تجربه کاری
تجربه کاری مهندس در امن الکترونیک کاشف
امتیاز ۱٫۵ از ۵ (دی ۱۴۰۳).
از ظرفیتهای نادیدهگرفتهشده تا چالشهای جدی مدیریت عامل؛ وحید خدابخشی قصد دارم بخشی از تجربه کاری خودم در شرکت امن الکترونیک کاشف رو مطرح کنم؛ تجربهای که به نظرم بیان اون برای روشن شدن وضعیت موجود و جلوگیری از تکرار برخی اتفاقات ضروریه. یکی از جدیترین مشکلاتی که در این مجموعه باهاش مواجه شدم، فاصله محسوس مدیریت عامل با بدنه شرکت است. وقتی مدیرعامل برای شنیدن حرف نیروهای خودش، بررسی مشکلاتشون و پیگیری مسائل سازمانی وقت نمیذاره، طبیعیه که اعتماد، انگیزه و تعلق سازمانی کارکنان ضعیف شده. مسئله مهم دیگه، نحوه انتصاب و بهکارگیری مدیران و نیروهاست. رابطه و اعتماد شخصی بر تخصص، تجربه مرتبط و شایستگی حرفهای اولویت دارد. مسئولیتهای مهم سازمانی به افرادی سپرده شده که علاوه بر عدم توانایی فنی، نداشتن تجربه کافی از مهارت تعامل با نیروی انسانی هم برخوردار نیستند؛ افراد بدون سابقه و تجربه متناسب، صرفاً به دلیل روابط و حمایتهای درونسازمانی در موقعیتهای کلیدی قرار گرفتن. در این میان، نحوه مدیریت منابع انسانی و برخورد با نیروهای باتجربه نیز جای تأمل جدی داره. بر اساس تجربه و مشاهدات من، طی حدود دو تا سه ماه، تعداد قابلتوجهی از نیروها، نزدیک به 50 نفر، از مجموعه جدا شدند شرایط به شکلی پیش رفت که ادامه همکاری براشون دشوار شد. اکثر نیروها قرارداد یک الی 3 ماهه با مجموعه دارن. باید پرسید چه ارزیابیای از دلایل این حجم از خروج نیروها انجام شده و چه کسی مسئول بررسی پیامدهای اون بر عملکرد شرکت است؟ از طرف دیگه، درباره عملکرد برخی مدیران، از جمله در حوزه فناوری اطلاعات، پرسشهای جدی درباره تناسب تخصص، کیفیت مدیریت، نحوه برخورد با کارکنان وجود داره. مدیریت صرفاً به معنای داشتن عنوان و اختیار نیست؛ موضوع قابل تأمل دیگه، اولویتهای مدیریتی و نحوه استفاده از منابع شرکته. این سؤال مطرحه که آیا تمرکز مدیریت به اندازه کافی بر توسعه کسبوکار، جذب پروژههای جدید، رفع مشکلات داخلی و افزایش توان رقابتی کاشف قرار داره، یا از ظرفیت و منابع مجموعه برای تقویت ارتباطات و اعتبار شخصی جناب خدابخشی استفاده می شود. برگزاری دورههای آموزشی با هزینه شرکت برای سازمانهای دیگر، زمانی قابل دفاعه که منافع روشن و قابلاندازهگیری اون برای کاشف، کارکنانش و توسعه کسبوکار شرکت مشخص باشه. سؤال اساسی اینجاست: چه سازوکار نظارتی بر تصمیمات مدیریتی، انتصابات، خروج نیروها و نحوه هزینهکرد منابع شرکت وجود داره؟ چرا باید درباره چنین مسائلی اینقدر ابهام وجود داشته باشه؟ کاشف برای پیشرفت، بیش از هر چیز به مدیریت پاسخگو، نیروی متخصص، شایستهسالاری، احترام متقابل و برنامهای روشن برای توسعه نیاز داره. هدف از بیان این مطالب، تخریب اشخاص نیست؛ بلکه طرح پرسشهایی جدیه که به اعتقاد من، پاسخگویی شفاف به اونها برای آینده شرکت ضروریه. سکوت در برابر مشکلات، اونها رو برطرف نمیکنه؛ فقط باعث میشه هزینه بیشتری به مجموعه و کارکنانش تحمیل بشه. امیدوارم روزی در کاشف، تخصص و تجربه معیار اصلی انتصاب شود، احترام به کارکنان یک اصل غیرقابلچشمپوشی تلقی بشه، مدیران در برابر تصمیماتشون پاسخگو باشن و بهجای نادیده گرفتن مشکلات، برای حل اونها اقدام عملی صورت بگیره. در نهایت، یک سؤال روشن دارم: چه کسی قرار است عملکرد این تیم مدیریتی را ارزیابی کند و چه زمانی قرار است درباره وضعیت موجود، پاسخهای شفاف و مسئولانه ارائه شود؟