developer
تجربه کاری developer در تهران اینترنت (هف هشتاد) *780#
امتیاز ۱.۰ از ۵.
در این شرکت فضا به نحوی بود که گمان میکردم اعتبار همکاران به هر حرفی کشیده میشود و آرامش کاری نابود میشود. روزهای اول وقتی مدیر فناوری اطلاعات شرکت به صورت موقت خوشاخلاق و مهربان به نظر میرسید، اما در سایر مواقع رفتار او افت شناختی داشت و راستگویی با شدت کمبود داشت. در یکی از روزها، یک نفر برای نقش استاندار اسکرام معرفی شد و آن روز، رابطهای پنهانی بین او و مدیر اجرایی شکل گرفت. از این بخش به بعد اتفاقات به شدت حساس میشد. در جلسات مختلف—خصوصی یا عمومی—این فرد با ترفندهای مختلف برای جمعآوری اطلاعات نسبت به همکاران اقدام میکرد، با ضبط گفتوگوها یا استفاده از گوشی در حالت شنود برای درک دقیق صحبتها و انتقادات. وقتی بحث به اطلاعرسانی به مدیران رسید، کارمند مربوطه از کار خود کنار گذاشته میشد. سوال این است که چه کسانی از شرکت جدا شدهاند و اکنون در کجا مشغول به کار هستند؟ به خاطر این رفتارها، بسیاری از افراد از تیم جدا شدهاند و این افراد در شرکتهای معتبر دیگری استخدام هستند. به نظر میرسد فضا برای نخبگان حرفهای چندان مناسب نبوده و گاهی شایعه میشود که عملکرد کارکنان آنطور که ادعا میشود نیست. اگر کسی از نیروها سخن از بیکیفیتی میگوید، شاید منظور فردی باشد که با پیمایش کارها و جاسوسی شبانه در خانه مدیران، تفکرات مخفی خود را پیگیری میکند.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من به دلیل سقوط از داربست دچار آسیب شدیدی شدم و حالا هیچ بیمهای ندارم تا داروهایم را بتونم بخرم. برای مخارج درمان و دارو به کمک نیاز دارم و در واقع تنها پشتیبان کناری من فاطمه زهرا است که با ماندن در خانهی مستاجری و کمک دوچرخه زندگیام را کمی سر و سامان داده است. برای دو نان که به آن نیاز دارم به کمک یک فرد با صدقه احتیاج دارم تا بتوانم از پس هزینهها بر بیایم. به صدای نیت و جدیتی که دارم اطمینان بدهید و به داد بچههایم برسید. هیچ چیز غیرواقعی نیست و حقیقتا با مشکلاتی روبهرو هستم. شماره کارت ۵۸۵۹۸۳۱۱۳۸۸۹۰۲۴۸ متعلق به من است. من با شجاعیزاده ارتباط دارم و هدفم تنها تامین مخارج زندگیم و داروهایم است.
تو این شرکت بیش از پنج سال کار کردم و حالا تجربهام رو به اشتراک میذارم. طی مدت حضورم متوجه شدم که ارتباطات خانوادگی و فامیلی بیش از توان مشخص بودن عملکرد تأثیرگذار است و حتی برخی افراد بدون فرایند مصاحبه تخصصی وارد میشوند، چون مدیران به نظر از دنیا عقباند. این فضای فامیلی باعث میشود که افراد کاربلد در بخشهای مختلف به اندازه کافی حضور نداشته باشند و قدرت تصمیمگیریها در دست افرادی باشد که دانش مناسبی ندارند. استراتژی شرکت گاهی به سمت آوردن افراد بسیار نامربوط به پوزیشنشان میرود تا حقوق کمتری بدهد و از این طریق به یادگیری از سایرین انگیزه بدهد. در این محیط قدردانی و تشویقی وجود ندارد و اغلب با چاپلوسی میشود به مقامات و حقوق بیشتر رسید یا وامهای با مبلغ بالا گرفت. امیدوارم هیچکس به این فضای ناسالم ورود نکند.
