توسعه دهنده
تجربه کاری توسعه دهنده در رایانیرو
امتیاز ۱.۰ از ۵ (بهمن ۱۳۹۸ تا بهمن ۱۳۹۹).
سالها سابقه کار من در این شرکت بهعنوان توسعهدهنده شکل گرفت و تجربهی عجیبی بود. وقتی وارد شرکت میشدم، تصویری از دیوار میدیدم که عکس ۶۰ نفری از کارکنان پیشین آویزان بود و واقعا افراد بااستعداد زیادی در آنجا کار میکردند؛ اما مدیری که نتوانست تیم را بهبود دهد، باعث شد از ۶۰ نفر به حدود ده نفر تقلیل پیدا کنند. به باور من غرور کاذب و رانتهای پشت پرده سبب شد تا شرکت نتواند به مسیر درستی برسد و پولهای پشتش هم به شکل نامناسبی خرج شد. برای من و همکارانی که از آنجا رفتیم، تجربهای بود که در آغاز راه میتوانست نقطه پرتاب باشد و کاش این اتفاقها زودتر میافتاد تا چند سال زودتر از این تجربه گران بگذرد. با وجود همهچی، خیلی خوب بود که اکثر همتیمیهایمان بااخلاق و خوب بودن و همکاری بالا داشتند؛ اما به مرور کم شدند و ناگاه میدیدم که دیگر قرار نیست آنجا کار کنند؛ قراردادها و گارانتیها هم چندان معتبر نبود. بهطور صریح میتوان گفت که اگر در دوران بیکاری هستید، وارد چنین شرکتهایی نشوید، زیرا شأن یک نفر هم زیر سوال میرود. تصور کنید با کسانی کار میکنید که گاهی فقط با عنوانهای نامربوط مثل دکتر نام گذاشته میشوند و مدیر اصلی واقعا دانش لازم را ندارد، اما درباره همه چیز نظر میدهد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در دوران کاریام در این شرکت، تنها نکته مثبت، همکارانی بودند که اکنون اغلب آنان به دلیل وضعیت نامطلوب شرکت از مجموعه جدا شدند. حقوق و مزایا معمولی بود و تا آنجا که میشد، پرداخت حقوق کمتر از حد انتظار داشتند. هر ماه مبلغی به عنوان کارانه پرداخت میشد که برای من چندساله در آنجا، در نهایت مشخص نشد معیار تعیینش چیست و چگونه محاسبه میشود. روش توسعه نرمافزار از نظر من خیلی نامناسب بود و نتیجهاش تولید نرمافزارهای باکیفیت پایین بود که مشتری اصلیشان، شرکت توزیع برق مشهد، مجبور بود از آن استفاده کند. جرأت نکردم حتی به خانوادهام هم نرمافزارهای آنجا را نشان بدهم. مدیر فنی آنجا تفاوت بین کار مهندسی نرمافزار و سایر وظایف را واقعا درک نمیکرد. از نگاه ایشان، باید در پایان هر روز گزارشی از کل فعالیتهایمان ارائه میدادیم که به تفصیل زمانبندی شده باشد؛ یعنی بگویم از چه ساعتی تا چه ساعتی روی کدام پروژه کار کردهام و چه فعالیتهایی انجام دادهام. ساعت کاری ثابت بود و فقط چند روز تاخیر مجاز بود؛ بیش از آن دیگر امکان استفاده از مرخصی ساعتی وجود نداشت و حقوق کاهش مییافت. اگر تصمیم به قطع همکاری با کسی میگرفتند، از قبل اطلاع نمیدادند؛ مثلا در یکی از تعطیلات عید، به چند نفر با پیامک اعلام کردند که شرکت بعد از عید نمیآید. یکی از بزرگترین مشکلات شرکت، مشتری اصلیاش یعنی شرکت توزیع برق مشهد بود که واقعا کار با بخش آیتی آنجا نیازمند اعصاب فولادی است. تجربهام از تعامل با دولتها هم نشان میدهد کار با نهادهای دولتی عموما دشوار است، اما موردشان واقعا به حدی بود که به نظر میرسید از یک فیلم کمدی فراتر نرود. از یک روز به بعد هم شروع به دریافت سفته کردند. در کل به هیچکس برای استخدام توصیه نمیکنم.