تخصص مخفی
تجربه کاری تخصص مخفی در داده پردازی خوارزمی
امتیاز ۲.۰ از ۵ (آذر ۱۳۹۸ تا آذر ۱۳۹۹).
مدتها این شرکت برای من فضای نسبتا رو به رشد و امیدوارکنندهای داشت، اما با تغییرات مدیریتی اخیر و بهروزرسانیهای سطوح بالا، اوضاع به شدت تغییر کرد. تعهدات مالی بر عهده شرکت کموبیش رعایت نمیشود و این موضوع به شکل مستقیم روی کارمندان اثر میگذارد؛ ریزش نیرو بالا بوده و حقوقها کمتر از انتظار است. مدیران حاضر در شرکت از حوزهی IT شناخت چندانی ندارند و فرهنگ حرفهای در سطح نسبتا پایین حاکم است، بهطوری که نیروی متخصص در چنین فضایی بهآسانی پایداری نمیکند. برای افرادی که سابقه زیادی دارند، جذابیت زیادی نمیتواند وجود داشته باشد مگر اینکه تازهکار باشید و دنبال کسب تجربه باشید؛ در چنین محیطی احتمالا حاضر باشید به کار کردن ادامه دهید تا بتوانید سابقهای را بسازید.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
برای مصاحبه وارد طبقه سوم شدم و با یک مصاحبهکننده فنی روبهرو شدم که پرسشهای حرفهای و دقیقی داشت. او حتی پاسخ سوالهایی را که خودم بلد نبودم، مشخص میکرد و توضیح میداد. گفتوگو به طور کلی خوب بود، اما درباره حقوق به توافق نرسیدیم و از طرف شرکت حقوقهای نسبتا پایین بود. همچنین تعدادی سازوکار پرداخت وجود داشت که منبع آنها روشن بود: بخشی از حقوق به صورت کارانه سهماهه پرداخت میشد و دیگر بخشهایی نیز به صورت بن بود و باز سهماهه پرداخت میشد. به لحاظ حقوق، وضع شرکت برای من مطلوب نبود و این مسئله تاثیر زیادی روی تصمیمم داشت. بهخصوص وقتی حقوق پیشنهادی من دهمیلیون تومان بود، آنها فقط با ششمیلیون تومان موافقت کردند و حتی بخشی از آن مبلغ هم سهماهه پرداخت میشد. به همین دلیل تصمیم گرفتم کار در آنجا را دنبال نکنم. اگر واقعا به دنبال حرفهای بودن و دریافت حقوق مناسب هستید و میخواهید با استانداردهای بالا کار کنید، این شرکت را پیشنهاد نمیکنم. به نظر میرسد فضای کار برای توسعهدهندگان سطح متوسط یا پایین مناسب باشد و احتمالا برای توسعهدهندگان حرفهای دوام چندانی ندارد. چیز خاصی که به خاطر میآورم این بود که پرداختها از نظر ساختار بهنوعی نامتعارف بود و برای تصمیمگیری من تأثیر منفی داشت.
برای مصاحبه تحلیلگری به این شرکت رفتم و تجربهام خیلی متفاوت از انتظار بود. گفتن که مدیر شرکت با من مصاحبه کرد، اوایل مشخص بود که تجربه زیادی دارد و خیلی اهل بحث بود. حدود دو ساعت گفتوگو ادامه داشت و سوالها هم جذاب بودند؛ برخلاف بسیاری از شرکتها، این بار مصاحبه بیش از حد معمول جدی بود و به راحتی نمیشد از پاسخها فرار کرد. او با دقت زیادی به حرفهایم گوش کرد و نکتهبهنکته سوالات را میپرسید. از نظر حقوق، گفتند که مقدار requested من زیاد است و از نگاه خودم هم اصلا زیاد نیست. دوست داشتم با او کار کنم، اما شرکت هیچ تماسی با من نگرفت تا دلیل عدم استخدام را بفهمم و بدانم مشکل کار از کجا بوده است.
