ضربه، آزار و ترک اجباری
تجربه کاری کارشناس فنی در تیسان
امتیاز ۲.۰ از ۵ (شهریور ۱۴۰۳ تا آبان ۱۴۰۳).
وقتی که وارد دفتر فنی اون مجموعه شدم، وظیفهم ترسیم نقشههای مهندسی و تهیهی BOM بود؛ اما به دلیل فشار کار و یک اشتباه کوچک در نقشه، دیسک گردنم آسیب دید که واقعا بهخاطر ضربهای بود که یکی از مدیران بالادستی به من زد. بعدها همان فرد با طعنه گفت که اگر میخواست میتونست گردنم رو بشکنه. وقتی اعتراض کردم، بهجای رسیدگی من رو به مزاحمت متهم کردن. شنیده بودم قبل از من همکار خانمی تجربهی آزار کلامی داشت و قراردادش تمدید نشده؛ از این میتونستم این را برداشت کنم که در فرهنگ کاریه اونجا الگوی منفی وجود داشت. کارفرما ادعا کرد حادثه در حین انجام وظیفه نبوده و گفت مشکل از قبل وجود داشت و من رو زودرنج معرفی کرد. در همان محیط بارها با آزار روانی، توهین و فحاشی روبهرو شدم. بعضیها جلوی همه میگفتن هیچکس پاسخگو نیست و حتی میگفتن «هر کاری میخوای بکن، شکایت هم بکن»، و بعد هم تهدیدم کردند. حتی دورهای HSE برگزار کردن و طوری امضا گرفتن که دنبالکردن حقوقی را دشوارتر کنند. در نهایت تحت فشارهای مستمر و نبود سازوکار عادلانهای، ناچار شدم محل کار را ترک کنم—نه بهخاطر اخراج رسمی، بلکه بهخاطر فشار و اجبار بیرونی. الان هم با درد مزمن گردن دستوپنجه نرم میکنم؛ هزینههای فیزیوتراپی، دارو، MRI وویزیتها زندگیام را بهشدت تحتتأثیر گذاشته و کیفیت زندگیام کاسته است. مدیرم دیگر به تماسها پاسخ نمیدهد و مرا بلاک کرده؛ حتی یکی گفت این قضیه را بیصدا کن تا آبروی مدیریتیشان حفظ شود. با توجه به تجربهام، بعید میدانم وجدان زیادی توی اون مدیران وجود داشته باشد. این رفتارها هم به جسمم آسیب زد و هم روحم را زخمی کرد و نشان میدهد که بعضی محیطهای کاری چقدر از مسئولیتپذیری و انسانیت فاصله دارند. الان در محیط کاری بهتریام، اما این اتفاق بهم آموخت تا خیلی محتاط باشم و حقوقم را جدی بگیرم. امیدوارم گفتن این تجربه به دیگران کمک کند تا زودتر از چنین موقعیتهایی بیرون بیایند. برای همه آرزوی سلامت جسمی و آرامش روح دارم.