وویکی‌تجربهجستجو
سایان تدبیر نیکسان
تجربه کاری۸ شهریور ۱۴۰۵ · ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴

چند سال تجربه یا چند سال تکرار؟

تجربه کاری برنامه نویس در سایان تدبیر نیکسان

امتیاز ۲.۰ از ۵ (۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴).

۲.۰· برنامه نویس

اگر قرار است به‌عنوان برنامه‌نویس وارد این شرکت شوید، قبل از هر چیز درباره‌ی چیزی که قرار است در آن یاد بگیرید و مسیری که برای رشد حرفه‌ای‌تان ساخته می‌شود فکر کنید، نه صرفاً عنوان پروژه‌ها و نام سازمان‌هایی که در رزومه خواهید دید. در بسیاری از شرکت‌های حرفه‌ای و مدرن، ساختار سازمانی به سمت مدل‌های تخت‌تر حرکت کرده است؛ یعنی افراد با تخصص‌های مختلف در کنار یکدیگر کار می‌کنند، مسئولیت‌ها شفاف است، دانش بین افراد جریان دارد و اعضای تیم یکدیگر را با فناوری‌ها و استانداردهای جدید بالا می‌کشند. اما تجربه‌ای که من از این مجموعه داشتم، کاملاً متفاوت بود. ساختار بیشتر هرمی و متمرکز است؛ به‌گونه‌ای که نظر فرد بالاتر از ساختن یک فضای تخصص‌محور مهم‌تر می‌شود. لایه‌های بعدی نیز عمدتاً بر اساس همین منطق شکل گرفته‌اند: اینکه نظر مدیر بالاتر پذیرفته شود و به‌جای ایجاد فضای گفت‌وگوی تخصصی، افراد در چارچوب فکری مدیریت بالادست حرکت کنند. مشکل چنین ساختاری فقط «مدیریت بد» نیست؛ مسئله‌ی اصلی، فرسایش تدریجی سرمایه حرفه‌ای نیروی انسانی است. ممکن است در ماه‌های اول همه‌چیز جذاب به نظر برسد. روی پروژه‌های بزرگ کار می‌کنید، نام سازمان‌های مهم را در رزومه می‌بینید و تصور می‌کنید در حال پیشرفت هستید. اما اگر فناوری، معماری، روش توسعه و فضای یادگیری شما همگام با بازار نباشد، اتفاق خطرناک‌تری در حال رخ دادن است: شما در حال از دست دادن قابلیت جابه‌جایی حرفه‌ای خود هستید. این وضعیت شبیه همان مثال معروف «قورباغه در آب گرم» است؛ تغییر آن‌قدر تدریجی اتفاق می‌افتد که ممکن است زمانی متوجه آن شوید که چند سال گذشته و بخش قابل‌توجهی از مهارت‌هایتان دیگر با بازار بیرون هم‌خوانی ندارد. بدتر از آن، ممکن است به نقطه‌ای برسید که خودتان نگران شوید: «اگر از این شرکت بیرون بیایم، آیا فناوری‌هایی که اینجا با آن‌ها کار کرده‌ام اصلاً جایی در بازار دارند؟» از نگاه من، این بزرگ‌ترین ریسک چنین محیطی است. ممکن است شرکت همچنان پروژه‌های بزرگ داشته باشد و حتی راهکارهای مشابه را برای سازمان‌ها و وزارتخانه‌های مختلف پیاده‌سازی کند؛ اما تکرار یک راهکار در پروژه‌های متعدد الزاماً به معنای نوآوری یا رشد تکنولوژیک نیست. گاهی یک فریم‌ورک یا راهکار قدیمی آن‌قدر در پروژه‌های مختلف تکرار می‌شود که عملاً به یک مدل کسب‌وکار تبدیل شده است؛ مدلی که برای شرکت درآمد ایجاد می‌کند، اما الزاماً برای برنامه‌نویس ارزش حرفه‌ای بلندمدت نمی‌سازد. و اینجاست که باید بین دو موضوع تفاوت قائل شوید: سابقه‌ی پروژه ≠ رشد حرفه‌ای اینکه در رزومه بنویسید «در یک پروژه ملی کار کرده‌ام» به‌تنهایی ارزش زیادی ندارد. چیزی که در بازار کار اهمیت دارد این است که چه فناوری‌هایی را یاد گرفته‌اید، چه مسئله‌هایی را حل کرده‌اید، با چه معماری‌هایی کار کرده‌اید، چقدر استانداردهای روز را تجربه کرده‌اید و آیا مهارت‌هایتان خارج از آن سازمان هم قابل استفاده هستند یا نه. بنابراین اگر صرفاً به دنبال یک شغل هستید، شاید اینجا هم برایتان یک گزینه باشد. اما اگر برنامه‌نویسی را به‌عنوان یک مسیر حرفه‌ای و بلندمدت انتخاب کرده‌اید، با دقت بسیار بیشتری تصمیم بگیرید. به نظر من خطرناک‌ترین شرکت برای یک برنامه‌نویس، شرکتی نیست که در آن چیزی یاد نگیرد؛ شرکتی است که چند سال تصور کند در حال یادگیری است، در حالی که بازار از او جلوتر رفته است. و توصیه‌ی شخصی من بعد از این تجربه بسیار ساده است: اگر قرار است در چنین محیطی کار کنید، حداقل اجازه ندهید شغل، مهارت و آینده‌ی حرفه‌ای‌تان را به یک فناوری، یک فریم‌ورک یا یک اکوسیستم بسته گره بزند. چون روزی که بخواهید از آن مجموعه خارج شوید، ممکن است تازه متوجه شوید چیزی که سال‌ها «تجربه» تصور می‌کردید، در بیرون از آن محیط ارزش چندانی ندارد.

نقاط قوت

بیمه

نقاط ضعف

عدم پرداخت به موقع حقوق
عدم پیشرفت
بد قول
کنترل افراد با دوربین

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۴.۰
مدیریت
۱.۰
حقوق و مزایا
۴.۰
تعادل کار-زندگی
۱.۰
فرصت رشد
۱.۰
توصیه به دیگران
۱.۰

تجربه‌های مشابه

سایان تدبیر نیکسان
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مدیر پروژه
۱.۳
درب جهنم

از بین تمام شرکت‌هایی که تجربه کردم، این تنها جایی بود که حتی سال‌ها بعد از ترک کردنش، هنوز یادآوریش من رو عصبانی می‌کنه. وقتی شرکت به نیروها نیاز داشت، از تعهد، همراهی و فداکاری حرف زده می‌شد و وعده‌های زیادی داده می‌شد. من هم تمام انرژی و توانم رو گذاشتم، اما در نهایت احساس کردم چیزی که از دست دادم خیلی بیشتر از چیزی بود که به دست آوردم.افراد متخصص خیلی زیادی هم با تجربه های زننده و بد اینجا شرکت رو ترک کردن . امروز بزرگ‌ترین حسی که از اون دوران دارم، حس فرسودگی و هدر رفتن چند سال از مسیر حرفه‌ایمه. اگر تمام توانت رو برای یک مجموعه بگذاری و بعد احساس کنی نه رشد کردی، نه قدردانی شدی و نه آینده بهتری ساختی، احتمالاً متوجه می‌شی چرا هنوز بعد از این همه سال، این تجربه برام تلخه.