زیرآب و دوربین
تجربه کاری برنامهنویس در داده بینش سپهر
امتیاز ۲.۰ از ۵ (اردیبهشت ۱۴۰۲).
برای من اینجا جو آرامی نبود؛ هر روز با فضایی پر از سیاستهای کنترلی روبهرو بودم که از سوی مدیرعامل اعمال میشد و تفکیک کارها تنها برای تحت کنترل گرفتن اوضاع بود. در کنار این مدیرعامل، مدیری دیگر هم وجود داشت که همواره به دنبال زیرآب زدن بود؛ او با کمترین احساس خطر، به خرابکاری میافتاد و حتی یکی از همکاران را هم به دلیل اینکه با او حرف میزد یا با شخص دیگری صمیمیتر بود، هدف قرار دادند. در نهایت همین فرد به آن انسان گفت که دلیل این برخوردها فقط همین مسأله است. این رفتارها واقعاً اعصاب خردکن بود، هرچند میدانستم هر عملی پیامدهای خودش را دارد و نتیجه به طور مستقیم به انجام دهنده برمیگردد. از نکته جالب اینجا این است که فرزند مدیرعامل هم طرز تربیتی دارد که تا اندازهای از او و از مدیر بالادستیاش گرفته شده، و همین ترکیب، باعث میشود هیچکس دقیقاً نداند چه دستوری باید اجرا شود. کارها به صورت مبهم میان مدیرعامل و فرزندش تقسیم میشود و در نهایت ظاهر میشود که شما مقصر هستید. فضای کنترل شدید است: دوربینها همگی فعالاند، فرزند مدیرعامل چشمداشت دارد، و خود مدیرعامل هم نظارت میکند. بهنوعی رفتن از آنجا مثل دیدن یک فصل از سریال با کارگردانی مدیران ارشد است.