وویکی‌تجربهجستجو
بادبادک هفت آسمان
تجربه کاری۲۶ بهمن ۱۴۰۲

برنامه نویس

تجربه کاری برنامه نویس در بادبادک هفت آسمان

امتیاز ۱.۰ از ۵.

۱.۰· برنامه نویس

در محیطی با فشار بالا کار می‌کردم که رفتار مدیریت به هیچ‌وجه قابل قبول نبود. مدیر پروژه به‌طور ناگهانی تصمیم می‌گرفت تیمی را از ادامه کار منصرف کند و در صورت بروز شکست مالی، واکنش تند و توهین‌آمیز نسبت به هم‌تیمی‌ها نشان می‌داد. در هر بخش هم یکی از بستگانش را به عنوان نماینده گزارش کارها قرار داده بود. همسر ایشان دائما حضور داشت و نظارت کامل روی افراد وجود داشت؛ گویی دفتر دائم تحت ردیابی و میکروفن بود. بارها به دلیل قول‌های بی‌پایه به کارفرما ناچار شدیم شب‌ها و روزهای طولانی برای تحویل به موقع کار کنیم و در نهایت از قدردانی هم خبری نبود. برداشت اصلی این بود که چون حقوق پرداخت می‌شود، هر دستوری باید اجرا شود، هرچند تاخیرهای مکرر وجود داشت. از نظر اخلاقی هم شرایط قابل قبول نبود و برخی محدودیت‌ها درباره ظاهر و پوشش وجود داشت که با دلیل حضور سرمایه‌گذاری خارجی توجیه می‌شد اما در عمل فشارهای غیرلازم بر تیم بود. در کل به هیچ‌وجه توصیه نمی‌کنم و بیمه تکمیلی هم ارائه نمی‌شد.

نقاط قوت

بیمه

نقاط ضعف

عدم توازن کار و زندگی
نداشتن بیمه تکمیلی
عدم امنیت شغلی
ساعت کاری بالا
عدم پرداخت به موقع حقوق
کنترل افراد با دوربین

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۱.۰
مدیریت
۱.۰
حقوق و مزایا
۱.۰
تعادل کار-زندگی
۱.۰
فرصت رشد
۱.۰
توصیه به دیگران
۱.۰

تجربه‌های مشابه

بادبادک هفت آسمان
تجربه کاری
کاربر ناشناس·Golang developer
۱.۰
Golang developer

دوست دارم با نگاهی واقع‌بینانه و آرام، تجربه‌ام را روایت کنم: از نظر من تیم مدیریتی باید سریع‌تر زیرساخت‌های لازم را فراهم کند. فضای کارگاهی اینجا راکد و سرد به نظر می‌رسید؛ گویی محیطی خشک و شکننده بود. ارزش‌های شرکت همواره نزولی به نظر می‌رسید و با شواهدی که داشتم، تغییرات مثبت به چشم نمی‌آمد. امیدوارم صاحب‌نظران بتوانند وضعیت ارز و تحویل‌ها را بهتر مدیریت کنند. حقوق من تا سه ماه پرداخت نشده بود.

بادبادک هفت آسمان
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

تجربه‌ام از بادبادک هفت آسمان را این‌طور روایت می‌کنم که شرکت به نوعی از دروغ‌ها و توهم‌های مدیریتی شکل گرفته است و این‌که دقیقا چه می‌گذرد درون سازمان روشن نیست. هر چه بیشتر در مجموعه می‌مانم، حال آرامی ندارم و احساس می‌کنم نشانه‌های افسردگی در پی دارد.

