مصاحبه کارشناس تحقیقات بازاریابی
تجربه کاری مصاحبه کارشناس تحقیقات بازاریابی در شاتل
امتیاز ۱.۰ از ۵.
مرحله اول با مدیر مستقیمم مصاحبه داشتم و یک سری سوال تقریبا تخصصی از مفاهیم بازاریابی ازم پرسیدند مثلا STP چیه و استراتژی های رقابتی پورتر چی بودند و … . واحد بازاریابی اون موقع توی یه ساختمون اجاره ای جداگانه بود که واقعا نامنظم و به هم ریخته بود که در وهله اول تو ذوقم خورد. مرحله بعدی یک سری تست بود که شامل هم مهارت های عمومی کامپیوتر (آفیس و تایپ) و سوالات شخصیتی بود. سوالات مهارت های عمومیش متوسط بود و مشکل جدی ای نبود. جالب اینجا بود که تست شخصیتش توی یک اکسل بود که باید جواب ها رو با ۰ یا ۱ میدادیم و توی یک شیت دیگه خروجی و نمودار جوابها رو میکشید. از اونجایی که من با این تست MBTI کمی آشنا بودم با توجه به خروجی یه کمی جواب هام رو دستکاری کردم. نکته جالبی که توجهم رو در اینجا جلب کرد این بود که افراد زیادی در حال استخدام بودند که نشون میده که نرخ ریزش و ترک کارکنان بالایی داره. توی مرحله سوم در ساختمان اصلی با دو نفر مصاحبه داشتم که بعدا فهمیدم یکیشون مدیر منابع انسانی (که خودشون پزشکی خوندند) بودند و دیگری مدیر بازاریابی شرکت. یک سری سوالات عمومی پرسیدند که همه جا میپرسند ولی نکته اصلی فشار روانی ای بود که سعی میکردند اعمال کنند. مثلا رگباری از من سوال میپرسیدند و هنوز جواب این سوال رو نداده سوال بعدی رو میپرسیدند و در حین صحبت های من سرشون توی گوشیشون بود و تلگرام چک میکردند. رزومه م رو زیر سوال میبرند و تاکتیک های دیگه که احتمالا قصدشون تست میزان تحمل استرس من بود. به هر حال میتونم بگم یکی از بدترین تجربه های مصاحبه من بود. در نهایت بعد از دو سه هفته بهم اوکی دادند و من مشغول به کار شدم. چند سالیه که تبلیغ میشه که در یک رده بندی شاتل بهترین محل کار برای کارکنانه ولی من در ۵ ماهی که اونجا بودم واقعا تجربه بدی داشتم. حقوق های پایین، کارکنان بی انگیزه و با سطح مهارت های متوسط، فضای متراکم و شلوغ و نامنظم و … به نظرم بر خلاف برند شاتل که در ارائه خدمات نسبتا محبوبه، این شرکت برای کار جای مناسبی نیست. ویژگیهایی که براشون مهم بود: افراد بسیار زیاد بودند و نمیشه گفت تم غالبی داشتند ولی اکثرا خانم بودند و صمیمیت نسبتا خوبی داشتند.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
شرکت شاتل را برای تجربهای از روند مصاحبه انتخاب کردم و اتفاقات آن را چنین به خاطر میسپارم. ابتدا با مدیر واحد فروش گفتوگو داشتم؛ او سوالاتی درباره هوش و مهارتهای عمومی پرسید و پذیرش شدم. در مصاحبه دوم به مهارتهای مرتبط با اکسل، ورد و تایپ پرداخته شد، و برخلاف انتظارم که این بخش را ساده میدانستم، سوالات نسبتا دشوار بودند اما در نهایت پذیرفته شدم. سپس با مدیر ارشد شرکت ملاقات کردم که رفتاری نسبتا سرد و گاه بداخلاق داشت. پس از دو هفته و پس از مراحل نهایی، صحبت از نیاز به نیرو برای کرج شد و اعلام کردند کار در تهران تکمیل است، بنابراین از طرف تهران فرصت از دست رفت. در مجموع از نظر کلی روند مصاحبه خوب بود اما به دلیل محل سکونتم در تهران، نتیجه برای من منفی شد و رد شدم. به عنوان نکته برای دیگران هم توضیح داده شد که باید برای مصاحبه در عمق زمینه مربوطه دانش کافی نشان بدهند تا بتوانند از رقبا جلو بیفتند.
شرکت شاتل را تجربه کردم و در مراحل مصاحبه، از همون ابتدا با پرسشهایی درباره خودم و رزومهام شروع کردند تا تا چه اندازه با خدماتشان آشنا هستم. در مرحله بعد یک آزمون مهارتهای پایه داشت که شامل کار با ورد و اکسل و سرعت تایپ بود. سطح آزمون نسبتا متوسط و نه دشوار بود؛ اگر آماده باشید، کار سادهای است. نهایتا به مرحلهی نهایی رسیدم که در آن درباره خودم، رزومه و هدفهایم پرسش میشد و آنها سعی میکردند من را با چالش روبهرو کنند. مجموعا تجربهام خوب بود و برخلاف برخی نوشتهها که میگفتند رفتارها در اینجا بداخلاق است، من هیچ مورد ناخوشایندی ندیدم و حتی برخوردشان نسبتا خوب بود، هرچند مرحله آخر خیلی جدی برگزار میشود. ازشان درخواست کردم سایت شاتل را مرور کنم و برای مرحله دوم روی Excel و Word کار کنم و برای مرحله سوم با تمرکز و اعتماد به نفس به سوالات احتمالی پاسخ بدهند.
