رویا فروشی
تجربه کاری کارمند در دیجی کار
امتیاز ۱.۰ از ۵ (اردیبهشت ۱۴۰۳ تا خرداد ۱۴۰۵).
این شرکت محصول شما را نمی خرد و فقط با تولید کننده های قدیمی خودشان کار می کنند- فریب رویا فروشی را نخورید. «دستگاه زودبازده»؛ یا کسبوکار زودباور؟ یک دستگاه میخرند، چند عکس از خط تولید نشان میدهند، چند عدد بزرگ برای درآمد ماهانه روی کاغذ مینویسند و بعد به شما میگویند: «با این دستگاه ماهی فلانقدر درآمد داشته باش!» اما یک سؤال ساده وجود دارد: مشتری کجاست؟ اگر قرار بود صرفاً با خرید یک دستگاه پولدار شویم، امروز بهجای کارآفرین، میلیونها صاحب دستگاه داشتیم! واقعیت تلخ این است که در بعضی مدلهای فروش، چیزی که به مشتری فروخته میشود دستگاه نیست؛ رؤیای پولدارشدن است. از ظرفیت تولید حرف میزنند، اما از فروش واقعی نه. از درآمد حرف میزنند، اما از هزینه واقعی تولید نه. از سود میگویند، اما هزینه مواد اولیه، برق، نیروی انسانی، تعمیرات، بستهبندی، حملونقل، بازاریابی، خواب سرمایه و برگشتی کالا را کنار میگذارند. روی کاغذ میگویند: تولید × قیمت فروش = سود اما در دنیای واقعی: تولید بدون مشتری = انبار پر از محصول و دستگاه بدون بازار = سرمایهای که خاک میخورد. بعضیها دستگاه میفروشند و برای توجیه خرید، یک «کسبوکار» هم روی کاغذ تحویل میدهند! اما کسبوکار واقعی با بازار، مشتری، مزیت رقابتی، حاشیه سود و جریان نقدی ساخته میشود؛ نه با یک دستگاه براق و یک فایل محاسباتی پر از اعداد امیدوارکننده. قبل از اینکه کسی بگوید: «این دستگاه ماهی ۱۰۰ میلیون سود میدهد» فقط یک سؤال بپرسید: «۱۰ مشتری واقعی که همین امروز محصول من را با این قیمت میخرند، کجا هستند؟» اگر جواب این سؤال مبهم است، مراقب باشید. چون ممکن است شما قرار نباشد تولیدکننده و کارآفرین شوید؛ ممکن است فقط قرار باشد آخرین خریدار دستگاه باشید. دستگاه را میشود فروخت؛ اما بازار را نمیشود با وعده ساخت. سود را نمیشود تبلیغ کرد؛ سود باید در بازار واقعی اتفاق بیفتد. قبل از خرید دستگاه، بازار را بخرید؛ نه رؤیا را.