وویکی‌تجربهجستجو
شهر سخت‌افزار
تجربه کاری۱۲ شهریور ۱۴۰۵ · آذر ۱۳۹۹ تا خرداد ۱۴۰۳

دفترِ سفت و سخت با مدیریتِ آشفته

تجربه کاری برنامه‌نویس فرانت‌اند در شهر سخت‌افزار

امتیاز ۲.۰ از ۵ (آذر ۱۳۹۹ تا خرداد ۱۴۰۳).

۲.۰· برنامه‌نویس فرانت‌اند

در این مجموعه کار می‌کردم و هر روز با چالش‌های زیادی روبه‌رو می‌شدم. ساعات کار از صبح حدوداً ۸:۳۰ شروع می‌شد و تا ۱۸ ادامه پیدا می‌کرد؛ پنج‌شنبه‌ها هم تا ظهر بود و جوری نبود که تعطیلات شناور یا استقلالی وجود داشته باشد. اگر کار داشتی یا نداشت، معمولاً ازت می‌خواستند تا چراغ‌ها روشن بمانی و فضا را آماده نگه داری. قواعد شرکت عجیب و گاهی سختگیرانه بود؛ هر تاخیری اغلب برابر با کسری از کار محسوب می‌شد و اگر بیش از چهار ساعت مرخصی ساعتی می‌گرفتی، یک روز مرخصی از تو کسر می‌شد. قراردادها و برنامه‌های کاری معمولاً قبل از امضا داده می‌شد و باید با دقت امضا می‌شد، چون اصلاحات از طرف شرکت سخت بود؛ اما اگر خودت مشکلات را پیدا می‌کردی و مطرح می‌کردی، معمولاً بهبودها انجام می‌شد. امکانات رفاهی چندان قابل توجه نبودند؛ به عنوان مثال شاید هر دو ماه یکی دو بسته دستمال بدهند، اما نظافت دفتر و ضدعفونی میزها به اولویت شرکت نبود. کارکنان اغلب باید خودشان خرج امکانات را تامین می‌کردند و اولویت با شرکت بود. حقوق هم کم بود و به صورت بخش‌بندی پرداخت می‌شد، تاریخ مشخصی برای واریز وجود نداشت و پرداخت گاهی با تاخیر همراه بود. سنوات و عیدی هم معمولاً دیر پرداخت می‌شد و برای پیگیری لازم بود تا بالاخره روندِ پرداخت انجام شود. شفافیت مالی کمی داشت و مدیریت تمایل داشت کمتر در مورد حقوق صحبت کند؛ تبعیض، وعده‌های بدون پشتوانه و برخی دروغ‌های کوچک هم بین کارکنان رایج بود. شرکت خانوادگی اداره می‌شد و برخوردها سنتی بود. برای گرفتن مرخصی باید دلیل می‌گفتی و یک جانشین هم مشخص می‌کردی تا درخواستت امضا شود. کارهای اداری به شکل کاغذی بود و گاهی باید چند طبقه بالا و پایین می‌رفتیم. ابزارهای مدیریت پروژه وجود داشتند اما بیشتر جنبه نمایش داشتند. مدیران معمولاً تقصیرها را به گردن کارمندها می‌انداختند و برای تاخیرهای پرداخت یا هر بهانه‌ای دنبال بهانه می‌گشتند. روابط بین تیمی هم خیلی حساس بود؛ حتی معاشرت ساده بین واحدها هم تذکر داشت و احترام به حریم خصوصی با شدت پایین‌تری حفظ می‌شد. دوربین‌ها به صورت تقریباً دقیق هر لحظه نظارت می‌شد و گاه به کمدها هم سرک می‌رفتند. رفتار مدیر بخش خیلی حرفه‌ای نبود و تنش‌های زیادی ایجاد می‌کرد؛ از پیام‌ها و تماس‌های غیرضروری و شبانه تا بحث‌های مکرر. برخی افراد با ادعاهای کذب بد جلوه داده می‌شدند. اغلب قدردانی یا پاداش ملموسی نمی‌دیدم و فضای کاریِ مسموم باعث می‌شد نیروها خیلی زود ترک کنند. مدیر نیز برای حفظ نفرات معمولاً با احساس گناه یا وعده‌های دوروبرش سعی می‌کرد آن‌ها را نگه دارد. از نظر فنی هم اوضاع مطلوب نبود؛ برای تازه‌کارها رشد کم بود و برای حرفه‌ای‌ها هم افت رضایت‌بخش نبود. شرکت حدود سی نفر را در چند طبقه پخش کرده و پروژه‌های زیادی بدون برنامه مشخص داشتند؛ اما نتیچه‌ای در زمینه‌ی برنامه‌نویسی یا محصول قابل توجه وجود نداشت. به طور کل، اگر دنبال پیشرفت فنی یا محیط حرفه‌ای مطلوبی هستی، اینجا گزینه‌ی مناسبی نیست.

