تخصص مخفی
تجربه کاری تخصص مخفی در توسعه گران نرم افزار آذربایجان
امتیاز ۳.۰ از ۵ (شهریور ۱۳۹۸ تا شهریور ۱۳۹۹).
در تابستانی که از آن برای نخستین بار وارد این شرکت شدم، با فضای کاری متفاوتی روبهرو شدم. مینویسم که چگونه تجربه کاریم در این شرکت رقم خورد: زیرزمینی در تبریز، دفتر اصلی در همانجا بود و شرکت را به صورت خانوادگی با همکاری چهار یا پنج نفر از اعضای خانواده اداره میکردند. اکثر کارها به محور خانواده میچرخید و همه تصمیمات به صورت مشترک گرفته میشد؛ از حسابداری و منابع انسانی تا مدیریت فنی و برنامهنویسی، همه چیز را تقریبا با هم انجام میدادند. بیشتر اعضا شغل دیگری هم داشتند و این کار به عنوان کار دومی برایشان بود. حقوق به موقع پرداخت میشد اگرچه از منظر فنی، سطح بیش از حد بالایی را انتظار نمیرفت. مدیر فنی معمولا نسبت به تغییرات محتاط بود و به تغییرات جدید واکنش سختی نشان میداد. به دنبال نیروهایی با انعطافپذیری و پیروی دقیق از دستورات بودند. بیمه کارمندان واریز میشد، اما بیمه تکمیلی وجود نداشت. محیط کار، یک فضای زیرزمینی با تهویه محدود بود و به دلیل موقعیت شرکت، شرایطی متفاوت از دفاتر معمولی داشتند. ساعات کار طولانی بود و به شکل پیوسته باید تمام وقت در محل حضور داشت. دسترسی به اینترنت بهطور مستقیم مقدور نبود و برای جستوجو یا اشتراکگذاری فایل، باید از سیستمهای قدیمی استفاده میکردم که صفحهنمایششان مقابل یکی از اعضای خانواده بود و اجازه کوتاهمدت برای جستوجو داده میشد. اگر لازم بود فایلی را ارسال کنم، باید توسط یکی از اعضای خانواده کنترل و ارسال میشد یا برای ارائه مطلب در جلسه با کارفرما، از فلش درایو استفاده میکردیم که باز هم با نظارت و هماهنگی انجام میشد. به نظر میرسید نگرانی از دزدیده شدن کدها وجود دارد، اما واقعا چنین چیزی به این شکل بود که این نگرانی بیشتر در ذهنها مطرح میشد تا به واقعیت. پروژههای بزرگی در دست داشتند و حجم کار بالا بود؛ اگر هدف از حضور در این شرکت، تقویت رزومه و تجربه در ابتدا باشد، این تجربه میتواند نقطه شروع خوبی برای آشنایی با پروژههای بزرگ و چالشهای عملی باشد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
یکی از نکات مثبت این مجموعه کارفرمایی، منظم بودن پرداختها و برخورد مناسب با مزایای جانبی بود. همواره به تعهدات مالی خود پایبند میکردند و با پاداشها و تشویقهای دورهای، انگیزه اعضای تیم را بالا میبردند. برای من که سابقه کار در شرکتهای دیگر داشتم، این مسئله تفاوت قابل توجهی ایجاد میکرد و باعث میشد با آرامش خاطر بیشتری به وظایفم برسم.
تجربه کاریم در این شرکت باعث شد به شدت از حضور در آن رضایت داشته باشم؛ چون فضای کار پر از انرژی مثبت و فعال بود. با همکاران با احترام و صداقت رفتار میکردیم و همدلی و همکاری در همه بخشها مشهود بود. جلسات هفتگی برای ارزیابی پیشرفت و تبادل ایدههای نو، فرصتی بود تا بتوانم دیدگاهها و پیشنهادهایم را مطرح کنم و در تصمیمگیریهای شرکت سهمی داشته باشم.
در طول همکاری با شرکت توسعهگران نرمافزار آذربایجان همواره حس میکردم که پشتوانهای مطمئن کنارم بوده است. وقتی ابزارهای ضروری کار را فراهم میکردند و در شرایط بحرانی پشتیبانی میکردند، من احساس میکردم تنها نیستم. به یاد دارم در یکی از پروژههای حساس، با وجود فشار زمانی بالا، تیم مدیریتی به جای ایجاد استرس، تمام توان خود را برای حمایت از تیم فنی به کار بست و منابع لازم را در اختیارمان گذاشت. این حمایت باعث شد با انگیزه و تمرکز بیشتری پروژه را به موقع و با کیفیت بالا تحویل دهیم.
در شرکت توسعهگران نرمافزار آذربایجان احساس میکردم جزء تیمی که به حرفهای همه۱ دلسوزانه گوش میدهد و به ایدههای کارکنان ارزش میدهد. مدیریتی انعطافپذیر و حمایتی که همیشه پاسخگوی نظرات همکاران بود، حس دیده شدن و ارزش داشتن را القا میکرد. علاوه بر این، مدیران سعی میکردند نیازهای شخصی و خانوادگی ما را در نظر بگیرند و این انعطافپذیری در برنامه کاری برای من بسیار باارزش بود. چنین رویکردی به من اجازه میداد تا تعادل خوبی بین کار و زندگی شخصیام برقرار کنم.
برای من کار روی پروژههای این شرکت تجربهای جذاب و آموزنده بود. هر پروژه ویژگیهای خودش را داشت و مدیران پروژه همواره سعی میکردند بهترین منابع و امکانات را در اختیار تیم بگذارند تا موفقیت پروژه تضمین شود. با مسائل و چالشهای هر پروژه روبهرو شدم که به تحلیل دقیقتر مشکلات و ارائه راهحلهای خلاقانه کمک کرد. این تجربهها نه تنها به رشد حرفهای من کمک کرد بلکه اعتماد به نفس زیادی به من داد تا در شرایط مختلف تصمیمهای درست بگیرم.
شرکت توسعه گران نرمافزار آذربایجان برای من با وجود چالشها، محیطی پر از فرصتهای رشد و توسعه فردی و حرفهای بود. مدیران این شرکت به ارتقای مهارتهای کارمندان اهمیت میدادند و با برگزاری کارگاهها و ارائه آموزشهای تخصصی، مسیر پیشرفت را هموار میکردند. فضای کاری صمیمانهای داشتم؛ همکاران نه فقط همکار بودند بلکه دوستانی واقعی که همواره از هم حمایت میکردیم. این روحیه همکاری و همدلی باعث میشد در روزهای سخت هم با انرژی مثبت به کار ادامه دهم و انگیزهام حفظ کنم.