اگه دنبال بدبختیای، بیا اینجا
تجربه کاری کارمند در بهرژیم
امتیاز ۲.۰ از ۵ (شهریور ۱۴۰۳).
برای به دست آوردن تجربهای که حس بد از کار کردن در این شرکت را منتقل میکند، با وجود فشارهای غیرضروری و نگرانیهای رفتاری، کارم رو شروع کردم. ابتدا همه چیز نسبتاً منظم به نظر میرسید، اما خیلی زود با واقعیت ناخوشایندی روبهرو شدم: مدیرعاملها به ظاهر ملاحظه و حرفهای دمدستی میزنند اما کار بلد نیستند؛ صحبتهایشان بیشتر به تبلیغ و بازی با کِیسهای لحظهای میماند تا توسعه و ساختن. سرپرستها هم اوضاع خوبی ندارند؛ بیشتر به جمعآوری امتیاز از پرسنل و چاپلوسی برای روسا مشغولند تا مدیریت واقعی. یکی از همکاران فروش/بازاریابی که واقعاً حرفهای بود را بیش از حد فشار دادند تا در نهایت از مجموعه جدا شد، و از آن به بعد تیم کلا دچار بیاعتمادی شد. منابع انسانی هم معمولاً پنهانکار و دوبهدوغه است؛ ادعا میکنند از واحدهای بزرگ آمدهاند، اما به نظر میرسد کار زیادی بلد نیستند و تنها با ظاهر و گفتار وارد مجموعه میشوند. قراردادها از نظر حقوقی پیچیدهاند و به نظر میرسد با فشار و تهدید اجرایی میشوند تا هر طور که میخواهند گیرت بیفتد. ساعات کار طولانی است و ارتباط مداوم با موبایل یا هر دستگاه دیگری زیر نظراتی سنگین است، تا حدی که احترام به حریم خصوصی از میان میرود و به شکل لحظهبهلحظهای تاخیرها را محاسبه میکنند؛ راهی برای فرار ندارد. فضای کار پر از ناسزا و تنش است؛ یکی از سرپرستها فقط به حرفهای زننده و پرخاشگری میپردازد و حتی در خودرو هم رفتار رکی دارد. در نهایت محیطی بیپرستیژ و ناامیدکننده پیدا میشود و به خودم میگویم شاید واقعاً اینجا جای کار نیست.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
شرکت بهرژیم را تجربه کردم. در آغاز، رفتار همکاران با من دوستانه و محترمانه بود و خیلیها از سطح انگیزه و انرژی بالا داشتند، اما به مرور که کار جدیتر شد، فاصلههایی ایجاد شد که من را از ادامه همکاری دلسرد کرد. فضای شرکت پر از نمایش و شعارهای بازرگانی بود و بارها حس کردم باید مدام نمایش حرفهای داشته باشم تا نظرها را جلب کنم. جلسات پشت هم بود و بهطور کلی زمان کافی برای انجام کارهای عملی نبود. از نظر رشد فنی داخل تیم و خارج از آن، فضا کمرنگ بود و با وجود تأکید بر آموزش، سهم آموزشی قابل توجهی وجود نداشت. نکته منفی اینکه جو غیررسمی حاکم بر مجموعه و روابط سطحی بین همتیمیها باعث شد تا واقعیتها کمتر دیده شوند. یکی از مشکلات هم مربوط به فضای پیرامون کار بود؛ احساس نظارت مداوم وجود داشت و برخی پیشنهادها یا رفتارها را به صورت کامل مناسب نمیدانم. در نهایت پس از نزدیک به چهار ماه تصمیم به خروج گرفتم.