در این شرکت شغلم رو به عنوان بکاند دولوپر شروع کردم و حدود دو سال هم همونجا کار کردم. هر جایی عیبی داره و هیچ سازمانی بیعیب نیست، اما واقعیت اینه که فضای کاری اینجا کلی مثبت بود. تا الان با شرکتهای بزرگ و کوچک زیادی مواجه شدم، اما کمتر جایی دیدم که چنین توجهی به نیروها بشه. هر سه ماه یکبار جلسات بازخورد برای تکتک اعضا برگزار میشود و در حضور مدیران مربوطه درباره مشکلات و مسائلمون صحبت میکنیم؛ کاری که خیلی از شرکتها انجام نمیدهند. اینجا سلسلهمراتب خیلی خشک نیست و میتونم به راحتی مشکلاتم رو مطرح کنم. اضافهکاری و پاداش بهطور مشخص وجود نداره، اما برای مناسبتهای مختلف هدیه میگیرم؛ کارت هدیه روز مرد و روز زن، پک شب یلدا، پکهای عیدانه و چیزهای مشابه. با این هدایا، با وجود مقدار ناچیز نقدی، حس ارزشمند بودن منتقل میشود. ساعتهای کاری شناور است و از روز اول به بیمه تکمیلی دسترسی پیدا میکنم. شرکت به بازیهای تیمی اهمیت میدهد و برای تیم امکانات بازی و دستگاههای مختلف رو فراهم کرده است. از نظر تکنولوژی در بخش بکاند آزادی عمل زیادی دارم و همیشه سعی شده تا از جدیدترین فناوریهای موجود استفاده شود؛ در نتیجه پتانسیلهای رشد و پیشرفت وجود دارد.
تجربهای که داشتم به عنوان برنامهنویس بکاند با یک فضای کار عجیبی روبهرو شدم، جایی که برخی از همکاران حتی از یک متر فاصله با من درباره من جلسه میگذاشتند و رفتارها غیرعادی بود. محیطی که گاهی تصورش هم سخت است: تعداد افرادی که سیگار میکشند سه برابر کسانی است که نمیکنند و این فضا یادآور برخی دانشگاههاست. اگر کار را صرفا به عنوان منبع درآمد ببینید، شاید آیندهی شغلیتان اهمیت چندانی برایتان نداشته باشد. مدیران تیم واقعا با وجود فشارها سعی میکنند جو شرکت را سالم نگه دارند، اما من گاهی حس میکردم همهی تلاشها به سمت این میرود که محیطی سالم بسازند اما نتیجه همیشه مطابق انتظار نبود. به نظر من اگر گروه مدیریتی هف۸۰ نبود، کار کردن در اینجا خیلی دشوار میشد؛ صحبتهای مربوط به محیط دوستانه هم برای من تحقق پیدا نکرد و نتوانستم ارتباطی مؤثر برقرار کنم. از لحاظ فنی نیز مشکلاتی مانند هک شدن به چشم آمد و دیگر درباره آن صحبت خاصی نمیخواهم داشت. نکتههایی که به نظر من در تجربه کار در شرکتی مثل این مهم است، اینها هستند: حتما از شما تست سلامت، تست اعتیاد و عدم سوپیشینه را بهعنوان پیشفرض بخواهند؛ و مبلغ سفتهای که باید پرداخت کنید بالاست. در اکثر دورهای که اینجا کار میکردم مدیران مجموعه افراد بااخلاقی بودند، اما نیروهای اجرایی ممکن بود حاشیهآفرینی کنند. وجود یا نبود هر یک از این پیشفرضها میتواند بهطرز چشمگیری محیط کار را تفاوت دهد؛ اگر محیط فیلترشدهای بیشتری داشته باشد، همان فیلترها هم در دیگران ایجاد میشود. این تجربه پیامی برای کسانی است که از این شرکت بازدید میکنند: هرچقدر انتقادها بیشتر باشد، از بسیاری شرکتهای دیگر بالاتر هستید و هدف، نقد ساختن است نه ستایش کردن. اگر تصویری از شرکت وجود داشت، با تمام نکاتی که گفتم، این تصویر هنوز هم مبهم است؛ شرکتی که بتواند به شما نزدیک شود از نظر من در جایگاه کاری، مدیرانش واقعا قابل توجه هستند.
