مصاحبه بازاریاب
تجربه مصاحبه مصاحبه بازاریاب در اکسون ویژن
در این شرکت هیچکدام از سوالها مشخص نبودند و حتی خود آنها هم دقیق نمیدانستند چه میخواهند. مصاحبهای که رفتم، به نسبت سایرین کمتر از حد انتظار بود و احساس کردم بیش از هر چیزی فقط ادعا مطرح میشد. نتیجهاش برای من تجربهای کمثمر و بیهدف شد.
تجربههای مشابه
در یادداشت کاریم نوشتم که مصاحبه در شرکت اکسون ویژن را تجربه کردم و دقیقا میخواهم همان حس و اتفاقاتش را منتقل کنم. مرحله نخست تماس تلفنی بود و پس از آن جلسه فنی، و نهایتا ملاقات با مدیر مربوطه برای توضیح کارهایی که…
با نگاه مثبت و بازکنندهای به این مصاحبه فکر میکنم؛ به نظر میرسید مدیران دنبال استخدام افرادی هستند که با فرهنگ آنها همسو باشند. مصاحبهگر رزومهام را دقیق نگاه نکرده بود و این حس استقلال قضاوت را در جلسه ایجاد کرده…
مصاحبه یک مصاحبه عمومی بود و تقریبا هیچ سوال تخصصی پرسیده نشد البته پرسیده شد اما به شکل خیلی جالبی مثلا پرسیده شد که نظر شما در مورد تحقیق و توسعه چیست؟ خنده دار ترین سوالی بود که تا به حال از من در مصاحبه ها پرسیده…
در جلسه مصاحبه فهمیدم که بیشتر تمرکز روی کار با نرمافزار بود تا مسائل تخصصی عمیق. شرکت روال جذب و اخراج رو به صورت اتوبوسی انجام میدهد و مطرح شد که اگر در مصاحبه گفتند بنشین و کار را بهطور مستقیم آغاز کن، نباید تعجب…
در این شرکت معمولا روند جذب و پایان همکاری به شکل اتوبوسی انجام میشود و برای همین مسئولان استخدام به خود زحمت نمیدهند و به سادگی جذب میکنند. منابع انسانی وجود ندارد یا اگر باشد، شایستهترین فرایندها فراهم نیست و…
شرکت اکسون ویژن را تجربه کردم. در دومین مرحله از مصاحبه مدیر بازاریابی، روز اول بیشتر جنبه فنی داشت و کسی با تسلط نسبی در بحث بازاریابی را برای گفتوگو دعوت کردند. روز بعد تماس گرفتند تا برای مرحله دوم که شبیه به یک…