تولید
تجربه کاری تولید در شماران سیستم
امتیاز ۱.۰ از ۵.
شرکت شماران سیستم تجربهای بود که از همان روز مصاحبه تا رسیدن به استخدام، طول کشیده و خستهکننده پیش رفت. سوالات شخصی زیادی پرسیده شد و در نهایت به کار مشغول شدم. تنها هفته نخست خوب بود اما به مرور فضای کار بسیار پرتنش شد؛ یا همکاران زیرانگیزهای میزنند یا با دوربینها کنترلها شدت میگیرد. اگر هدف امنیتی و محافظت از اموال شرکت باشد، دیگه این کنترلها به شدت فراتر از حد نیاز شده و به نظر میرسد که بیشتر جنبهی سرگرمی مدیران و نظارت بر رفت و آمد کارکنان پیدا کرده است و حتی شنود هم انجام میشود. دوستان و اطرافیانم که خارج از کشور کار میکنند گفتند چنین چیزی در دنیا معمول نیست و با تعجب به داستانمان نگاه کردند. اینترنت محدود به واحدهاست، و برنامهریزی منظم وجود ندارد. زمان استراحت و فراغت برای کارکنان مشخص نیست. هر هفته بحث و حاشیهای در کار هست و انگار بمبی ساعتی در شرکت وجود دارد که هر لحظه ممکن است منفجر شود و اگر حرفی بزنی، به سرعت واکنش نشان میدهند. در میان تجربههای خوب هم وجود دارد، اما بطور کلی معایب آنقدر زیاد است که گاهی مزیتها به چشم نمیآیند. حس پیشرفت و رقابت در محیط از بین میرود. از نظر علمی و پیشبرد پروژهها سعی میکنند تازه باشند، اما واقعا از پس این کار برنمیآیند. در نگاه کلی، در دنیای فناوری و توسعه که امروزه انتظار میرود، شماران سیستم به اندازهی رقبا مزیت رقابتی ندارد. دید مدیران خیلی سنتی و کهنه است و وجود افراد با اعتماد به نفس و سطح بالای دانش در آنجا محدود است، یا اینکه بیشتر همکاران از نظر علمی و فنی سطح پایینی دارند.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من وقتی سال قبل چند ماهی رو اینجا گذراندم، فهمیدم که فضا برای من خیلی ناسالم بود و به دلیل فشارهای زیاد تصمیم به ترک گرفتم. مدیران شرکت به نظر من بیش از هر چیز دنبال منافع و حفظ موقعیت خودشان بودن تا انسانیت و رفاه کارکنان؛ هدف فقط کارکردن بود تا مدیران بتوانند به اهداف خارجی برسند. مدیر تولید که با وجود داشتن همسر، علاقهای به کار تیمی و پیشرفت واقعی نشان نمیداد و به سوگلی خود امتیازهای زیادی میداد، یکی از اصلیترین دلایلی بود که از آنجا بیرون آمدم. از پشت پرده خبرهایی وجود داشت که اکثر افراد نگه میداشتند تا از اخراج شدن نترسند. عملکرد واقعی شرکت حول محور همان فرد میچرخید و واقعا هیچ تخصص یا علم جدیدی به تیم اضافه نمیشد؛ در واقع مدیر تولید همه کارها را انجام میداد و به نحوی دیگران را مقصر نشان میداد. در اینجا کار کردن به شکل بیگاری بود و زمان زیادی برای یادگیری یا رشد وجود نداشت. هیچ امتیازی هم احساس نمیشد و حتی رفتن به دستشویی را هم با چند شمردن مرتب میکردند تا مبادا خیلی طول بکشد. امیدوارم که مسیر هیچ کس به چنین عملیاتی نیفتد.
