مهندس نرم افزار
تجربه کاری مهندس نرم افزار در رایانمهر
امتیاز ۴.۰ از ۵ (فروردین ۱۳۹۷ تا فروردین ۱۳۹۸).
زندگی کاری من در رایانمهر با نگاهی مثبت به فرهنگ سازمان آغاز شد؛ تیمورک خوبی در شرکت حاکم است و هر فرد؛ وظایف مشخصی دارد، هرچند با تعارف کار نمیکنند و برای حفظ موقعیت باید واقعا نتیجه بدهی. حضور رویدادهای جالب هم از ویژگیهای اینجا بود که ارزششان را حفظ میکرد. به طور کلی این تجربه را به عنوان یک پیشنهاد برای دیگران میستایم.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
شرکت رایانمهر بود که تجربهی مصاحبهام را اینگونه تعریف میکنم. در مرحله نخست، دو نفر مدیر فنی و توسعهدهنده ارشد اندروید حضور داشتند و از من خواستند خودم را معرفی کنم و کمی درباره آغاز برنامهنویسی گفتوگو کنیم؛ اینکه اولین کدی که نوشتم چه بود، چه لذتی از آن برده بودم و چه پروژههای اندرویدی یا غیر اندرویدی انجام دادهام. سوالها جنبهی عمومی داشتند و گفتوگو راحت بود. در ادامه به مباحث مرتبط با اندروید رسیدیم و من سعی کردم عناوین شاخصشان را یادآوری کنم: lifecycle، RxJava، Custom View، MVP، Design Patterns، Test و Architecture Components. برای پالیندروم هم سوالی مطرح شد و دو واژه را چطور ممکن است بفهمیم که به هم مرتبط هستند، مطرح شد و در ادامه دربارهی بهینهسازی گزینهها صحبت کردیم. در مرحله دوم مصاحبه سه نفر حضور داشتند: مدیر فنی، مدیر منابع انسانی و تیم لیدر. در این بخش بیشتر روی مهارتهای نرم و جنبههای مدیریتی یا تیمی تمرکز شد و سوالاتی که معمولا از سوی منابع انسانی و تیم لیدر مطرح میشد، مطرح میشد. پرسیده شد پلنش چیست برای زندگی؟ پنج سال آینده را کجا میبینید؟ آیا تجربهای کار تیمی دارید یا نه؟ اگر میخواستید موضوعی را یاد بگیرید، روند یادگیری شما چگونه است؟ در نهایت مرحله سوم گفتگو دربارهی حقوق و مزایا بود و هیچنوع مصاحبهی فنی در آن وجود نداشت.
امروز تجربهای از حضور در شرکت رایانمهر را به شکلی تازه بازگو میکنم. ورودم به ایرانمهر با استقبال گرمی همراه شد؛ یکی از کارکنان منابع انسانی با لبخند دلگرمکنندهای به من خوشآمد گفت و تا اتاق مصاحبه همراهیام کرد که همین تازگی برخورد درجهای از آرامش را به من بخشید. کمی منتظر ماندم و از من با چای و آب معدنی پذیرایی شد. دقایقی بعد مدیر منابع انسانی و رئیس شرکت وارد اتاق شدند و با همان فضای صمیمی حضور داشتند که گویی واقعا رئیسها اینجا هستند و این برخورد دوستانه کمی استرس را از بین برد. قرار بود به عنوان کارشناس تولید و مدیریت محتوا مصاحبه بدهم. اگرچه قبلا تجربههایی در قالب نویسنده و مترجم به صورت فریلنسر داشتم، برای این سمت تا آن روز مصاحبهای نداشتم و کنجکاو بودم بدانم جلسه چگونه پیش میرود. نخستین نکته جالب فرم مصاحبه بود که در یک بخش از آن درخواست میشد خودتان را توصیف کنید. مدیرعامل با لبخند گفت: ببینم نویسنده چگونه خودش را میشناساند؟ و افزودند اگر نوشتهای همراه دارم، میتوانند آن را بخوانند. از این منظر، اگر دستی به نوشتن دارید یا اصولا در هر کاری هنری به نوعی کار میکنید، میفهمید که هیچ چیز برای ما نویسندههای خودشیفته جذابتر از نشان دادن تواناییهای خودمان و این که اثرمان فهمیده شده، نیست. یکی از نوشتههایم را به آنها دادم و منتظر شدم تا بخوانند؛ خواندن متن ام طولانی بود و آن لحظات برایم هم دلهرهآور و هم جذاب بود، چون حتی اگر برای همان پوزیشن انتخاب نشده بودم، داشتن یک خواننده جدی برایم ارزشمند بود. سپس از من خواستند تا همانجا به صورت آنلاین بنویسم—مثل یک آزمون نویسندگی که برایم چالشبرانگیز و در عین حال جذاب بود. در پایان با توجه به برخوردشان حس کردم احتمال استخدامم وجود دارد و این حدس درست از کار درآمد، چراکه هفته بعد با من تماس گرفتند و تاریخ آغاز به کارم را اعلام کردند.
