پشیمونی از موندن
تجربه کاری برنامهنویس در رهروان
امتیاز ۳.۰ از ۵ (دی ۱۴۰۱).
وقتی وارد شرکت شدم، بهوضوح زیرساختها مشکل داشت و مسائل فنی زیادی وجود داشت؛ فکر میکنم بهترین دورهی کاری من در همینجا رقم خورد و اگر کسی قبل و بعد از من بیاید مقایسه کند، تفاوتهای فنی زیادی را خواهد دید. هدفم نبود که جدا بشم، اما در روز بیست و هشتم اسفند به من گفتند همکاریمون به پایان میرسد. وقتی پرسیدم چرا زودتر نگفتید، پاسخ دادن فقط این بود که یک ماه فروردین اضافه شد. دلم میخواست اینجا را انتخاب نمیکردم، چون هیچچیز جدیدی برای یادگیری وجود نداشت و نه تنها پیشرفتی حاصل نشد، بلکه کمی هم پسرفت داشتم. حالا با درد دیسک گردن شب و روز دست و پنجه نرم میکنم و با خودم میگویم چرا این همه انرژی گذاشتم؟ کاش قدر آدم را میدانستند و دل آدم را نمیشکستند. در کل میخواهم این تجربه را جبران کنم و از این شکست چیز مفیدی بیاموزم، اما می دانم این مدل فضاها احتمال موفقیت فردی را خیلی کم میکند. اکثر جاهایی که نیروها را صرفاً ابزار میبینند، همینطورند. با این وجود بعضی موقعیتها در شرکت وجود داشت که فشار کاریشان با کار من سازگار نبود و آنهایی که در آن شرایط بودند خوششانس بودند؛ کار خوب، رضایت شغل و آرامش کمفشار برای خیلی از برنامهنویسها آرزویی است و برخی از همهمکارانم چنین تجربهای داشتند و دارند.