Back-End developer
تجربه کاری Back-End developer در تجارت الکترونیکی ارتباط فردا
امتیاز ۱.۰ از ۵.
برای مصاحبهی استخدامی دعوت شده بودم و در آغاز جلسه آرامشی کمجان وجود داشت. سوالات با رضایت کم و گاهی با سوالهایی که به نظر میرسید به تخریب تجربه و دانش من متمرکز بود، مطرح میشد و گاهی بین صحبتهای من به طرح سوالات بیربط هم میپرداختند. از بدیهیترین جزئیات تجربههای قبلیم سوال میکردند، مانند اینکه بیزینس شرکتهای قبلی چطور رخ داده یا از چه تکنولوژیهایی استفاده شده بود، و نسبت به برخی پوزیشنها سوالاتی فراتر از وظایف اصلی مطرح میشد. اکثر سوالات فنی هم بیشتر بهزبان زیرساختی فریمورکها میپرداخت و سناریوهای عملی یا نحوهی فکر کردن به مشکلات نرمافزاری را در نظر نمیگرفتند. برخورد آنها به من طوری بود که به رغم پاسخهای درست، به نظر میرسید قصد داشتند پاسخ من را نباشند و با اصرار به اشتباه بودن، مسیر را منحرف کنند. با وجود سابقهی حدود شش سالهی کار در چهار شرکت و پروژههای مختلف، احساس میکردم پاسخهایم به شکل درست درک نمیشود. برخی پرسشها به توضیح دقیق و روشن نیاز داشتند و گاه به شیوهای پر از طنز و نکوهش مطرح میشدند که باعث کمترین حس خوب از روند مصاحبه میشد. کمیبعد از این ماجرا فهمیدم که رفتار غیرحرفهای مصاحبهکنندگان، که یکی از لیدرهای تیم نیز بودند، نشان میدهد حتی در صورت پذیرش هم تمایلی برای همکاری وجود ندارد. بهطور کلی این تجربه یکی از بدترین مصاحبههای شغلی در طول دوران کاریام بود.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
به نظرم فضای شرکت از نظر طراحی خیلی دلنشین بود و انرژی مثبت محیط به وضوح حس میشد. پس از گذشت یک هفته از ارسال رزومه، با من تماس گرفتند و زمان مصاحبه را مشخص کردند. مصاحبه با مسئول فنی دقیقا سر وقت آغاز شد و سوالات بیشتر حول رزومه و سوابق کاریم بود؛ همچنین از ددلایل جدایی و برخی نکات درباره نرمافزارهای مرتبط هم سوال پرسیدند. در نهایت توضیحاتی درباره نوع فعالیت شرکت ارائه شد. اما احساس کردم رابط مصاحبه نسبت به صحبتهای من شوکلی ندارد و گاهی صحبت من را قطع میکرد؛ بهعنوان مثال تاکید داشتند هر فرد در تخصصش در همان نرمافزار نتیجه بگیرد و من سعی کردم از پاسخ دادن فرار کنم اما با پافشاری ایشان مجبور شدم پاسخ دهم. به نظر من این پرسش چندان مناسب نبود چون هیچکس به طور دقیق نمیتواند درباره تخصص خود نمره بدهد. از پاسخ دقیق به این سوال امتناع کردم، اما دوباره مصرانه از من خواسته شد تا پاسخش را بدهم.
در آغاز کار با این شرکت احساس کردم میتونم تجربههای قوی در حوزه بازاریابی به دست بیارم، اما خیلی زود واقعیتها برایم روشن شد. گمان میکردم شرکتهای بزرگ چون اسنپ و دیجیکالا تجربه را به من میرسانند، اما اینجا با روندی روبهرو شدم که از نظر من قابل قبول نبود. متوجه شدم تعهدات مالی که قول داده بودند، زیر میز زده شد و برخلاف قرارداد امضا شده به تعهدات شان عمل نشد. فضای کاری مجموعه به نظر من حرفهای نبود و افرادی که در مجموعه مشغول به کار بودند، با استانداردهای من خیلی فاصله داشتند. اگر برای پول و عدد وارد شرکت میشدید شاید با من همنظر باشید که آنچه وعده داده میشود به شکل مناسب ارائه نمیشود و تسویه حسابها به تاخیر میافتد؛ من پس از مدت نهs ماه از کار هنوز تسویهحسابم به پایان نرسیده بود و پیگیریها تا شش ماه بعد نیز بدون نتیجه ماند. برای کسانی که به قصد یادگیری به اینجا میآیند، فضای یادگیری فعلا وجود ندارد و با مشکلاتی از این دست روبهرو میشوند.
