مصاحبه developer
تجربه کاری مصاحبه developer در سامانه هوشمند ايجاب
امتیاز ۱.۰ از ۵.
تجربه من از مصاحبهای که در شرکت سامانه هوشمند ایجاب داشتم، بیشباهه با بدترین نمونههایی که تا حالا دیدم. آنجا برخورد منابع انسانی به شدت غیرحرفهای بود و نه تنها سوالها نابجا و سطحی بود، بلکه مرز بین ادب و صمیمیت را هم به درستی تشخیص نمیدادند. وقتی از من سوال پرسیدند، احساس میکردم به جای حرفهای بودن، به رفتارهای غیر رسمی و ناخواسته گرایش دارند. به عنوان مثال به جای پرسیدن چه چیزی مرا عصبانی میکند، سوالاتی مطرح شد که به نوعی به احساسات فردی و گریه کردن مربوط میشد. بهعلاوه وقتی صحبت از حقوق درخواستی شد، من عددی را گفتم و بلافاصله سازوکار بررسی سابقه کار و سطح مهارت من را با همان رقم زیر سوال بردند. رفتارهای اینچنینی منابع انسانی بیاخلاق برای یک شرکت نوپا واقعا فاجعهآمیز است.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
برای من در طول فرایند مصاحبه، با تیم سازگار و با حوصلهای روبهرو شدم که نتیجهاش حس مثبتی بود. روند مصاحبه چند مرحلهای بود و فاصله بین آنها به نسبت مناسبی governed میشد. با اینکه یکی از جلسات با وجود برنامهریزی قبلی یکروز عقب افتاد، در نهایت فضای کل تجربه رضایتبخش بود. در جلسهها، به جای تمرکز صرف روی تخصص فنی، ابتدا به شخصیت و ویژگیهای فردی هم توجه شد و پس از بررسی این موارد، به جنبههای تکنیکال پرداختیم. مثل برخی از تیمها، آنها برخلاف برخی جاها از تخریب شخصیت در بحث فنی پرهیز کردند و پرسشهای سنگین و بیربط درباره فناوریها مطرح نکردند.
وقتی به شرکت رفتم، در کنار یکی از اعضای تیم بودم و همهی ما از یک شرکت دیگر پابهپا شدیم، چون محل کار اصلی هنوز در حال تعمیر بود و به همین دلیل در آن شرکت مشغول به کار شدیم. مدیر ایجاب از ما میخواست کار را ظرف یک ماه به پایان برساند و هر روز از ساعت نه صبح تا نه شب در شرکت کار میکردیم تا حقوقمان عقب نیفتد. به ما وعده داده شده بود که شرکت بینالمللی خواهد شد و اگر کار را به موقع تحویل میدادیم، آیپد جایزه میگرفتیم. ما گفتیم فقط حقوقمان را بدهید و آیپد را نمیخواهیم. اما پس از چند روز اضافهکاری، همگی حقوقی دریافت نکردند و برای تمام بچهها به صورت ساعتی ده هزار تومان محاسبه شد، چه کسی سه میلیون بگیرد چه هشت میلیون. در زمان عقد قرارداد، شرکت از بچهها بین صد تا ششصد میلیون سفته میگرفت تا قرارداد شش ماهه از مهر تا پایان سال نهونود تنظیم شود. شرکت از ما میخواست زود کار را تحویل بدهیم و گفتند که برای این کار به نیروی اضافی نیاز دارند.