وویکی‌تجربهجستجو
الماس شهر
مصاحبه۴ مرداد ۱۴۰۵

مصاحبه‌ای که سریع پشیمون شدم

تجربه مصاحبه کارآموز در الماس شهر

عدم پذیرش.

به نظرم از همان اول باید می‌گفتم که همه چیز ظاهر شاده‌نور و جذابی داشت اما تجربه من از مصاحبه کارآموزی به شکل دیگری رقم خورد. نفر اولی که قرار بود نقش سوپروایزر را بر عهده بگیرد، به نظر می‌رسید حرفه‌ای نیست و انگیزه‌ای هم در کار نمی‌دیدم؛ با اینکه پوزیشن کارآموزی بود، رفتار و نحوه صحبت‌شان از جنس بالا به پایین بود و این نگاه در برخوردشان مشخص بود. شروط عجیب و غریبی هم مطرح می‌کردند، مثل این که از روز اول باید وثیقه‌ای ۲۵۰ میلیون می‌دادم. در حین مصاحبه سطح سوال‌ها سطحی و بی‌تمرکز به نظر می‌رسید؛ گوشی‌شان زنگ می‌خورد و می‌گفتند ادامه بده و بعد با موبایل‌شان دوباره صحبت می‌کردند. همین لحظه برای من روشن شد که این مجموعه مناسب من نیست، و با هدف فرار از مذاکرات طولانی، پاسخ‌ها را بی‌حال و بی‌دقت ارائه دادم تا هرچه سریع‌تر از آن فضای خسته‌کننده خلاص شوم.