به اعتقاد من اعتماد به محتوای یک محیط بدون هیچگونه ممیزی یا اعتبارسنجی کارآمد کار سختی است، مخصوصا وقتی در بازار پرچالش با مشکلات درآمدی روبهرو هستیم. اگر جای مدیران شرکتها بودم، میدیدم که حمایت از نیروهای انسانی مثل نگهداری از سرمایه است و طبیعی است که اختلافهای پیش آمده بیشتر شخصی باشند تا نشانگر کمکاری کل تیم. واقعا وقتی صحبتهای سایتهایی که هر نظری را بیهیچ نظارت یا بررسیای منتشر میکنند بیشتر شوند، ممکن است ترس و دودلی به وجود بیاید و فرصتهای از دست رفته افزایش یابد. در ابتدا تحت تأثیر برخی نطرات ظاهر شده بودم، اما تجربهام ثابت کرد چنین تأثیری فقط ضرر به همراه دارد. بیایید با هوش و دقیقتر تصمیم بگیریم.
باور دارم دیدگاههای بعضی افراد نسبت به شماران سیستم خیلی مغرضانه و بعضا واقعیتساز نیست. من با افتخار چهار سال در این شرکت کار کردم و به خاطر مسافت و مسائل شخصی ناچار شدم از مجموعه جدا شوم. نظم و دیسیپلین در اولویت است و همین موضوع برای شرکتهای خصوصی که به هزینهها و بالاترین بازدهی اهمیت میدهند، طبیعی است. اگر خودمان جای صاحبان مجموعه بگذاریم، همان سختگیریها را هم میبینیم و در حقیقت چنین رویکردی را انتظار دارند. سیاست شرکت بر کمترین نفر با بیشترین کارایی است، از همین رو همیشه کارها و مسئولیتها زیاد است. اگر توانایی و ظرفیت برای پیشرفت را داشتی، فرصت رشد بهت داده میشد و مسیر پیشرفت خوبی وجود داشت. یکی از نظرات مطرح درباره نظافت شرکت بود که من باهاش موافق نیستم؛ نیروهای خدماتی و نظافت واقعا زحمت میکشند و شرکت همواره تمیز و مرتب بود. در مورد دوربینها هم برخی نوشتهها اغراقآمیز بود و واقعا این همه نظارت وجود ندارد؛ اگر نکته خاصی باشد، رسیدگی میشود و نه همیشه. من نمیگویم هیچ عیبی وجود ندارد یا اختلاف نظری نداشتم، اما اگر بخواهم بهطور منصفانه حرف بزنم، میتوان گفت هدف اصلی در این شرکت کار است و با کسی تعارف ندارند.
شرکت شماران سیستم را تجربه کردم و واقعا از اون دوره پشیمانم. پارسال چند ماهی را آنجا گذراندم و فکر میکردم مسیر درستی را انتخاب کردهام، اما خیلی چیزها تغییر کرد: از همان ابتدا با رفتارها و تصمیمهای مدیران کمتر به چشمم میآمد و احساس میکردم زمانم را بیهوده صرف کردم. کار دقیقا روشن نبود و قرارداد هم بسته نشد. به طور مداوم ایرادهای بیمورد میگرفتند و رفتارهایو با واقعیتهای مدیریتی جور در نمیآمد. گمان میکردم با ظاهر حرفهای و کفش پاشنهدار و کراوات، آدمی با جایگاه مدیریتی هستم، اما واقعا چنین نبود و حس نمیکردم ارزش واقعی همفکری و انسانیت وجود دارد. اکثر همکاران به نظر میرسیدند که برای منافع شخصی کار میکنند و در عمل هم کمتر کسی صادق و قابل اعتماد بود. فضای شرکت پر از غرور و نمایش است تا واقعیتهای کاری، و احساس اخلاقی خوبی در آدم ایجاد نمیشد. دوربینها و نظارت شدید را شنیده بودم و رفتارهای سطحی و فریبکارانه هم کم نبود. مسیر رفتوآمد هم برای من سخت بود؛ با مترو و تاکسی خیلی وقتگیر و خستهکننده بود و ترجیح میدادم پیاده بروم که خسته میشدم. در نهایت حس درونی من از آن محیط خالی و بیارزش بود و فکر میکنم اگر از ابتدای کار درست تصمیم نمیگرفتهام، اوضاع بهتر میشد.
