کارشناس حسابداری مالی
تجربه کاری کارشناس حسابداری مالی در زر ماکارون
امتیاز ۳.۰ از ۵.
تو تجربهای که داشتم، حقوق بهطور مرتب و بهموقع از من دریغ میشد و این موضوع خیلی آزاردهنده بود. حقوق آخر سال را هم با تاخیر میدادند و معمولا نصف حقوق سالیانه در اختتام کار پرداخت میشد؛ چون مسئولان ترجیح میدادند حقوق را طبق روال عادی بدهند، عیدی و سنوات هم کامل پرداخت نمیشد و بخشی از آن تا سال بعد باقی میماند. در نتیجه احساس میکردم پول دقیقا به دستم نمیرسد. ارتقاء در اینجا به هیچ وجه میسر نبود؛ افرادی که تجربه و تخصص بیشتری داشتند هم در پستهای بالاتر جایگاهی نمیگرفتند و بنابراین فرصت پیشرفت برای من وجود نداشت. به دلیل سیستم موجود، درباره افزایش سطح کار و مسئولیتها هم هیچ گاه راه مشخصی وجود نداشت و گاهی فشارهای غیرمنطقی برای انجام کارهای بیشتری وارد میشد. اضافهکار و ماموریت اضافی به افراد داده نمیشد، در عین حال انتظار بالایی از انجام اضافهکاری داشتند. گاهی حتی در تعطیلات رسمی هم از افراد میخواستند بیایند و به این موضوع که آیا کار عقب مانده وجود دارد یا نه، توجه نمیکردند. در روزهایی که کشور به دلیل مشکلاتی مانند خاموشی یا آلودگی شدید تعطیل میشد، بانکها و سایر ارگانها هم تعطیل میشدند اما اینجا چنین تعطیلیای وجود نداشت و اگر میخواستم نباشم باید مرخصی میگرفتم. مدیران سعی میکردند با نشان دادن اینکه واحد ما شلوغ است و نیروهای بیشتری لازم داریم، خود را مهم و پرکار نشان دهند تا از این راه نیروهای بیشتری بگیرند و در نتیجه کارکنان کمتر کار مشکل پیدا کنند. برای من با ۸ سال سابقه کار در شرکتهای کوچکتر، این سازمان واقعا عجیب بود؛ هر دقیقه را به دنبال این بودند که پولی که میگیرم را با ترفندهایی غیرواقعی بهدستآورم. برای کسانی که به دنبال وقتکشی نیستند، این سازمان گزینه مناسبی نیست. حقوق بهلحاظ سطوح پژوهشی بالا نبود و ساختار قدرتی هم به سادگی امکان ترفیع را نمیداد؛ سازمان تا حد زیادی رابطهمحور بود تا سوادمحور و واحد مالی هم از نظر رسیدگی و اهمیت، کماهمیت بود. مزایا و سهمهای کارانه را میگفتند، اما در عمل بخش عمدهای از حقوق اولیهای که از اول درخواست کرده بودم را در قالب پورسانت منتقل میکردند و بعد میگفتند دریافتیام همان مقدار موردنظر است. واقعیت این بود که پورسانت هم همان حقوق درخواستی بود، تنها بهعنوان مزایای اضافی مطرح میشد که مبنا و روند تغییر آن نامشخص بود. علاوه بر این، در قالب بیمه تکمیلی هم نیروی زیادی از حقوق کم میشد و عملا بهعنوان مزایا محسوب نمیشد. در حال حاضر هم به قرارداد با شرکتهای معتبر برخوردی وجود ندارد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
روزهای اولی که رزومهام را فرستادم، زنگ زدند و گفتند باید بیایم بررسی اولیه. وقتی رسیدم، فرم استخدام را پر کردم و از من چند تست روانشناختی گرفتند که هوش هیجانی و بعضی ویژگیهای رفتاری را ارزیابی میکردند؛ نتیجهها را داخل یک پاکت دادند و گفتند بعدا با مدیر مربوطه مصاحبه دارم. شرکت زر ماکارون خیلی بزرگ است و اگر بدون راهنما بیایید ممکن است گم شوید؛ من هم به هر حال مسیر را پیدا کردم و رفتم. در طول مصاحبه مقداری پرسش درباره کارهای فعلیام مطرح شد و بعد به سوالات تخصصی رسیدند. واکنششان به پاسخها چندان رضایتبخش نبود و انگار از بعضی جوابها مثل نمیدانم خوشحال میشدند. در کل رفتار مدیری که با من مصاحبه کرد چندان دلچسب نبود.
دعوت به مصاحبه برای کارشناس فنی و مهندسی در شرکت زر ماکارون بسیار منظم و حرفهای بود. روند مصاحبه گام به گام و با معیارهای حرفهای پیش رفت. پرسشها عادی و نسبتا ساده به نظر میرسیدند زیرا معمولا با چنین مباحثی درگیر بودم. ساعات کاری طولانی و نیاز به دانش بالا از ویژگیهای این تجربه بود. من هشت سال سابقه کار داشتم.
من سالهاست که بهطور تماموقت در شرکت زر ماکارون فعالیت میکنم و بیش از یک دهه است که در آنجا حضور دارم.
بعد از مصاحبه برای کارشناس آمار، به سراغ پالایشگاه غلات رفتم تا فرم استخدام را تکمیل کنم و با همان مدارک داخل پاکت، به کارخانه آرد برای مصاحبه تحویل دادم. در جلسه، پرسشهای عمومی در زمینه مهندسی صنایع، مدیریت موجودی و ویژگیهای اخلاقی مطرح شد. آنها گفتند به جز ساعات استاندارد کار از هشت تا پنج، باید ماهی دستکم پنجاه ساعت اضافهکاری انجام دهم تا حقوقی معادل سه و نیم به من پیشنهاد شود. همچنین توضیح دادند که کار سخت و تا حدودی عادی است و ممکن است روزهای پنجشنبه، جمعه و تعطیلات هم لازم باشد بیایم. در نهایت همان فرم را پر کردند و از من خواستند دوباره به پالایشگاه غلات بازگردم.
من از تجربهام در شرکت زر ماکارون مینویسم؛ شرکتی که مثل خیلی دیگر از شرکتها وضعیتی معمولی دارد. حقوق نسبتا بهموقع و عادی است و از سال ۱۴۰۱ در اینجا فعالیت میکنم؛ تقریبا همه چیز رو به راه است. هر سه ماه پک ارزاق تعلق میگیرد و واحد پرسنل هم فعال است. جای پارک مناسب است و دسترسی به مجموعه خوب است. ساعات کار از هفت صبح تا هفت شب است و شبکاری هم وجود دارد. در مجموع میتونم بگم که اوضاع معمولی است و تجربههای مشابه در دیگر شرکتها هم دارم. رزومه خوبی برای آینده میتونید از این تجربه بسازید، هرچند کار نسبتا زیاد است و با تجربههای تازه همراه میشود.
در تجربهام فهمیدم که شرکت خوب عنوان میکرد اما واقعا پارتیبازی توش غوغا بود. ریاست تاسیسات بهطور مداوم همشهریهای خودش رو میگیره و هر سال گروه جدیدی استخدام میکنن، با اینکه بسیاریشون حتی آچار به دست گرفتن بلد نیستن. خود شرکت هم حقوقها رو به درستی پرداخت نمیکنه و مشخص نیست دقیقا چندم حقوق دارم.