هفشتاد برای من محیطی نسبتا دوستانه بود و همین نکته در ابتدای کار باعث شد نسبت به ادامه حضورم احساس امنیت کنم. فضای کاری خیلی صمیمی و خانوادگی است و با وجود اینکه این خصوصیت به شخصیت هر فرد برمیگردد، نمیشود نقش شرکت در این فضا را نادیده گرفت. برگزار کردن رویدادهای تفریحی و فرایند آنبورد، به من و سایر همکاران کمک میکرد تا هرچه راحتتر با محیط سازگار شویم. همچنین وقتی از فناوریهای مختلف استفاده میکنیم، عملکرد تیمها تشویق میشود تا پیشنهادهای تکنیکال خودشان را مطرح و در صورت امکان اجرایی کنند. ساعات کار هم در قالبی باز و شناور ارائه میشود. مزایا شامل بیمه تکمیلی، نوشیدنی و میانوعدههای گرم، امکانات سرگرمی و ورزش گهگاه، و رویدادهای خارج از شرکت بود. اما از سوی دیگر، مدیر ارشد فناوری میتواند با توجه به شرایط، کنترل نسبتا سختی روی فرایند استخدام تا خروج کارکنان داشته باشد و گاه بین بخشهای مختلف هماهنگی وجود ندارد که این موضوع کار را به کندی پیش میبرد و از نظر من انرژی و زمان زیادی هدر میرفت. موضوع کسر کار مطرح است اما اضافهکار به چشم نمیآید. پاداشها یا تشویقهای مالی قابل توجهی وجود ندارد و سطح حقوق به صورت نسبتا متوسطی است. شرکت به صورت باز با فضای باز اداری طراحی شده و تراکم بالای جمعیت و صدای زیادی که دائما وجود دارد، تمرکز برای کار را کم میکند. ضعف در مدیریت و سلیقهمحوری بدون داشتن معیارهای مشخص، محیط کار را تضعیف کرده است و بیثباتی در اجرای برنامهها هم کارکنان را از کارکردن در هفشتاد دلسرد میکند. در مجموع، اگر دنبال فضایی نسبتا امن و دوستانه هستید، هفشتاد میتواند گزینه مناسبی باشد؛ اما ممکن است با موقعیتی روبهرو شوید که مورد غضب CTO قرار بگیرید و در این صورت بسیاری از پروژهها متوقف میشود.
با این شرکت مدت یک سال و نیم کار میکنم و گاهی دیدن کامنتها مرا واقعا نگران میکند. به نظر من برخی افراد بیمیلی یا عدم تطابق با نیازهای شرکت به سادگی بهانه میآورند و با بدبینی سعی در تخریب مجموعه دارند. من بیست و یکی سال سابقه کاری دارم، اما هیچجا به اندازه اینجا احساس میشود که جنسیت در استخدام بیاهمیت بوده است؛ اکثریت کارمندها آقا هستند و این موضوع برای من قابل درک نیست. در مورد ساعات کار، طبق قانون کار باید ساعات مشخصی پر شود، اما به نظر میرسد بعد از بیتعهدی چند نفر، این قانون به شکل مبهمی مطرح شده و سابقا هم همیشه مشخص نبوده است. من در تجربههای قبل از اینجا شاهد کارکردن بودم که حتی یک دقیقه هم سه برابر کم نمیشد. سیاست شرکت این است که اضافهکاری وجود ندارد چون کارها به اندازهای زیاد است که هر کس در ساعات اداری میتواند کار را انجام بدهد. پاداش هم نسبت به وعدههای اولیه تغییر کرده و توضیحاتی داده میشود، اما پاداش مشروط به رسیدن به KPIهای مشخص است؛ وقتی به این KPIها نمیرسند، پاداشی وجود ندارد. همچنین هیچ الزامی برای ماندن پس از پایان ساعات کار نیست. من میپذیرم که این شرکت نواقصی دارد، اما همه جا ضعف دارد و آیا میشود بدون نقص بود؟ این اغراقها هم برای من کمی عجیب است. در مورد مدیران، حداقل مدیر منابع انسانی تمام تلاشش را میگذارد تا اوضاع همان چیزهایی باشد که بچهها میخواهند و خوشحال شوند، اما برخی هم این طرز نگاه را نمیفهمند. من نمیگویم همه چیز عالی است و اینجا بدون اشکال است، اما خیلی از همکاران با وجود این کاستیها سالها اینجا ماندهاند چون ارزش ماندن را میبینند. در کل نمیخواهم کماهمیت جلوه بدهم، اما به نظر میرسد این کامنتها نسبت به شرکت بیرحمانه بودهاند.