مصاحبه برنامه نویس دات نت
تجربه کاری مصاحبه برنامه نویس دات نت در بورس تهران
امتیاز ۱.۰ از ۵.
روز اول مصاحبه برای نقش دات نت در بورس تهران بود و سه نفر به عنوان مصاحبهکننده حضور داشتند: دو آقا و یک خانم که اعضای تیم منابع انسانی محسوب میشدند. به گفتههای کارشناسهای مربوطه، گویایی و سطح دانش آنها از حد انتظار پایینتر بود و فرآیند گزینش به نظر میرسید که بیشتر سلیقهای است تا مبتنی بر سابقه کار و مهارتهای برنامهنویسی. من سابقه کار در بانک کشاورزی را در حوزههای PC programming تا مین فریم دارم و تجربه کار در شرکتهای تابعه بانک مرکزی را نیز دارم. وقتی رفتارهای مختلف شرکتهای بزرگ را دیدهام، میتوانم بگویم که تجربههای زیادی کنار آنها داشتم و حتی برای برخی از آنها رضایتنامههای شغلی گرفتم. با وجود اینکه برای شغل برنامهنویسی اپلای کرده بودم، در مصاحبه سوالاتی درباره نگهداری سرور و Always On مطرح شد که ارتباطی به موقعیت شغلی من نداشت و خارج از حوزه تخصصی بود. در پایان، به نظر میرسید که اگر آشنایی مشخصی نداشته باشید و یا بدون علاقهای اپلای کنید، احتمال رد شدن وجود دارد.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
برای مصاحبهای به عنوان برنامهنویس دعوت شدم که طبق آگهی سایت جاب ویژن برگزار شد. من هفت سال سابقه کاری دارم و با دریافت ایمیلی از واحد منابع انسانی، فرم پرسشنامهای شامل مشخصات، مهارتها و تحصیلات را تکمیل و ارسال کردم. در روز مصاحبه سه نفر مصاحبهکننده حضور داشتند و تمایل داشتند که دقیقا مراحل درخواست در MVC را گام به گام توضیح بدهم و از کاربرد فایل مشخصی در مسیر سیستمویندور با خبر باشم؛ سوالات مربوط به دیتابیس و سایر جزئیات هم مطرح شد. همچنین در طول مصاحبه به شدت سوالاتی به نظر بیربط و گاهی غیرمحور پرسیده میشد. در نهایت گفتند به دنبال فردی هستند که بتواند سایت شرکت را نگه دارد و نقش پشتیبان تمامکارهای که وب فرمها کار کند را ایفا کند. یکی از شرکتکنندگان نیز که از نیمه جلسه روی صندلی خوابیده بود، بهنظر میرسید در ماه رمضان فشار زیادی بر او وارد شده بود.
من برای مصاحبهای حضوری و کلاسیک به شرکت بورس تهران رفتم؛ پس از تماس اولیه، با مردی با رفتار نسبتا سرد روبهرو شدم و وارد اتاقی شدم که به نظر مدیر عملیات میآمد و تقریبا یک ساعت معطل بودیم. در نهایت با عذرخواهی کوتاه، مصاحبهای هشت دقیقهای انجام شد اما حتی یک سؤال تخصصی مطرح نشد و صرفا درباره انگیزهام برای خروج از کار و اینکه رزومهام چه حرفهایی میزند پرسیده شد. دو هفته بعد هم هیچ ایمیلی برای توضیح وضعیت دریافت نکردم و در پنل اپلای نوشته بودم رد شدم. واقعا برای جامعه منابع انسانی تأسفبار است که این مدل رهبری در جایگاههای کلیدی حضور داشته باشد و نتیجهای مطلوب ارائه ندهد.
در جلسه اول برای موقعیت دواپس در ساختمانی که در سعادت آباد بود، با مدیر تیم عملیات و توسعه روبهرو شدم و همه صحبتها بیشتر بهزبان فارسی بود. هر چند دقیقه یکی به جمع جلسه اضافه میشد و من باید از همان ابتدا توضیح میدادم که چه مهارتهایی دارم و چه کارهایی انجام دادهام؛ افراد مختلفی از جمله مدیر تیم توسعه و مدیر تیم عملیات و کارشناس تیم عملیات حضور داشتند. پرسشها بیشتر حول این بود که چه کار کردهام یا بلد هستم، و در نهایت برای جلسه دوم نمونه سوالی به من داده شد. با اصرار همکاران و تماسهای مکرر، به جلسه دوم رفتم که در آن شورا شامل تمامی مدیران سازمان بود که تقریبا هر ماه یکبار گرد هم میآیند تا استخدامکنندگان دور هم جمع شوند. فرقی هم ندارد سمت شغلیتان چه باشد، از زیرساخت تا شبکه و کابلکشی و تعمیر پرینتر سوال میپرسند و در پایان ممکن است از همه افراد نظر بدهند. اغلب به من یا سایرین درخواستی میدادند و تصمیمی که میخواستند بگیرند در همان جلسه یا پی در پی مشخص میشد. در نهایت گفتند مزایا خیلی زیاد است و حقوق بالاست، ساعات کاری نسبتا خوب است اما محیط کار از لحاظ فرهنگی و فناوری خیلی متفاوت و قدیمی بود؛ برای مثال هنوز از ورژن کنترل TFS استفاده میشد.