رئیس شرکت به واحد منابع انسانی گفت فردا برای ما یک مینیبوس میآورد تا ما را اینجا پیاده کند؛ گویی میخواستند با کارگران به ساختمانی اعزام شوند. قرار بود ظرف یک ماه کار تمام شود اما پس از یک ماه و چهار روز هیچ خبری از هیچ نیرویی نبود و طرح اولیه کار از طرف شرکت به ما داده شد. فکر میکردم با ورود به دفتر جدید، شرایط بهتر میشود اما شرکت هزینههای زیادی برای مهمانیها و خرجهای غیرضروری صرف میکرد و ادعا میکرد که بهترین است. در نهایت اعضای تیم از شرکت جدا شدند تا من بهتنهایی بمانم و با توجه به شرایطم تصمیم گرفتم بمانم. حقوقها هر ماه دیرتر میرسید و واحد منابع انسانی از شرکت جدا شد و به دنبال کار خودش رفت. شرکت حقوق ما را نداد و به جای پرداخت حقوق، سیستمهای شرکت را برداشتند. مدیر فناوری اطلاعات هم اخراج شد و برنامهنویس بکاند ارشد و سایر اعضای تیم فرانتاند نیز به تدریج جدا شدند و با تیم جدیدی کار را آغاز کردند تا بهنام ایجاب ادامه دادند. تیم فنی واقعا خوب بود اما انگیزهاش تضعیف شد از بس این اتفاقات را دید. رئیس شرکت ادعای بهترین بودن داشت اما در عمل چنین نبود. او میگفت هر کاری را باید به بهترین شکل انجام بدهیم، اما خودش این کارها را انجام نمیداد. این فرد چند نفر محافظ هم داشت اما حقوق ما را نمیداد و میگفت ندارم. از اشتباهاتتان درس بگیرید نه اینکه با همان اشتباه دیوار کج را بالا بروید. یاد بگیرید لزوما بهترین بودن هدف نیست؛ فقط باید وظایفتان را بهخوبی انجام بدهید. نکتهای که واضح بود، مدیریت ضعیف باعث بدی شرایط برای تیمی شد که با دقت و زمان زیادی کار میکرد.
به این شرکت نپیوندم چرا که با دیدن شرایط کار و روالهایش احساس میکنم نه تنها سودی عایدی ندارد بلکه فشار و بیثباتی هم وجود دارد. ارکان شرکت به شدت نامشخصاند و رفت و آمد بالاست، به طوری که اکنون فعالیتهای عملی تقریبا متوقف شده و بخش زیادی از کارکنان به دلیل مطالبات معوقه از کار جدا شدهاند و پیگیریهای قانونی در جریان است. اگر هدفم رضایت خدا و دریافت پول باشد، اینجا فایدهای ندارد و نتیجهای عاید نخواهد شد.
باورم سخته اما خیلی سریع فهمیدم که محیط کار این شرکت به دردسرهایی بیحساب میانداخت. من در حدود پنج ماه با سامانه هوشمند ایجاب همکاری کردم و حالا تجربهم را بازگو میکنم. اول اینکه فردی که به عنوان مسئول منابع انسانی با من مصاحبه کرد و من را استخدام نمود، یک ماه پس از استخدام از شرکت رفت و عجیب این که نام من را هم در سوابق کاریاش ثبت نکرد. دوم اینکه جز دو ماه اول، یعنی مرداد و شهریور نودنه-nine، هیچگاه حقوقها بهموقع پرداخت نشد و در مهر همان سال نفر دوم منابع انسانی هم ناگهان شرکت را ترک کرد. در طول یک هفته هم به طور ناگهانی نفر جدیدی استخدام شد و گفتند که این فرد بعدا مدیر منابع انسانی خواهد بود. سوم اینکه بعد از این اتفاقات فهمیدیم که بیمه تنها برای دو ماه مرداد و شهریور پرداخت شده است. چهارم اینکه در آذرماه وقتی پیگیر حقوق آبان بودیم، میگفتند مدیران هنوز حقوق مهرشان را هم نگرفتهاند. پنجم اینکه از هفته دوم آذر استعفا دادم و کارهای مربوط به پروژهها و صندوقهای سایه را به فرد جدید سپردم، اما هنوز تسویه من انجام نشده بود. ششم اینکه وقتی درباره سفتهها پیگیری میکنم، میگویند میتوانی شش ماه پس از تسویه دریافت کنی و خود تسویه هم انجام نمیشود.