وقتی وارد این شرکت شدم، تصورم از محیط کار پرانرژی بود اما خیلی زود دیدم اوضاع فرق میکند. من به عنوان کارآموز تجربه عجیب و گاهی ناخوشایندی داشتم؛ در کنار کارهای یادگرفتهشده، فشارها و رفتارهای غیرحرفهای هم وجود داشت. از ابتدا به من گفتند که برای استخدام سفته میخواهند و برخی افراد قدیمیتر هم خاطر نشان کرده بودند که ممکن است برخی از همکاران از این موضوع بهره بگیرند. جو محیط به شدت ناسالم بود و روابط بین افراد اغلب تحتتأثیر روابط قدرت بود. به وضوح حس میکردم هرچه قدر بعضیها پررنگتر از دیروز باشن، جایگاه بهتری هم میگیرند. مسیر کاری شرکت هم خیلی معمولی بود و رفتوآمد از طریق مترو برایم خستهکننده میشد. مدت کوتاهی که آنجا بودم دائما احساس ارزیابی و کنترل داشتم و دسترسی به فضاهای ساده مانند سرویس بهداشتی همیشه بهخاطر کمبود منابع دشوار بود. در برخوردهای روزمره چای با طعم ناخوشایند کارخانهای احساس میشد و استراحتی در نظر نمیگرفتند؛ کارها اغلب باید کامل و بیوقفه انجام میشد و گاهی نرمافزارهایی که بهعنوان کارآموز مینوشتم، به تست نهایی نمیرسیدند. برخی روزها بوی نامشخصی از محیط به مشام میرسید و در کل با دیدن بعضی رفتارها، احساس میکردم محیطی که باید آرامشبخش باشد، حس زندان میدهد. در ابتدا گفته میشد شرکت خوب و پرانرژی است، اما بعدها واقعا چنین فضایی را تجربه کردم.
در این شرکت جو کارمندی منفی بود و خیلی دلزده شدم ازش. اگر دنبال محیطی با روحیه کهنه و پرتنش هستی، احتمالا استخدام در شماران سیستم میتونه به نتیجه برسونه. شرکت کوچکی با حاشیههای فراوان و گروهی از همکاران همفکر، اما مدیران با روحیه محدود و تلاشهای سطحی برای نظارت. اغلب کارمندها افراد خوبین اما مدیریت به شکل یکنواخت و گاهی کنترلگر عمل میکنه و به چشم مدیرعامل و همسرش نگاه بیشتری میافته. بخش فروش دو مدیر داره که به نظر میرسه تجربه کمی در مدیریت دارن اما در مذاکرات هم تبحر دارن و بازاریابی خوبی انجام میدن. از نظر اخلاقی رفتارها به طرز بچگانهای است و گاهی به زبان بیاحترامی میشنویم. ظاهرا هر سال تعدادی نیرو استخدام میکنن و چند ماه بعد باید رفتن، از آنجا که قراردادها و تعهدات مالی باعث میشه شکایت کمتری انجام بشه. یکی از همکاران قدیمی میگفت که آدمهایی با نیت همسو وجود دارن اما زیرآبزنی هم در کاره. مدیر اصلی عادت داره با دوربین همه را زیر نظر بگیره و حتی در برخی فضاها هم این نظارتها شدید است. بهجز سرویسهای اصلی، فضاهای دیگر مثل توالت هم تحت نظارت است و گاهی عباراتی پشت سر همکاران مطرح میشه. در کل، محیطی پرتنش و پر از حاشیه دارن که میتونه فشار زیادی روی همکاران بگذاره و تمرکز کار رو به هم بزنه. در چنین شرایطی کار به صورت تیمی و همسو میتونه به زحمت بیفته و در نهایت ایجاد فشار و استرس بیشتری میکنه.