به دنبال رزومهام برای اولین مصاحبه با شاتل رفتم و با آگاهی از فعالیتها و خدمات شرکت، آمادهام را به کار گرفتم. قبل از رفتن، سایت شاتل را به خوبی مرور کرده بودم و سوالات احتمالی را جستوجو کرده بودم تا با اعتمادبهنفس پاسخگو باشم. در جلسه اول، پرسشهایی درباره شرکت و خدماتش مطرح شد و چند سوال روانشناسی همچنین درباره ورد و اکسل مطرح شد؛ رفتار مصاحبهکنندگان خوب و مناسب بود و در نهایت پذیرفته شدم. در مرحله بعد، از من تمرینهای ورد و اکسل و تایپ خواسته شد که سطح آن معمولی بود و من هم قبول کردم. مصاحبه نهایی با آمادگی کامل انجام شد و بهراحتی به سوالات پاسخ دادم؛ در این مرحله بیشتر روی خودم و رشته و مهارتهایم تمرکز کردند و پس از مرور این موارد، پذیرش شدم. هر مرحله را با آمادگی کامل بردم، اعتمادبهنفس داشتم و استرسی نبود؛ تسلطم را نشان دادم. ویژگیهایی که برایشان مهم بود هم با رویکرد مثبت یادآوری شد: امید و انگیزه بالا از اهمیت زیادی برخوردار است.
در مصاحبه با شاتل، رفتار و روند ارزیابی تیم ایران-تکنولوژی را از نزدیک دیدم. در گام اول، جلسهای با مدیر IT و سرپرست تیم نرمافزار داشتم که محور آن پرسشهای فنی بود و از من درباره برآورد تواناییها و میزان تمایل به کار تیمی پرسیدند. در گام دوم، جلسهای با مدیر ارشد داشتم و سوالات غیر فنی مطرح شد، مثل آینده شغلیم و دلیل انتخاب شاتل. بهنظر میرسید سطح آشنایی مصاحبهکنندگان بالا بود و اگر چیزی را بلد نبودم، ترجیح میدادند صادقانه بگویم بلد نیستم تا اینکه روی پاسخ اشتباه پافشاری کنم. ویژگیای که برایشان اهمیت داشت، درک شرایط محیط کار و هوश اجتماعی بود.
برای شرکت شاتل، تجربهام در مصاحبه کارشناس ارزیابی رضایت مشتریان به این شکل است که تقریبا سه هفته درگیر مصاحبههای مختلف بودم؛ روندی که خیلی زمانبر و بهگونهای غیرمنصفانه به نظر میرسید. سه مصاحبه حضوری داشتم و در نهایت یک آزمون کامپیوتری هم برگزار شد. در مرحله آخر مصاحبه که با یک خانم بود، وضعیت خیلی سخت بود و رفتارشان به شدت ناخوشایند بود. بهواقع ایشان گاه رفتار تخریبکنندهای نسبت به سابقه و توانایی من داشت و مدام درمیان صحبتهای من میآمدند تا اجازه صحبت به من داده نشود و در پایان با نگاه کنایهآمیز و قضاوتی جلسه را ترک کردند.
شبکهکار بودن سوالها خیلی ساده بود و من با اعتمادبهنفس مستقیم جوابشون رو دادم. مصاحبه پشتیبانی فنی رو تجربه کردم و توش دیدم که محل کار چه چیزهایی از من میسازه: سوالاتی راجع به اینکه شبکه چی هست، کلاسهای IP چیه و از چه تعدادی شروع میشه، تفاوت IP خصوصی و عمومی و IPv4، nat، پورتهای ارسال و دریافت ایمیل و کاربردهای host و network، vpn و انواعش، و همچنان سوالهایی درباره کار قبلیم و دلیل خروج از اونجا مطرح شد. از جاهای مختلفی که سابقه داشتم پرسیدن و برخی سوالها به نظر من ارتباطی با شبکه نداشت. مصاحبه رو خوب گرفتم و استرسی نداشتم؛ پاسخهام رو بهخوبی ارائه کردم و حتی با پرسشهایی که از تیم پاسخگوی تماس میگرفتند هم بهخوبی کنار اومدم. در نهایت حس میکردم خیلی خوب پیش رفتم و نتیجه هم امیدوارکننده بود، اما ظرف چند دقیقه پس از ترک ساختمان ایمیلی رسید مبنی بر اینکه برای این شغل مناسب نیستم، بدون توضیح روشن دلیل. در کل اگر کسی رو دارید که آشنا داره و میخواد سفارش رو انجام بده، بهتره اول باهاش صحبت کنن و بعد برای مصاحبه اقدام کنن.