مصاحبهای که بعدش کلی حال داد
تجربه مصاحبه کارشناس منابع انسانی در رایانش ابری سپهر
عدم پذیرش.
مصاحبه برای من بهعنوان کارشناس منابع انسانی تجربهای مثبت بود؛ مهمترین نکته این بود که با آدمهای باتجربه آشنا شدم و تصویر روشنی از شرکت پیدا کردم، فارغ از نتیجه نهایی. جلسه دقیقاً با زمان مقرر آغاز شد و در همان ابتدا یک گرمآمادگی کوتاه برای واردکردن من به فضای مصاحبه ارائه شد. سوالات اولی ساده و روبهراه بودند؛ دلیل رفتنم به سمت MBA پس از دوران IT را پرسیدند تا هدف و انگیزهام را برای هر پوزیشن مشخص کنم و بتوانم خوب ارائهاش کنم. واقعاً ارائه اولیه تأثیرگذار بود. سپس درباره پروژههای دانشگاهی مرتبط با منابع انسانی و آشناییام با فرایندهای حوزه کار باشگاه بحث شد. من همه تجربهها و دانشم را در قالب پاسخهاشتم و سعی کردم به خوبی نشان بدهم چه تواناییهایی دارم. طرح یک چالش منابع انسانی هم مطرح شد تا برایش چند گزینه ارائه کنیم؛ این فرصت خوبی بود تا روش تفکرم را نشان بدهم. در طول مصاحبه از روانشناسی و کتابهایی که میخوانم هم سوال شد. یک سوال مربوط به مدل شایستگی وجود داشت که از من خواسته شد ویژگیهای لازم برای یک کارشناس منابع انسانی را بیان کنم. همچنین پرسیدند تا چه اندازه با شرکت آشنا هستم؛ اینجا بهوضوح گفتم که حتما قبل از مصاحبه باید سایت، اپهای شرکت و پروژههایش را مرور کنید و مأموریتش را درک کنید تا وارد فضا شوید. مدیر منابع انسانی ساختار تیمها و حوزههای کاری را توضیح داد و نکاتی درباره فضای کار را روشن کرد. در نهایت پیشنهاد حقوق نیز مطرح شد. توصیهام این است که قبل از ارسال رزومه، شرح وظایف را دقیق بخوانید و بدانید در ورود به شرکت چه ارزشی میخواهید ارائه دهید. هنگام مصاحبه با صداقت پاسخ بدهید و خود واقعیتان باشید؛ این بهعنوان اصل مهمی است که باید رعایت شود. همچنین با اعتمادبهنفس ظاهر شوید و روی زبان بدنتان کار کنید تا مصاحبه دوطرفه و تعاملی باشد. نکته خوشحالکننده این بود که از من سوال خصوصی یا عقیدتی پرسیده نشد و به نظر آنها برای موقعیت HR برونگرایی اهمیت داشت.
تجربههای مشابه
در یک سالی که بر روی بازنویسی پروژه کار میکردم، با تیمی روبهرو شدم که فرصتهای خوبی برای رشد میداد اما امنیت شغلیم از منظر مالی بهاندازه مطلوب نبود. حقوق عموما بهموقع پرداخت نمیشد و این موضوع از نظر من دغدغهساز بود. با وجود همهی اینها، فضای کار دوستانهای داشتیم و همدلی تیمی بالایی برقرار بود. پس از یک سال زحمات زیادی کشیدم و کار کردم، ولی رفتار برخی افراد در زمان خروج از شرکت حرفهای نبود. پروژه وبفرم همراه با بازنویسی باقیمانده که هنوز بهروز نشده و در حال توسعه است. گاه از ما انتظار داشتند خارج از ساعات کاری هم کار کنیم، هرچند مدیریت کارآمدی نسبتا خوبی داشتند. بهطور کلی، برای رشد من مفید بود و من موفق شدم کاری را که چند سال و چند نفر نتوانسته بودند انجام دهند را با تلاش زیادی انجام دهم. در پایان، بهدلیل فقدان پاداش قابلتوجه و همچنین نبود رفتار حرفهای در هنگام تمدید قرارداد، تصمیم به استعفا گرفتم.
در روزهای ابتدایی کار حس کردم محیط کار بسیار دوستانه و مثبت است و اختیار حضور یا دورکاری دارم. مدیران اعتماد زیادی به تیم داشتند و ساعات کار را با سامانه کلاکفیای شخصا ثبت میکردیم. از فرصت یادگیری و استفاده از فناوریهای نوین هیچ محدودیتی نبود و برخلاف برخی شرکتها که روی فناوریهای قدیمی پافشاری میکنند، اینجا تشویق میشدیم که به دنبال تکنولوژیهای تازه برویم، بیاموزیم و پیاده کنیم. برای دورههای آموزشی هزینهای پرداخت میشد که خیلی خوب بود. مسئلهای که گاهی وجود داشت، تأخیرهای حقوقی کوتاهمدت بود که در نهایت قبول میشد و مشکل خاصی نبود.