نقاط قوت

اگه خودت ایرادا رو بکشی بیرون و گزارش بدی معمولاً رفع می‌کنن
برای بعضیا داشتن وقت آزاد و فرصت انجام کارهای شخصی داخل شرکت امتیاز حساب میشه

نقاط ضعف

ساعت کاری سفت و سخت و هیچ شناوری یا تعطیلی پنج‌شنبه وجود نداره
قوانین تنبیهی برای تاخیر و مرخصی ساعتی (دو برابر کسری، بیش از 4 ساعت = یک روز)
امکانات رفاهی و بهداشت دفتر خیلی ضعیفه و کارمندا خودشون باید تامین کنن
حقوق پایه پایین، پرداخت‌ها بخش‌بندی و با تاخیر، و شفافیت حقوقی صفره
شرکت خانوادگی و اداری سنتی؛ کاغذی، مقصرنمایی مدیریت و وعده‌های بی‌پشتوانه
نظارت افراطی و رفتار مدیریتی غیرحرفه‌ای، فضای مسموم و خروج زیاد نیرو

امتیاز چندمعیاره

فرهنگ سازمانی
۲.۰
مدیریت
۲.۰
حقوق و مزایا
۲.۰
تعادل کار-زندگی
۲.۰
فرصت رشد
۲.۰
توصیه به دیگران
۲.۰

تجربه‌های مشابه

شهر سخت‌افزار
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس
۲.۰
محیط کار سمی

به عنوان کارمند این شرکت تجربه‌ای ناامیدکننده داشتم که می‌خواهم با صداقت توضیحش بدهم. مدیریت ضعف زیادی داشت و از فناوری‌ها و ابزارهای به‌روز سردرنمی‌آوردند. ما در تیم برنامه‌نویسی با تلاش زیاد کار می‌کردیم اما افراد بالادستی حتی درک درستی از کارمان نداشتند. فرصت رشد و پیشرفت وجود نداشت و جو کاری ناسالم بود؛ رقابت ناسالم و پشت‌پا زدن به هم کار همه را خسته می‌کرد، فرقی هم نمی‌کرد در کدام بخش ساختمان باشید. به‌طور خلاصه، به نظر می‌رسید مدیران هر بخش بی‌انگیزه‌اند و تنها به دنبال فرصت‌داشتن برای پایان یافتن روز کاری‌شان هستند.

شهر سخت‌افزار
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس فروش
مصاحبه شبیه خواستگاری

در یک جلسه، با دو مصاحبه‌کننده از طریق اسکایپ صحبت کردم و سوال‌ها تقریبا خصوصی بودند و به حوزهٔ تخصص من ارتباطی نداشتند. سوال دربارهٔ روابط شخصی و وضعیت خانواده و همچنین درآمد و شغل پدر و مادرم را پرسیدند و سپس از تعداد همکاران فعلیم و کسانی که در شرکت فعلیم حضور دارند پرسیدند. نتیجه اینکه حس کردم این مصاحبه بیشتر شبیه مراسمی سنتی برای خواستگاری بود تا یک مصاحبه برای پیوستن به یک مجموعه خصوصی.