بدترین تجربه کاری تا حالا
تجربه کاری برنامهنویس iOS در ایده پردازان
امتیاز ۲.۰ از ۵ (تیر ۱۴۰۰ تا تیر ۱۴۰۰).
در قدم اول، از وقتی که وارد شرکت شدم فهمیدم اوضاع خیلی نامنظم است و هر روز به شکل جدیدی مسئلهای بروز میکند. مدیرعامل با من صحبت کرد و پیامی که شنیدم دربارهی چرخش پرسنل بود: وعدهای که دوباره از نو نیرو میگیرند، اما این کار تنها به تکرار مشکلات میانجامد و من احساس کردم این چرخه به دنبال ثباتی نیست. ساختار سازمانی به هم ریخته بود و اساسیترین مشکل این بود که تیمها بر پایهی فناوری مشخص میشدند نه روی پروژهها، نتیجهاش هم این بود که همکاری بین اعضا کمرنگ شد. هر سه ماهی یکبار نظرخواهی انجام میشد و نتیجهای که از آن میگرفتند منتهی به تغییراتی میشد که به جای بهبود، منجر به کاهش انگیزه میگردید. به همین دلیل فضای کار به طرز ناخوشایندی رقابتی شد و هر کس برای حفظ جایگاهش تظاهر میکرد. آخر هفتهها جلسات گروهی برگزار میشد که به نظر آشنایی و همافزایی میآمد، اما تبدیل میشد به سکویی برای تعارف بیشتر از حقیقت: هر کس بتواند بهتر از دیگری تعریف کند، گویی برنده است و امنیت شغلیاش بیشتر میشود. به گونهای که برای بقا در شرکت، به قدری لاف و تملق لازم بود که واقعاً غیرمفهوم میکرد. در ابتدای کار، با سفتههای سنگین و قابل توجهی روبهرو شدم؛ کارخانه وعده نگهداشتن آنها را دو سال میداد و بیمه هم تنها پایه بود که در نهایت به ضرر حقوقی و سابقهی شغلیام تمام میشد. مزایا انگار وجود خارجی نداشتند و دروس و آموزشهایی که انتظار داشتم به من ارائه نشد. حقوق اغلب با تأخیر میآمد و مدیرعامل در حضور کارکنان با لحن التماسآمیز میگفت که پرداخت صورت نگرفته و وعدهای مبنی بر آینده داده میشود. قراردادها به صورت کامل و منظم ارائه نمیشدند و اضافهکاری یا بهشکل درست محاسبه نمیشد یا اصلاً وجود نداشت. منابع انسانی با فشارهایی از سوی کارمندان برای انتشار نظرهای مثبت مواجه بود یا ویدیوهایی از تمجیدهای مدیر سابق در شبکههای عمومی شرکت پخش میکرد تا وجههی شرکت را جلوه دهد. به طور خلاصه اگر از درب شرکت فاصله بگیری و کمی دربارهی شرکت جستجو کنی، میتوانی عمق مشکلات را لمس کنی.