کابوسِ یک آموزشگاه
تجربه کاری مدرس/کارمند آموزشگاه زبان در شب کهربا
امتیاز ۲.۰ از ۵ (فروردین ۱۳۹۹ تا آذر ۱۴۰۳).
دنبال تجربهای از یک کارمند آموزش زبان میگشتم و اینجا را به خاطر دیدی که نسبت به محیط کار داشتم روایت میکنم. اوضاع این مجموعه به شدت ناامیدکننده بود و هر چه بگویم کمتر از واقعیت است. الان که به شرکت جدیدم نگاه میکنم، میبینم تفاوت زیادی از نظر آرامش روانی و شرایط مالی وجود دارد، به رغم اینکه آن زمان برای من خیلی سخت بود. حقوق به موقع پرداخت نمیشد، عیدی به شکل ملموسی وجود نداشت و تسویهحسابها هم انجام نمیشد. اینجا را بهشتی برای بیکفایتها و کسانی که به هر دلیلی از کار رفتهاند توصیف میکردند؛ اما واقعاً فضای کار از بسیاری نظر نامناسب بود. روابط بین همکاران حتی در سطح مدیران هم پر از نزاع و گفتوگوهای بینتیجه بود و برای همه واضح بود که تصمیمگیریها تا حد زیادی تحت تاثیر ایدههای شخصی و سودجویانه است. کل سیستم با فضایی فکری و سودجویی اداره میشد و از نظر حرفهای هم توازن درستی وجود نداشت. آنچه دیدم فراتر از حد تصور بود: محیطی که بهطور مداوم تنشآلود بود، مدیریتی که به سختی میشد با آن همسو شد و مزایای چندانی جز یادگیری زبان به چشم نمیآمد که آن هم با فشار و اجبار ادغام شده بود. اگر دنبال محیطی آرام و قابل اتکا هستید تا به اعتماد خودتان لطمه نخورد و روحتان سلامت بماند، پیشنهاد میکنم قبل از تصمیمگیری دقیقتری به این دفتر مرکزی فکر نکنید.