وویکی‌تجربهجستجو
شایا تجهیز افق
تجربه کاری۲۷ مرداد ۱۴۰۵ · شاغل فعلی

محیط جوون‌پسند و پرانرژی، حقوق معمولی

تجربه کاری برنامه‌نویس در شایا تجهیز افق

امتیاز ۳.۰ از ۵ (فروردین ۱۳۹۹).

۳.۰· برنامه‌نویس

شرکت شایا تجهیز افق را به‌عنوان محلی دیدم که خیلی زود وارد فضای کار می‌شوی و تعادلت بین زندگی و کار تا حدی به هم می‌خورد؛ نه این که کسی مجبور کند، اما جو کار آنقدر جذاب است که خودت هم بیشتر ماندگار می‌شوی. بازخوردهای فنی را جدی می‌گیرند و در جلسات رترو دنبال حل مشکلات هستند تا فرایند کار بهتری به‌وجود بیاید. فضا کلی شاد و پرانرژی است و مدیر هم با اخلاق خوب و سیاست‌های روشن همراهی می‌کند. حقوق نسبتاً پایین‌تر است و مطابق مدل جذب‌شان معمولاً نیرو را با حقوق معقول جذب می‌کنند؛ با این حال از نیروهای تازه‌کار و پرتلاش استقبال می‌کنند و تجربه‌کاری هم در تیم دیده می‌شود. جمعیت شرکت عمدتاً جوان و پرانرژی است. نکته‌ای که ممکن است برای بعضی‌ها آزاردهنده باشد، فضای شوخی و فان سنگین شرکت است؛ اما تا جایی که دیوانه‌وار نشود، به‌نظرم لذت‌بخش است. برای پرکردن اوقات فراغت کمی امکاناتی مثل پلی‌استیشن، فوتبال‌دستی، ناهار انعطاف‌پذیر، دارت و بیلیارد هم فراهم کرده‌اند.

نقاط قوت

محیط خیلی شاد و پرانرژی
رئیس خوش‌اخلاق و با سیاست
به بازخورد فنی گوش میدن و در رترو پیگیری میشه
استقبال از نیروهای نوپا و سخت‌کوش
تفریحات و امکانات داخل دفتر (پلی‌استیشن، فوتبال دستی، دارت، بیلیارد)
جمعیت جوون و پرانرژی

نقاط ضعف

حقوق و مزایا نسبتاً پایین
پلن جذب: تعداد زیاد با حقوق متوسط
توازن زمان شخصی و کاری کمی سخت میشه
شوخی‌ها و فضای فان گاهی سنگینه و ممکنه بعضیا رو آزار بده

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۳.۰
مدیریت
۳.۰
حقوق و مزایا
۳.۰
تعادل کار-زندگی
۳.۰
فرصت رشد
۳.۰
توصیه به دیگران
۳.۰

تجربه‌های مشابه

شایا تجهیز افق
مصاحبه
کاربر ناشناس·دستیار اداری
مصاحبه‌ی دو رو

در آغاز تماس تلفنی، فضای آرام و دوستانه‌ای حاکم بود و سوالات نسبتا گسترده مطرح شد؛ چند روز بعد از من خواستند تا مصاحبه حضوری بروم. اما هنگام حضور، با رفتاری کمابیش سرد برخی مصاحبه‌کننده‌ها روبه‌رو شدم، گویی با من از موضع قضاوت یا رقابت صحبت می‌شد. در مقابل، یکی دیگر از مصاحبه‌کنندگان با رفتار دوستانه و برخورد مناسبی پاسخگو بود. سوالات بیشتر جنبه‌ی موقعیتی داشتند و نسبتا کلی مطرح می‌شدند، اما انتظار داشتند تا همه‌ی رفتارها به شکل یکسانی تکرار شود و پاسخ‌ها را دقیقا با آنچه می‌خواهند همسو کنند. وقتی پاسخی می‌دادم، معمولا همان پاسخ را مجددا می‌خواستند و می‌پرسیدند که آیا واقعا همینطور نیستم؟ فضای مصاحبه به‌نوعی دوگانه و باز بود، به طوری که به نظر می‌رسید پاسخ‌ها را به گونه‌ای کلی بیان کنم تا برداشت موردنظرشان را تکمیل کند. بزرگ‌ترین ایرادم برای این مجموعه این است که به نظر می‌رسد انتظار دارند همه دارای یک الگوی واحد رفتار باشند و دنبال این‌اند که فرد همان چیزی را بگوید که آن‌ها می‌خواهند.