حسابرس
تجربه کاری حسابرس در شرکت کیفیت و بازرسی استاندارد ایران
امتیاز ۱.۰ از ۵.
من به عنوان یک مراقب کیفیت و بازرسی، تجربهای از یک مصاحبه را بازگو میکنم که در تاریخ بیستپنجم تیر یا همان ۹/۴/۱۴۰۳ داشتم؛ در ساعت دو بعدازظهر به صورت آنلاین با واحد منابع انسانی مصاحبه برگزار شد و جلسه به هیچ وجه رضایتبخش نبود. در طول گفتوگو آنها بیشتر به تلفن میز پاسخ میدادند و به حرفهای من توجه نمیکردند. اگر فرد مصاحبهشونده در حین صحبت با گوشی مواجه شود، از نظر آنها چه واکنشی نشان میدهد؟ به توهین و بیاحترامی من را تقبیح میکردند و من هم سعی داشتم تجربیاتم را بیان کنم اما آنها مستقیم به دوربین نگاه نمیکردند و با بیتوجهی به سوالات پاسخ مشخصی نمیدادند. درباره حقوق و پوزیشن شغلی هم توضیح دقیقی ارائه نشد. ضمن اینکه در حین مصاحبه، تمرکزم از دست رفت زیرا ایشان به طور مکرر با تلفن صحبت میکردند و من هنوز جملهام تمام نشده بود. وقتی گفتند انتظار داشتی در مدت کوتاه سرپرست شوید، من گفتم چنین انتظاری نداشتم و شرایط یادگیری را ترجیح میدادم. روز بعد از مصاحبه تماس گرفتند و گفتند نمیتوانم به مرحله بعد بروم بدون ارائه دلیل، و به نظر میرسید که مصاحبه به درستی برگزار نشد و به حرفهایم توجه ی کافی نشده بود.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در شرکت کیفیت و بازرسی استاندارد ایران تجربهای داشتم که میخواهم با صراحت بیان کنم. برای مصاحبه، معمولا از من دربارهی پوزیشن خاصی سؤال نمیپرسیدند و رزومهام را بدون تفصیل میخواستند؛ حتی اگر برای React.js رزومه فرستاده بودم، انتظار میگذاشتند در هر دو بخش فرانتاند و بکاند و UI/UX کار کنم. در عین حال اجازه استفاده از vpn به من داده نمیشد و به جای آن، یکی از کارمندان از یک شبکه کنترلشده vpn فراهم میکرد و من حق داشتم تنها با آن دسترسی کار کنم، درحالی که از انجام کار با Adobe در محیط شرکت منع میشدم. شرکت بزرگی با حدود هشتصد پرسنل بود که ساختمانش چهار طبقه است و برای ناهار از خارج غذا میگرفتند و روزانه دو تا سه وعده غذا ارائه میدادند. طرحهای ارائهشده هم معمولا به این صورت بود که چون سمت بکاند با زبان سیشاپ بود، مستنداتی ارائه میشد تا بتوانند با هر زبان دیگری هم کار کنند؛ در واقع فرقی وجود نداشت که با چه زبان یا ابزارهایی کار میکنم. دربارهی بهترین template وب، منبع معتبری پیدا نکردم و لازم بود خودم معرفی کنم. ساعات کار از هشت تا چهار و سیدقیقه بعد از ظهر بود و معمولا بین این بازه به ناهار میپرداختند. به عنوان مثال، قرار بود در اینجا کار وبسایت انجام بدهم، اما بهجای آن انتظار داشتند من هم بکاند کار کنم و هم وباپلیکیشن بسازم، در حالی که وبسایت را کنار میگذاشتم.