تجربه یک مدیرمحصول از فرهنگ سازمانی
تجربه کاری مدیرمحصول در طبیعت سبز میهن
امتیاز ۱.۲ از ۵ (تیر ۱۴۰۴ تا دی ۱۴۰۴).
من مدتی توی این شرکت به عنوان مدیر محصول کار کردم. تجربهای که از کار توی این مجموعه داشتم این بود که یکی از مشکلات اصلی واحد محصول، حضور فردی بود که خودش رو در جایگاه سرپرست مدیران محصول میدید، در حالی که به نظر من این جایگاه با تجربه و توانمندی لازم برای این مسئولیت همخوانی نداشت. این فرد هنوز هم در سازمان حضور داره و در طول همکاری من، دخالت در کارها، حاشیه درست کردن، زیرآب زدن و انداختن اشتباهات به گردن بقیه باعث شد خیلی از مدیرمحصولها دچار مشکل بشن و حتی بعضیها مجبور بشن شرکت رو ترک کنن. تجربه من این بود که این فرد برای تثبیت جایگاه خودش، به جای اینکه باعث رشد و حمایت از تیم بشه، گاهی با تضعیف جایگاه دیگران و ایجاد فضای رقابتی ناسالم مسیر پیشرفت خودش رو دنبال میکرد. به نظرم سازمانها باید نسبت به این مدل رفتارها جدی باشن؛ چون آدمهایی که با ایجاد حاشیه، از بین بردن اعتماد و ناسالم کردن فضای کاری به تیم آسیب میزنن، نه تنها به رشد سازمان کمک نمیکنن، بلکه جلوی پیشرفت اون رو هم میگیرن. بهتره درباره حضور و نقش چنین افرادی بازنگری جدی انجام بشه تا فضای کاری سالمتری ایجاد بشه. به کسانی که قصد پیوستن به این شرکت رو دارن پیشنهاد میکنم قبل از تصمیمگیری، حتماً درباره ساختار واقعی واحد محصول، حدود اختیارات و نحوه تعاملات داخل تیم تحقیق کنن تا با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرن.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
من تجربهای از یکی از کارهای سابقم دارم که با وجود وعدههای اولیه، فضای کار و قرارداد به شکل متفاوتی بود. در ابتدا گفتن که به مدت چند هفته آزمایشی میتونم قرارداد نهایی رو بگیرم و کل مسیر استخدام با سرعت پیش میره، اما در عمل هر خواستهای که داشتم طوری پاسخ داده میشد تا بعدا بتونن زیرش بزنن. مثلا صحبت از این بود که مدیریت باید با اضافهکاری من موافقت کنه، چون میگفتن کار زیاده و اضافهکاری اجتنابناپذیره؛ اما پس از دوسه هفته تا یک ماه به من اطلاع میدادن که مدیریت موافقت نکرده است. در همان روز اول اما سفتهای با مبلغ بالا از من میخواستن. روابط داخل شرکت گاه به گاه بیادبانه بود و رفتار مدیران شبیه کارمندهای یک مغازه میگشت تا اعضای تیم برنامهنویسی. هر مشکلی پیش میآمد، توهین شدیدی نسبت به شخصیت من میشد. اگر قرار بود اخراجی وجود داشته باشد، معمولا تا آخر ماه به من گفتن یا حقوق آخر ماه را نمیدادن. از جمعی که روز اول معرفی شدم، از بین ۱۲ نفر، بعد از دو هفته فقط چهار نفر باقی موندن.