کار تو یه شرکت واقعاً سمی
تجربه کاری برنامهنویس بکاند در استارتاپ مکس بکس
امتیاز ۲.۰ از ۵ (تیر ۱۴۰۵).
من تجربهام را درباره استارتاپ مکس بکس اینطور توضیح میدم که هیچوقت از گفتن حقیقت نمیترسم؛ هرچند ممکنه به دردسر بیفته، اما باید واقعیت رو بگم. یا شرکت خودش رو درست میکنه یا من جلوی دیگران رو میگیرم تا بیایند اینجا و تجربهی تلخ بکِشن—هر دو حالت به نفع همشکن میشود. این جا بههیچوجه جای خوبی نبود؛ فریب هیچ چیزی را نخورید، چون خیلیها دروغگو و بیفرهنگاند. بهزبان ساده، کسبوکار خانوادگیای هستند که از کارمندها برای رسیدن به اهدافشان استفاده میکنند. اگر زیاد کار کنید، حقوق کم میگیرید و مثلِ تابعِ دستورنمایان، بهعنوان «نیروی ایدهآل» محسوب میشوید. وقتی قصد رفتن دارید، از شما تعهد میگیرند که در شبکههای اجتماعی چیزی نگویید. آدمهای اطرافتان معمولاً یکی دو هفته یا یک ماه آمدهاند و بعد رفتهاند؛ حتی تاریخ ترک خودتان هم مشخص نیست و میگویند کارت تا دو هفته دیگر تمام است. اینجا سنوات و اضافهکاری معنایی ندارد. به شما میگویند باید نه ساعت در روز بمانید؛ اگر کمتر بمانید برخورد میکنند و اگر بخواهید بعد از نه ساعت خانه بروید، معمولاً اجازه نمیدهند. برای اضافهکاری هم پولی داده نمیشود. اگر با دستورات وقیحانه مخالفت کنید و بخواهید حقتان را بگیرید، خیلی سریع میگویند خداحافظ. متأسفانه شرکت بهشکل عجیبی دنبال جذب نیروهای دختر است؛ از نگاه مدیران بیفرهنگ، دخترها نیروهای ارزان و فرمانبردار به حساب میآیند. برای روز زن بهعنوان هدیه، فقط یک گل و یک سکه میدهند و برای روز مرد حتی تبریک هم نگفتند. پروسههای فنی و فلوها خیلی ضعیفاند، بچگانه و بیمارگونه هستند. مثلاً سرویس پرواز داخلی پس از تست بهعنوان آماده بهپردازش منتقل شد و هیچکس توجه نکرد که کاربران از آن استفاده میکنند. سه روز گذشت تا متوجه شدند سرویس سه روزه به حال خودش رها شده و کاربران ازش استفاده میکنند. مدیر فنی شرکت واقعاً بداخلاق، دروغگو، مغرور و پرادعاست و خیلی از مشکلات از او ناشی میشود. یک بار دیتابیس شرکت بهشکل عجیبی پاک شد؛ حدود دو ساعت شرکت عملاً غیرفعال شد. مسئول بازیابی دادهها به دست فرد تازهواردی سپرده شد که تجربهای نداشت و خوشبختانه یکی از دیتابیسها دو ساعت قبل بکاپ داشت. در مورد صحبتهای تیم دواپس دربارهٔ شعبدهبازیهای مدیر فنی بهتر است از نزدیکانشان بپرسید. اوایل هر فصل قول پاداش میدادند؛ یک فصل سختی میکشیدی و بعد میگفتند چه کسی گفته حق پاداش داری؟ فصل بعد دوباره همان حرف تکرار میشد. حتی وقتی به هدف میرسی و خبری از توجیه نیست، میگویند تا یک ماه دیگر پرداخت میکنیم؛ بعد از یک ماه دوباره میگویند یک ماه دیگر. این تا حدی ادامه پیدا میکند که یا فراموش میکنی یا خسته میشوی. پاداش پاییز سال ۱۴۰۱ تا اردیبهشت ۱۴۰۲ هنوز پرداخت نشده بود.