من چهار سال در شرکت رایانش ابری سپهر کار کردم و مسئولیت بکاند را بر عهده داشتم. در طول این مدت روی فروشگاهساز شرکت تمرکز داشتیم و با چالشهایی روبهرو شدم که در هیچ پروژهی دیگری به این اندازه تجربه کسب نکرده بودم. کار کردن روی پروژهای که چند سال از آن گذشته و کاربران زیادی دارد، نسبت به آغاز یک پروژه از صفر تفاوتهای زیادی دارد. اعتماد مدیران به من و امکان اشتباه و تاخیر در فرایند، نکتهای کلیدی بود که آنها بههمراه تجربهی قبلیشان بهخوبی درک میکردند. کل تیم و مدیران با هم رابطهای دوستانه داشتیم و همگی در یک فضای صمیمی کار میکردیم. خدا را شاکرم که از تمامی مشکلات عبور کردیم و واقعا در محیط کارمان لذت میبردیم. اگر قرار نبود بهخاطر مهاجرت از کار جدا شوم، مطمئنا همینجا میماندم.
وقتی وارد این شرکت شدم حس کردم فضای کارشون خیلی راستمایه و واقعگرایانه است، چون نرمافزار فروشگاهسازی که از سالها پیش در دست توسعه بوده، همچنان مشتریهای زیادی ازش استفاده میکنند و هر تغییری که ایجاد میکنم، دو روز بعد به دست استفادهکنندههای واقعی میرسید. اینجاست که واقعا میفهمی کجاها نقص داشتی و کجاها درست بود. از نظر من، این نکته خیلی مثبت است؛ قبلا توی یک استارتاپ بودم که یک سال روی پروژه کار کردیم و نهایتا شرکت فیل شد و هیچ محصولی نهایی نشد. با این حال کار با کد دهساله خیلی سخت است و در حال بازنویسی و مهاجرت به فناوریهای جدید هستیم. اوایل سال، وقتی قصد بستن قرارداد را داشتم، به دلیل وجود سابقه مشکلاتی که مطرح شده بود کمی تردید داشتم. ظاهرا قبل از اینجا مشکلاتی وجود داشتند یا اینکه توضیحات زیادی درباره جزئیات دادند. تصمیم گرفتم یک دورهی آزمایشی یک هفتهای بروم تا وضع را بررسی کنم؛ فضای تیم خوب بود، اسکرام ابزار کارها را بهصورت منظم بهسوی هر اسپرینت میبرد و این برای من reassuring بود. همه اعضای تیم بهطور دورکار با هم کار میکنند و حقوق به موقع پرداخت میشود. وجود دو سه نفر با تجربه در تیم واقعا به آدم کمک میکند تا چیزهای تازهتری یاد بگیرد.
با وجود محدودیتهای منابع انسانی، فضایی آرام و همکارانی با روحیه همکاری داشتم که رفتار دوستانه و تیمی را در محیط کار تقویت میکرد. شرکت نسبتا کوچک بود و غالبا بین سه تا هفت نفر پرسنل داشت. از نظر مزایا، وضعیت حقوق و بیمه به صورت منظم دنبال نمیشد و گاهی با تاخیر مواجه بودیم. امکانات فنی شرکت نسبت به نیازهای روزمره محدود بود و در فصل زمستان با سردی کارگاه اذیتم میکرد. فرهنگ کاری شرکت به طور قابل توجهی روی همکاری و همدلی بنا شده بود و مسائل مثل پشتگوئی یا بداخلاقی نیز کمتر دیده میشد، هرچند سیاست مدیریتی بیشتر روی انجام سریع تسکها متمرکز بود و کیفیت و پایداری کدها به مرور تحت فشار بود. این محیط برای افرادی که تجربه کاری چندانی ندارند یا در حال گذراندن دوره سربازی یا دانشجو هستند، میتواند درهای ورود به بازار کار را هموار کند، هرچند احتمال پیشرفت شغلی در چنین چارچوبی محدود به نظر میرسد.
من تجربهام رو از کار در شرکت رایانش ابری سپهر اینطور توصیف میکنم که محیط یادگیری و رشد خوبی داشت. دیدن نحوه مدیریت پروژهای بزرگ با تعداد بالای کاربران و مشتریان برای من خیلی جالب بود. شرکت تغییرات اساسیای رو پشت سر گذاشت که باعث شد اکثر کارها وارد فرایند اسکرام بشه و خیلی از مشکلاتی که کارمندهای قدیمیتر بهش اشاره میکردن، اکنون حل شده باشه. از همکاری با مدیر بخش کاملا راضی بودم و احساس میکردم اختیار بیان و نشان دادن خودم توی تیم تا حد زیادی وجود داره. با وجود این، سپهر جدیدی که نتیجه تلاش من و همتیمیهاست، بدون شک جذابیت زیادی خواهد داشت. در این چند ماه حقوق بهطور منظم و قابل قبول پرداخت میشد. جلسات زیادی داشتیم که واقعا نمیدونم ضرورتشون تا چه اندازه بود.