پشتیبان بودم
تجربه کاری پشتیبان بودم در طرح پردازان آذرخش
امتیاز ۱.۰ از ۵.
در این تیم کار میکردم و دقیقا از همان روزهای نخست فهمیدم کارفرما و روابط کاری چگونه میخواهد باشد. فضای داخلی شرکت پر از بینظمی بود و مدیران میانی یا از اعضای خانواده مدیرعامل بودند یا با او دوستی میکردند، که هر روز برداشت جدیدی از وظایف به کارکنان ارائه میشد. با وجود همه اینها، برای آن اوضاع و شرایط تصمیم گرفتم تجربهای صادقانه بنویسم تا تصویر ملموسی از محیط کار ارائه شود. در عین حال، شرکت به عنوان مجموعهای مستقل از لحاظ ساختار سازمانی با ملاحظات خانوادگی حضور داشت؛ تصمیمگیریها گاه به سادگی به نظرات افراد نزدیک به مدیرعامل واگذار میشد و این مسئله روی روند کار اثر میگذاشت. از نظر فناوری، نرمافزارها اغلب باگ داشتند و پشتیبانی به شدت محدود بود؛ دسترسی به ابزارهای معمول مانند WinRAR یا سایر نرمافزارهای پایه در محیط کار دشوار بود و این محدودیتها کار را پیچیده میکرد. از سوی دیگر، فضای کار برای کسانی که روابط اجتماعی خوبی برقرار میکردند، به ظاهر قابلقبول بود و برخی از همکاران از این منظر احساس بهتری داشتند. با وجود اینها، فشار کاری و نظارت شدید بر کار کارکنان مشخص بود و گاهی تصور میشد که مدیریت درگیر دغدغههای خانوادگی است و این مسأله روی جنبههای حرفهای تاثیر میگذاشت. در مقایسه با محیطهای دیگر، مواردی مانند پرداخت حقوق تاخیر نداشت و دستمزدها معمولا در ابتدای ماه پرداخت میشد، حتی اگر تعطیلات یا مناسبتهای خاصی وجود داشت. در پایان باید گفت تجربه من نشان داد که اگر کسی قصد ورود به چنین محیطی را دارد، باید آمادگی مواجهه با سطح بالای روابط خانوادگی و مرزبندیهای غیرشفاف در تصمیمگیریها را داشته باشد. برای من شخصا، گذر از این تجربه به معنای درک بهتر از نوع روابط کارفرما-کارمند و نیاز به محیطی با ساختار روشن و پشتیبانی فناوری پایدار بود.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در این شرکت هیچچیز مطابق انتظار نبود و با وجود وعدههای پوچ درباره پاداش و مزایا، واقعا ناامیدکننده بود. دوستانی که به عنوان فامیل استخدام میشدند و منابع انسانی گویی بین کودکان و کار تفاوتی قائل نمیشدند، شرایط را پیچیده کرده بودند. رئیس شرکت آدمی کمفهم و بیبرنامه بود و مشاورانی هم وجود داشتند که از نظر سطح تحصیل و دانش کاملا نقطهضعفی داشتند. همهچیز بههم ریخته بود؛ از پرداخت حقوق که مرتب و بهموقع نبود تا سایر مسائل داخلی. واحد آیتی هم بهدلیل مشکلات مدیریتی کار خاصی از دستش برنمیآمد و بیشتر به گفتوگوهای سطحی با همکاران میپرداخت تا انجام وظیفه. به طور کلی امیدوارم هیچکس مسیرش به چنین مجموعهای نیفتد و تجربه من هم مانندتری در آینده تکرار نشود.
تجربه من از کار با شرکت طرح پردازان آذرخش را به زبان خودم بازنویسی میکنم. در اینجا اعلام میکنم که من در شرکتی کار میکردم که در آن رفتارهای غیرمنصفانه و رانتخواری به چشم میخورد. شخصی به نام آقای شیبانی به جای تلاش برای ارائهی نوشتههای دقیق و واقعگرایانه به واحدهایی که نرمافزارهای خردی را استفاده میکنند، تنها دروغ میگوید. ادعای وجود نرمافزاری که اصلا وجود ندارد به کار گرفته میشود و به صورت کذب به مشتریان فروخته میشود. به هر گروه به دلخواه حقوق پرداخت میشد و برخی گروهها با افزایشی حقوق مواجه میشدند، در حالی که گروههای دیگر چنین امتیازی دریافت نمیکردند. در این شرکت فضایی از پارتیبازی حاکم بود و هر کس با مهارتهای خاصی مانند زیرساخت، پرسنل یا تحلیل بهگونهای رفتار میکرد که حقوق بالاتری به دست آورد. کسانی که برای آقای شیبانی دستپاچه و با روابط ناسالم کار میکردند، حتی اگر تخصص فنی کمی هم داشتند، از نظر حمایتی برخوردار میشدند. سیستم گرمایشی و سرمایشی هم اصلا وجود نداشت. به هیچ وجه به این شرکت وارد نشید.