وقتی وارد این شرکت شدم، احساس کردم با یکی از بدترین تجربههای کاریم روبهرو شدم؛ فضایی سرد و پر از حسادت در بین برخی همکاران اوضاع را خیلی ناخوشایند کرده بود. مدیر منابع انسانی به شدت به نظر میرسید که هر آنچه من میگویم را زیرسوال میبرد و حرفهایش به عنوان واقعیت مطرح میشد. جو حاکم بین تیم نه صمیمی بود و نه همدلی؛ کارمندان بیشتر به زیرآب زدن و نزاع فکر میکردند تا همکاری در مسیر پیشرفت پروژهها. نسبت به حقوق هم وضعیت قابل دفاعی وجود نداشت و هر بار که اعتراض میکردم با پاسخهایی مواجه میشدم که انگار رزومههای زیادی برای کار در اختیار دارند و به نوعی از حقم گذشت میکردند. نسبت به تعریف پروژه و نقشهای مختلف در سازمان هم شفافیتی دیده نمیشد و این سردرگمی درباره اینکه کی پروژه را تعریف میکند، کی مدیر پروژه است و از چه نقطهای باید کار را شروع یا به پایان برسانیم، خیلی آزاردهنده بود. در نهایت احساس پشیمانی کردم از اینکه در چنین محیطی کار کردهام و نکته روشن این بود که هیچ هماهنگی مشخصی برای مسیر کاری وجود ندارد.
برای مصاحبه به این شرکت رفتم و در نگاه اول حس میکردم فضای خوبی داره، اما کمکم رفتار مصاحبهکننده دچار نگرانی شد. ابتدا فردی که قرار بود با من گفتوگو کند، اعلام کرد وقتش محدود است و جلسه برای او پیش آمده؛ پس فرد دیگری را معرفی کردند تا من با او صحبت کنم. این تغییر ناگهانی و نبود هماهنگی اولیه باعث شد احساس کنم به کارجو تا حدی بیاحترامی میشود. راوی با فرد جدید تماس برقرار کرد و برخوردش کمی سرد بود؛ گویا دنبال نکات منفی میگشت و نگاهش بالابالا بود. تجربه از نظر حرفهای بودن هم قابل قبول نبود. بعد از مصاحبه، پروفایل او را در لینکدین بررسی کردم و دیدم که تجربهی چندانی در آن پوزیشن ندارد و رفتار او با من همراه نبود. بهطور کلی رفتار تیم مصاحبه حرفهای بهنظر نمیرسید.
سالهاست که از برخورد با این شرکت تجربهای دارم که هنوز هم به خاطرش دوست دارم صادقانه بنویسم. من بهعنوان برنامهنویس همانجا کار میکردم و خیلی زود فهمیدم که حقوق را مطابق یک فرایند نامشخص و گاه غیرعادلانه تعیین میکنند. در اولین ماهها از من میپرسیدن چه مقدار حقوق میخواهی و بعد آن را با ضرب در بیست و یک یا بیست و دو محاسبه میکردند و میگفتند این مقدار حقوق سالانه است. اما وقتی پایان سال میپرسیدم که آن مبالغ به چه شکل تقسیم شدهاند، پاسخ میدادند که دو ماه از آن به اضافهکاری من بوده و برداشت دیگری هم بابت صندوق در نظر گرفته شده که امسال لغو شده است. این توضیحات اغلب روشن نبود و حس میکردم از لحاظ شفافیت نسبت به خودم مسئولیت کمتری داشتند. در نهایت برداشت من از وضعیت حقوقی شرکت این بود که مسیر پیشرفت برای من چندان واضح نبود و به نظر نمیرسید که مسیر رشد مشخص یا فرصتهای ملموسی وجود داشته باشد. فقط برخی نمایشها و ادعاهای سطحی برای تبلیغ تیم یا پروژهها دیده میشد.
در حال حاضر شرکت تجارت الکترونیکی ارتباط فردا تجربهای مطلوب از نظر محیط کار ارائه میدهد اما برخی جوانب قابل بهبود هستن. جایگاه من به عنوان برنامهنویس پایتون خیلی خوب بود و دسترسی به سرویسهای رفت و آمد به نقاط مختلف شرق، غرب و شمال تهران از مزایای قابل توجه محسوب میشد. فضای کار دوستانه و همفکری خوبی داشتم، هرچند تیمهای فنی خیلی به هم نزدیکاند و همین امر تمرکز روی کار را گاهی دشوار میکرد. در سال هزار و نهصد و نودنه به صورت انتخابی امکان دورکاری وجود داشت و در دوره همهگیری کرونا مدیریت بحران به خوبی انجام میشد. حقوق نسبت به سطح کار، در حد متوسط باقی میماند و انتظار میرفت که مقداری بالاتر باشد. اکثر همکاران سالهاست که اینجا حضور دارند و رابطههای دوستانه خیلی صمیمی است؛ این جو اجتماعی خوب است اما ممکن است برای جذب نیروهای جدید و پیشبرد کار از نظر بهرهوری چالشهایی ایجاد کند. مدیریت شرکت و ساختار آن به طور کلی تغییرات زیادی را پشت سر گذاشته است و اکنون افراد جدیدی در نقشهای مدیریتی جایگزین شدهاند. به همین دلیل رفتار سازمانی و روندهای کاری در حال تغییر است و تحلیلهای دورههای قبل تا حدی معتبر نیستند، چون اکثر مدیران و نفرات کلیدی تعویض شدهاند و حتی زیرمجموعهها هم تغییرات گسترده داشتهاند. شرکت، پکیجهای آموزشی و فرهنگی متنوعی ارائه میدهد که به صورت انتخابی و بنا بر علاقه شخصی قابل استفاده است و هرکس میتواند با میل خودش از این امکانات بهره ببرد، که مزیت قابل توجهی محسوب میشود.