر کسی قصد دارد مسیر شغلی خود را در این شرکت آغاز کند، توصیه میکنم قبل از تصمیمگیری، فقط به وعدهها و صحبتهای جلسه استخدام اکتفا نکند و درباره حقوق واقعی، مسیر ارتقا، پورسانت، فرهنگ مدیریتی، کیفیت محصولات و نحوه تسویه از نیروهای فعلی و سابق تحقیق کند. من این پنج سال را یک تجربه جدی و پرهزینه میدانم؛ تجربهای که حداقل یک درس روشن برای من داشت: هر مجموعهای که درباره رشد، آینده و ارزش نیروی انسانی صحبت میکند، الزاماً برای رشد کارکنانش ساخته نشده است. امیدوارم انتخاب شغلی بعدی افراد، آگاهانهتر و اصولیتر از انتخابی باشد که من پنج سال پیش انجام دادم.