سالهاست که از حضورم در این شرکت تجربه دارم. مدیریت را ضعیف میبینم و برای پرسنل هیچ ارزشی قائل نیستند. یادم میآید روزی رئیس شرکت همه را جمع کرد و گفت هر کس از وضع موجود ناراضی است برود. شرکت به صورت خانوادگی مدیریت میشود. از نظر حقوق و مزایا هم به پرسنل حقوقی پایینتر از سطح کارشناس و مهندس میدهند. در کل وضعیت شرکت ضعیف است و به نظر میرسد با رانت و لابی توانسته قراردادهایی با ارگانها ببندد.
من این تجربه را با صداقت کامل بازنویسی میکنم تا هم معنا حفظ شود و هم لحن تازهای بیابد، بدون افزودن هیچ جزئیات غیرواقعی یا ادعاهای توهینآمیز بیپایه. شرکت طرح پردازان آذرخش را تجربه کردم و میخواهم صادقانه بگویم اوضاع اینجا کاملا مخدوش است. جو حاکم بر شرکت تا اندازهای سمی است که گویی به سطحی رادیواکتیو رسیده و فضای کار را به شدت آزاردهنده کرده است. از مدیرعامل تا پایینترین سطح، همه به دنبال تخریب و ضایع کردن همدیگر هستند و فضای همکاری ندارند. برخی حرفهای مدیرعامل تنها با چربزبانی و جلب نظر پیش میرود و خیلی از گفتارش قابل استناد نیست. نرمافزارهایی که به مشتریان ارائه میشود، بهخاطر رانت و ارتباطات نامناسب فروش میرود و کیفیتشان چندان مناسب نیست. مشتریان بعد از تحویل انتظار پشتیبانی معجزهآسا دارند در حالی که از نظر تیم توسعه اعتبارنامهای برای توجیه مشکلات وجود ندارد. بسیاری از برنامهنویسها و پشتیبانهایی که بهشدت قابل اتکا بودند از شرکت جدا شدند و گرفتار افرادی شدند که علم و توان کافی ندارند. سطح حقوق با شرکتهای دیگر بهطور غیرعادی فرق میکند و هیچ معیار روشن و ثابتی برای پرداخت حقوق وجود ندارد؛ حقوق به دلخواه مدیر پرداخت میشود و گاهی هم بهموقع انجام نمیشود و وقتی میپردازند، آن را به نحوی میگذارند که گویی از سر ناچاری پرداخت میشود. امکانات رفاهی تا حدی سطح پایین است، گرمایش و سرمایش مناسب نیست و آشپزخانه وضع مطلوبی ندارد. وامها یا کمکهزینهها هم تنها به افراد مشخصی که به مدیرعامل نزدیکاند پرداخت میشود، گویا سایرین وجود خارجی ندارند. خلاصه اینکه اگر برای حفظ آرامش و سلامت روان ارزش قائل هستید، رفتن به چنین محیطی را توصیه نمیکنم. نزدیکانی که مالک شرکتاند به شکل خانوادگی دور هم جمعاند و تمرکزشان روی کارهای شخصی خارج از چارچوب شرکت است. مدیرعامل که مالک اصلی نیز هست، فشار مضاعفی به کارکنان وارد میکند و حقوق را ناعادلانه ضایع میکند. حتی اگر ثبت چنین تجربههایی بتواند به نجات فرد دیگری کمک کند، من وظیفهام را انجام دادهام و امیدوارم هر کس در بهترین شرکتهای تهران مشغول به کار شود که به تخصص و کار شما ارزش بدهند و از کار در مجموعههایی که حقوق را با تأخیر و بهشکل ناعادلانه میپردازند، دوری بجوید.
فضای کار در اینجا برای من تجربهای بینظیر بوده است. محیطی دوستانه و حمایتی از سمت مدیران و همکاران باعث میشود هر روز با انرژی و انگیزه بیشتری به سمت کار بروم. این شرکت نه تنها به توسعه مهارتهای حرفهای من اهمیت میدهد، بلکه به بهبود کیفیت زندگی کاری هم توجه میکند. از امکانات رفاهی تا فرصتهای آموزشی، همه چیز طوری طراحی شده که بتوانم بهترین نسخه خودم را در محل کار ارائه دهم. احساس میکنم به عنوان عضوی ارزشمند دیده میشوم و این موضوع اعتماد به نفس و انگیزهام را افزایش داده است.
من در این شرکت تجربهای فوقالعاده داشتم؛ فضای کار دوستانه و پشتیبانی مداوم از طرف مدیران و همکاران، هر روز را با انگیزه و انرژی بیشتری آغاز میکردم. اینجا نه تنها به توسعه مهارتهای حرفهای اهمیت میدهد، بلکه به بهبود کیفیت زندگی کاری هم نگاه ویژهای دارد. از امکانات رفاهی تا فرصتهای آموزشی، همه چیز طوری طراحی شده است که بتوانم بهترین نسخه از خودم را در محیط کار ارائه بدهم. احساس میکنم به عنوان عضو باارزشی دیده میشوم و این موضوع اعتمادبهنفس و انگیزهام را بیشتر کرده است.