بادبادک هفت آسمان
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

دو سالی به صورت حضوری در این شرکت فعالیت کردم و با جنبه‌های گوناگون کارش آشنا شدم. فضای مدیریتی شرکت کاملا خانوادگی بود و از همسر و فرزندان و دامادها تشکیل می‌شد، و گاهی نگاه مدیران بالا به پایین بود و به نظرها و پیشنهادهای تخصصی احترام زیادی قائل نبودند. روابط با همکاران به سختی امکان‌پذیر بود و گاهی رفتارهای تند و ناسزا از طرف برخی مدیران دیده می‌شد. شب‌هایی هم بود که تا چهار، پنج صبح کار می‌کردم؛ با این وجود از نظر آنان تشکر نمی‌کردند و کار را طبیعی وظیفه می‌دانستند. چندی بعد مدیران می‌آمدند و می‌گفتند کم‌کاری یا کند بودن، وسط کار داد و فریاد داشتند و اوضاع به هم می‌ریخت. تعهدات غیرواقعی زیادی می‌دادند و پرداخت حقوق به تأخیر می‌افتاد؛ در طول سه ماه هم گاهی حقوق فقط با تأخیر پرداخت می‌شد. ساعات کار کارکنان پنهان نگه‌داشته می‌شد و تنها در آخر ماه قابل مشاهده بود. انتظار کاری بی‌وقفه، حتی در تعطیلات رسمی، وجود داشت و تماس‌های شبانه هم ادامه داشت. خروج از ساختمان شرکت با تبعاتی روبه‌رو می‌شد و حقوق کاهش می‌یافت. قراردادها اجازه نمی‌داد نسخه‌ای از آنها گرفته شود و هنگام استعفا معمولا با فشار برای پرداخت نکردن یا تاخیر در پرداخت باقی‌مانده حقوق مواجه می‌شدم. نمونه‌های مشخصی از میکرومدیریت در شرکت وجود داشت: درباره کوچک‌ترین تغییرات مدیرعامل دخالت می‌کردند و چون تخصص لازم را در آن حوزه نداشتند، غالبا نظر اشتباهی می‌دادند و مجبور می‌شدی به رغم احساس درست نبودن تصمیم، اجرای آن را بپذیری زیرا نتیجه می‌گشت که ما بلد نیستیم کار کنیم و خود مدیرعامل یا تیمش تصمیم را اجرا می‌کردند یا ممکن بود از همکاری با کارمند امتناع کنند. در برخی مواقع تشویق به مصرف مواد مخدر برای افزایش بهره‌وری هم مطرح می‌شد. گفتگو با همکاران را به سختی می‌پذیرفتند و در نتیجه بخشی از کارها به دلیل محدودیت ارتباطی ناقص می‌ماند. مخالفت‌های مکرر با دورکاری وجود داشت، گرچه در شرایط خاص استثناء داشتند. شرکت کاملا تحت شنود بود و دوربین‌های زیادی در محیط وجود داشت. فضای کار بی‌نظم بود: اتاقی بزرگ که حدودا پنجاه نفر را کنار هم چیده بودند، بدون پارتیشن یا اتاق مشخص، و تهویه‌ی نامطلوبی داشت تا جایی که در زمستان با لباسی سبک عرق می‌کردی. در کل مدیریت مجموعه رفتاری آزاردهنده داشت که به سلامت روحی و گاه فیزیکی کارکنان آسیب می‌زد و تجربه‌ی کار در چنین محیطی برای من به‌جز خستگی و ناامیدی نتیجه‌ای نداشت. واقعا ارزش تجربه کردنش را نداشت و به هیچ‌کس توصیه نمی‌کنم برای کار به این شرکت مراجعه کند.

بادبادک هفت آسمان
تجربه کاری
کاربر ناشناس
۱.۰

باور کنید که به نظر من اینجا همه چیز به صورت شفافی که باید باشه بیان نشده. من دیدم که چطور تصمیم‌گیری‌ها در این شرکت به دست مدیر عامل و خانواده‌اش می‌افتد و کارهای غیرشفاف زیادی پشت پرده اجرا می‌شود، به‌خصوص در حوزه‌های داخلی که مدیران میانی به‌عنوان عروسک خیمه‌شب‌بازی نقش دارن و بیشتر از آشنایان و دوستان انتخاب می‌شوند تا افراد باصلاحیت. اغلب کارکنان وقتی با این نوع رفتارها روبه‌رو می‌شوند، احساس می‌کنند که برخوردی محترمانه و راضی‌کننده وجود ندارد و خداحافظی‌ها هم اغلب با نیت‌های مشخص و غیرمنصفانه صورت می‌گیرد. همچنین اشاره شده که این شرکت سابقه‌ای داشته در دوره‌ای که با خدمات ارزش افزوده موبایل پول‌های زیادی جا به جا شد و منبع ثروت مدیر عامل هم به نظر با این رفتارها مرتبط است. به طور کلی، استمرار تصمیم‌گیری‌های متمرکز و بی‌تفاوتی نسبت به شفافیت، از جمله نکات منفی‌ای است که در این تجربه به چشم می‌خورد.

بادبادک هفت آسمان
تجربه کاری
کاربر ناشناس·اداری
۳.۰
اداری

شرکت بادبادک هفت آسمان برای من تجربه‌ای پرتنش بود؛ اول کار با وجود مدیرعامل و خانواده‌اش، محیطی پر از حاشیه و تشنج دیدم، چون هر چیز مثل دوربین، صدا و تصاویر صفحه‌نمایش به‌طور مداوم ضبط می‌شد. فضای کار انگار با بی‌اعتمادی همراه بود و گاهی حس می‌کردم که همه نسبت به هم پشت‌پا می‌زنند یا نقشه‌ای دارند، به‌خصوص درباره روابط کاری بین همکاران که بیشتر به یکدست‌سازی روابط شبیه می‌شد. به‌خاطر این جو، حقوق به موقع پرداخت نمی‌شد و اخراج هم به‌راحتی امکان‌پذیر بود.

بادبادک هفت آسمان
تجربه کاری
کاربر ناشناس·Backend developer
۱.۰
Backend developer

برای من که در بادبادک هفت آسمان کار می‌کردم، تجربه‌ای کاملا ناامیدکننده بود. رفتار مدیران ناوناخت و بی‌ادب بود و دائما حرف‌هایی زده می‌شد که حس بی‌احترامی می‌داد. فضای کار پر از تنش و بی‌اعتمادی بود و بیشتر همکاران به مواد مخدر گرایش داشتند که اثر منفی روی محیط کار می‌گذاشت.