فروشنده سطح ۳
تجربه کاری فروشنده سطح ۳ در عطر و ادکلن وزرا
امتیاز ۱.۰ از ۵ (فروردین ۱۴۰۰ تا فروردین ۱۴۰۱).
من تجربهی کاریم رو از روی تجربه ناخوشایندی که توی شرکت عطر و ادکلن وزرا داشتم بازگو میکنم؛ تجربهای که همچنان به عنوان بدترین حضور من در کار باقی مونده. بین ستاد و فروش هماهنگی به شدت کم بود و تمام تصمیمها به تایید مستقیم مدیرعامل میرسید؛ پیگیری یک کار ساده هم چند هفته طول میکشید. مرخصی و تعطیلات اصلی نبودند و اگر بالاجبار از خانه کار میکردید یا فرصت استراحت نداشتید، روزها خیلی طولانی میشد؛ به طور متوسط باید دوازده ساعت در روز با شرکت درگیر میبودید و با کسر زمان خواب، فقط حدود چهار ساعت برای خودتون میموند. حقوق به شدت پایین بود و در اکثر سطحها، حتی در بخشهای ستادی، مقداری از حقوق کسر میشد و گاهی تا گرفتن حقوق، چند ماه طول میکشید. پرداختها را نوعی مزیت تلقی میکردند و گاهی با منت گذاشتن همراه بود. تشکیلات شرکت کاملا آماتور و غیرحرفهای اداره میشد و واحد منابع انسانی با قوانین کار مخالفت میکرد. شیفتهای روزانه ده ساعته پر میشدند و با دو شیفت رفت و آمد میکردید؛ در نهایت پرداختی حدود هفت و نیم ساعت بود. جمعهها و تعطیلات هم برای کار کردن رایگان محسوب میشد. تنها نکات مثبتش آموزش و اینکه همیشه خوشبو بودیم و کار نسبتا سبکی به نظر میرسید، محیط هم تا حدی مثبت بود و همکاران شاید خوب بودند؛ در گرگان رقابت قیمتی خوبی وجود داشت اما بقیه شهرها را دقیق نمیدانم. برای حضور در شرکت سهصد میلیون سفته بهعنوان ضمانت میگرفتند و بیمه از ابتدا نبود و آزمون هم داشت. حقوق بهموقع پرداخت نمیشد و اسامی پورسانت وجود داشت اما خبری از پاداش نبود؛ حتی ممکن بود با فروش میلیونی هم به اندازهای کوچک پاداش بدهند. این تجربه واقعا تجربه بدی برای من بود.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در فروشگاه زنجیرهای عطر و ادکلن وزرا کار میکردم و تجربهام پر از نکات مثبت و منفی بود. کار من به عنوان سرپرست فروش (سطح سه) در مجموعهای از حوزههای فروش بود و این فرصت برایم هم امتیازاتی داشت و هم چالشهایی ارائه میداد. مزایا شامل پرداخت بیمه بدون مشکل، حضور دورههای آموزشی، و در صورت نیاز از روز اول آموزشی با حقوق بود. محیط کار آرام و با روحیهی مثبتی داشت و مشتریان همگی معمولا شاد و خوشحال بودند. یکی از نکات مثبت دیگر این بود که کارکنان تخفیفهای خرید اقساطی داشتند و همیشه احساس میکردم که با همکارانم در ادامه همکاری، وضعیت خوبی دارم. همچنین وجود جشنوارهها و هدایا در مناسبتهایی مانند روز مرد و زن از دیگر جنبههای مثبت به حساب میآمد و به ما انگیزه میداد. اما معایبی هم وجود داشت که به مرور زمان برایم آزاردهنده بود. ساعات کار در بخش فروش معمولا ده ساعت بود، در حالی که حقوق مطابق با قوانین وزارت کار تا هفت و نیم ساعت پرداخت میشد. جمعهها و روزهای تعطیل عملا وجود نداشتند و باید به طور مداوم کار میکردیم. پورسانت کالاها به وعدههایی که داده میشد نزدیک نبود و بیشتر شامل کالاهای خاص یا با سود پایین میشد که فروش بالایی نداشتند. پاداشهای تحقق هدف هم معمولا ناچیز و تا حدی بیمنطق بود و به کل فروشگاه تعلق میگرفت. واحد منابع انسانی گاهی از قوانین روز آگاهی نداشت و تسویهحساب بهموقع انجام نمیشد، گاهی حتی چند ماه طول میکشید تا حقوق بهروز شود. همچنین مبلغی به عنوان ضمانت حسن انجام کار در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از کل حقوق پرداخت نمیشد تا پس از چند ماه، اگر خطایی نمیداشتیم، به ما بازگردانده شود. هر ماه برگههای تسویه زیادی از من گرفته میشد و اگر قبل از عید از شرکت خارج میشدم، خبری از عیدی و پاداش نبود. ارتباط میان همکاران خوب نبود و ردههای داخلی شرکت با یکدیگر ارتباط صمیمی نداشتند؛ کارها بهدقت و با پیگیری زیاد پیش میرفتند. به طور کل، تمام تأییدیهها باید به تأیید مدیرعامل میرسید و واحدهای شرکت مسئولیتپذیری پایینتری داشتند. همین طور یک کار یک ساعته ممکن بود تا چهار ماه طول بکشد. قراردادهای تمدید کار منطقی نبود و وقتی نیاز به نیرو جدی بود، برخی پیشنهادهای بهتری ارائه میشد. کار معمولا دو شیفت بود و علاوه بر ده ساعت شیفت، ساعات زیادی در رفتوآمد هدر میرفت. در ابتدای همکاری، از من و ضمانتم مبالغی بهعنوان سفته دریافت شد. قراردادی با ۷ سال عدم فعالیت در حوزههای مشابه منعقد میشد تا از دورزدن وزرا و ورود به این حوزهها جلوگیری شود، در غیر این صورت با من برخورد قانونی میشد.