در ابتدای کار با من تماس گرفتند و یکی از همکاران منابع انسانی مرا راهنمایی کرد تا به واحد مربوطه بروم؛ ظاهر کار خیلی حرفهای به نظر میرسید. دو نفر از تیم IT برای مصاحبه حاضر شده بودند و رفتارشان فوقالعاده مهربان و محترمانه بود. مصاحبه برای من دشوار نبود، زیرا مدیر واحد IT برای بار دوم هم با من مصاحبه کرد و باز هم رفتارش دوستانه و صمیمی بود. پس از آن گفتند که منتظر بمانم تا منابع انسانی تأیید نهایی را انجام دهد.
در یک مصاحبه مدیر محصول، دو جلسهی فنی برایم ترتیب دادند. جلسهی نخست بر سوالهای کلی دربارهی چارچوب کار تیمی اسکرام و روشهای توسعه چابک متمرکز بود و چون هم مطالعه و هم تجربه داشتم، به خوبی از پسش برآمدم. در جلسهی دوم همان مصاحبهکننده حضور داشت و فرایند را شبیهسازی فضای کار واقعی کردند: مسئلهای مطرح شد و از من درخواست شد تا Story Mapping انجام بدهم. سپس نقش کارفرما به من سپرده شد تا از فشار داشتن مهلتها و تحویلها بگویم، و در نهایت در جایگاه تیم توسعه نشست تا Perfective Backlog-items را توضیح دهم و بازخوردهایی در دو دورهی اسپرینت دریافت کنم تا واکنش من را نسبت به تیم و ذینفعان بسنجند. به نظر میرسید که مصاحبه بهطور استانداردی برگزار شد و مصاحبهکننده انرژی زیادی برای کشف نقاط قوت و ضعف من به عنوان مدیر محصول صرف کرد. از این تجربه راضی بیرون آمدم، اما با گذشت یکی دو هفته خبری از آنها نشد تا اینکه یک کارشناس منابع انسانی تماس گرفت و گفت بازخورد مصاحبههای فنی خوب بوده اما نام من در صف انتظار برای جذب قرار دارد و در آینده تماس خواهند گرفت. با این حال ارتباطی دریافت نکردم و در نهایت پیشنهاد شغلی از شرکت دیگری را پذیرفتم و در جای دیگری مشغول به کار شدم.
یکی از مصاحبههای کاريم رو در شرکت رایانمهر تجربه کردم. در جلسه نخست، سه نفر بودن که دو نفرشون ظاهرا تازه مطلب میخوندن و به رزومهم خیلی ارتباطی نمیکردن؛ اگر چیزی بلد نبودم، عمدا وارد جزئیات میشدن و از من سوالهای تخصصی میکردن. من هم گفتم صرفا روی sql متمرکزم و دیتابیس تا حدودی آشنا بودم، اما بعضی سوالات درباره پرفرمنس و تیونینگ sql سرور بود که هدفشون تخریب یا زیر سوال بردن بود تا بررسی واقعا تخصص من. به نظر میرسید رزومهام در همان لحظه توسط کسی که به نظر مدیر ارشد میرسید مرور میشد. سوالها بیشتر جنبه شخصی داشت تا فنی، و هدفشون این بود که مطمئن بشن فردی که مصاحبه میشود، وابستگیای خارج از شرکت ندارد تا بتواند تمام زمان خود را صرف شرکت کند. تا آنجا که فهمیدم فراموش نکنید که ازدواج یا داشتن فرزند به عنوان نکته منفی مطرح شدند. محیط اتاق مصاحبه کنار واحد توسعه بود و فضای کار به صورت اپن آفیس اما نسبت به محیطی که دیده بودم، بسیار خشک، محدود و شلوغ به نظر میرسید. حس میکردم اولویتهای شرکت در آن لحظه بیشتر به چیزهای دیگر مربوط میشد. اگر هدفتون از رفتن به این شرکت این است که با تعداد زیادی کار و اضافهکاری روبهرو بشین، اینجا میتونه گزینهای باشه. برای کسانی که از شور و هیجان محیط کار استقبال نمیکنن یا مسائل شخصی برایشون مهم نیست، شاید مناسب باشه. در کل ویژگیای که از نظر اونها مهم دیده میشد، ازدواج و داشتن بچه بود که بهعنوان نکته منفی مطرح میشد.
در اولین ملاقات با شرکت رایانمهر، رزومهام را فرستادم و طی یک تا دو روز بعد، مصاحبه اول با مدیر IT برگزار شد. درباره تجربهها وسوابق قبلیم توضیح دادم و آنگاه پرسشهایی در زمینه شبکه و سیستمعامل مطرح شد و از من خواسته شد برنامهای برای حل مسائل ارائه کنم. پس از این مرحله، بحثهایی درباره شخصیت، تعهد و مسئولیتپذیری شکل گرفت و گفتند برای ادامه مراحل به پایان هفته خبر میدهند. بعد از تماس نیرو انسانی برای حضور در مصاحبه با تیم منابع انسانی دعوت شدم؛ در این جلسه سوالاتی درباره برخورد با مشکلات درون سازمان و نحوهی ارتباط با سایر همکاران مطرح شد. هفتهی بعد دوباره تماس گرفتند تا درباره قرارداد صحبت شود.