در مصاحبهای که برای تحلیلگر بودن داشتم، اول رزومهام را فرستادم و حدود یک روز بعد تماس گرفتند تا برای مصاحبه بیایم. ساختمان شرکت خیلی قدیمی و فرسوده بود و همین نکته روی ذهنم تاثیر منفی گذاشت. رفتار کارکنان خوب بود اما راهنمایی برای رسیدن به واحد موردنظر بهشدت ضعيف و گمکننده بود و بین واحدها سردرگم شدم. مصاحبهکننده نسبتا خوشرو بود اما به نظر میرسید دانش زیادی در حوزه فناوری اطلاعات ندارد؛ از رو سوالهایش هم این نکته را متوجه شدم. سوالهای تخصصی زیادی پرسیده نشد و بیشتر نکات کلی مطرح شد. از نظر حقوقی، حقوق پیشنهاد شده خیلی پایین بود و همسطح کارآموز تحلیلگر بود در حالی که تجربههای قابلتوجهی در این زمینه داشتم. در همان لحظه با رقم پیشنهادی مخالفت کردم و گفتم نمیتوانم با این سطح حقوق موافق شوم. همچنین به رضایت کارمندان با سابقه اهمیت زیادی میدادم و در مسیر مصاحبه از هر کدام از پرسنل پرسیدم اما هیچیک رضایت کامل از تساوی حقوق و نوع کارشان نداشتند و هر کس نکتهای را مطرح میکرد. بهنظر من برای افراد تازهکار و کسانی که قصد دارند در یک محیط جدی کار را آغاز کنند، خوب است اما برای افراد با سابقه معمولا توصیه نمیشود.
به اولین برخورد با شرکت داده پردازی خوارزمی حس خوبی داشتم و تجربه مصاحبه به شکل حرفهای پیش رفت. ورودی ساختمان را که حراست پایین بود و باهاشون تماس گرفتم تا مطابق طبقهای که باید بروم هماهنگ شدم. ساختمانی چهار طبقه بود و متعلق به شرکت بود. وقتی وارد دفتر شدم، فضا خیلی شلوغ و قدیمی بود و پارتیشنبندی نشده و کمی به دلم ننشست. منتظر شدم تا نوبتم برسد تا مصاحبه آغاز شود. آقای جوانی با تیپ و رفتاری مودب و حرفهای که به نظر میرسید اهل شرکت آذری است، با من صحبت کردند و کارشان را معرفی کردند. سپس از من خواستند تا خودم را معرفی کنم و توضیح بدهم چه تجربههایی دارم و چه پروژههایی انجام دادهام. درباره عناوینی که در رزومه آمده بود از من پرسیدند؛ برای مثال گفتند با mvc کار کردی؟ چه کارهایی انجام دادهای و در چه پروژههایی با چه چالشهایی روبهرو شدی و چگونه آنها را حل کردی. رفتار ایشان به طور کلی بسیار خوب بود.
مصاحبه با این شرکت، بهنظرم تجربهای جالب و بهروز بود چون از روشهای نوین و فناوریهای تازه استفاده میکنن و حوزه کاریشون برای من جذاب بود. از نظر فنی واقعا توانمند به نظر میرسیدن، اما شیوه پرداختیشون مشکل داشت؛ بخشی از حقوق رو هر سه ماه یکبار بهعنوان کارانه میدھن که برای وضعیت من با مسئولیتهای زندگی و اجاره، قابل قبول نبود و به همین دلیل تصمیم به پذیرش نگرفتم.
اولین بار که رفتم برای مصاحبه، با مدیر پروژه درباره سابقه کار و موارد دیگر صحبت کردم و فرم هم پر شد؛ متوجه شدم مدیر فنیهاشون کاربلد نیست و باید یک روز دیگه بیام. هرچند از دیرکرد خوشم نمیآید، اما پشت تصمیمم گذاشتم تا واقعا برایشون مسئلهای پیش اومده بود. چند سال قبل هم به خاطر اینکه حقوقشان پایین بود مصاحبه رفتم و نتیجه نگرفتم، اما جو کار و فضای تیم برنامهنویسی برای من خوب بود و دوباره رفتم. بار دوم با یک آقای جوان تماس گرفتم، سوالهای فنی پرسید و مشخصا همه چیز روبهراه بود؛ در نهایت درباره حقوق صحبت شد و گفتند با من تماس میگیرند. وقتی تماس گرفتن، حقوق برای من مناسب نبود و تصمیم به قبول نکردن گرفتم، به نظرم حجم کارشان بالا بود. ساعات کاری تا چهار عصر بود و پنجشنبهها تعطیل بودند؛ اگر با شرایطتان موافقید، به نظرم بروید و خیلی سخت نگیرند. من بعدا پشیمان شدهام یا شاید هم نه، در نهایت اینها تجربهای است که کسب کردم. نکتهای که دربارهشان مهم بود، به هیچ وجه مطرح نشد.