مدیر انبار
تجربه کاری مدیر انبار در زر ماکارون
امتیاز ۱.۰ از ۵.
شرکت زر ماکارون به من پیشنهاد شغلی مدیر انبار داد و با دریافت آن، از کار قبلیم استعفا دادم؛ اما پس از ترک، با وجود وعدههای قبلی، از من خواستند سفتهای به مبلغ پنجصد میلیون تومان بدهند تا به عنوان حسن انجام کار به من بدهند، و حتی رسیدی هم ارائه نکردند. من تصمیم گرفتم بیخیال قضیه شوم و نروم، چرا که این کار باعث شد از شغل قبلیم استعفا داده و زندگیام دچار مشکلاتی شود. واحد منابع انسانی به هیچوجه با من راستگو نبوده و به نظر میرسد به دروغگویی متوسل میشوند.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
روزهای اولی که رزومهام را فرستادم، زنگ زدند و گفتند باید بیایم بررسی اولیه. وقتی رسیدم، فرم استخدام را پر کردم و از من چند تست روانشناختی گرفتند که هوش هیجانی و بعضی ویژگیهای رفتاری را ارزیابی میکردند؛ نتیجهها را داخل یک پاکت دادند و گفتند بعدا با مدیر مربوطه مصاحبه دارم. شرکت زر ماکارون خیلی بزرگ است و اگر بدون راهنما بیایید ممکن است گم شوید؛ من هم به هر حال مسیر را پیدا کردم و رفتم. در طول مصاحبه مقداری پرسش درباره کارهای فعلیام مطرح شد و بعد به سوالات تخصصی رسیدند. واکنششان به پاسخها چندان رضایتبخش نبود و انگار از بعضی جوابها مثل نمیدانم خوشحال میشدند. در کل رفتار مدیری که با من مصاحبه کرد چندان دلچسب نبود.
دعوت به مصاحبه برای کارشناس فنی و مهندسی در شرکت زر ماکارون بسیار منظم و حرفهای بود. روند مصاحبه گام به گام و با معیارهای حرفهای پیش رفت. پرسشها عادی و نسبتا ساده به نظر میرسیدند زیرا معمولا با چنین مباحثی درگیر بودم. ساعات کاری طولانی و نیاز به دانش بالا از ویژگیهای این تجربه بود. من هشت سال سابقه کار داشتم.
من سالهاست که بهطور تماموقت در شرکت زر ماکارون فعالیت میکنم و بیش از یک دهه است که در آنجا حضور دارم.
بعد از مصاحبه برای کارشناس آمار، به سراغ پالایشگاه غلات رفتم تا فرم استخدام را تکمیل کنم و با همان مدارک داخل پاکت، به کارخانه آرد برای مصاحبه تحویل دادم. در جلسه، پرسشهای عمومی در زمینه مهندسی صنایع، مدیریت موجودی و ویژگیهای اخلاقی مطرح شد. آنها گفتند به جز ساعات استاندارد کار از هشت تا پنج، باید ماهی دستکم پنجاه ساعت اضافهکاری انجام دهم تا حقوقی معادل سه و نیم به من پیشنهاد شود. همچنین توضیح دادند که کار سخت و تا حدودی عادی است و ممکن است روزهای پنجشنبه، جمعه و تعطیلات هم لازم باشد بیایم. در نهایت همان فرم را پر کردند و از من خواستند دوباره به پالایشگاه غلات بازگردم.
من از تجربهام در شرکت زر ماکارون مینویسم؛ شرکتی که مثل خیلی دیگر از شرکتها وضعیتی معمولی دارد. حقوق نسبتا بهموقع و عادی است و از سال ۱۴۰۱ در اینجا فعالیت میکنم؛ تقریبا همه چیز رو به راه است. هر سه ماه پک ارزاق تعلق میگیرد و واحد پرسنل هم فعال است. جای پارک مناسب است و دسترسی به مجموعه خوب است. ساعات کار از هفت صبح تا هفت شب است و شبکاری هم وجود دارد. در مجموع میتونم بگم که اوضاع معمولی است و تجربههای مشابه در دیگر شرکتها هم دارم. رزومه خوبی برای آینده میتونید از این تجربه بسازید، هرچند کار نسبتا زیاد است و با تجربههای تازه همراه میشود.
در تجربهام فهمیدم که شرکت خوب عنوان میکرد اما واقعا پارتیبازی توش غوغا بود. ریاست تاسیسات بهطور مداوم همشهریهای خودش رو میگیره و هر سال گروه جدیدی استخدام میکنن، با اینکه بسیاریشون حتی آچار به دست گرفتن بلد نیستن. خود شرکت هم حقوقها رو به درستی پرداخت نمیکنه و مشخص نیست دقیقا چندم حقوق دارم.