برنامه نویس
تجربه کاری برنامه نویس در فناوری اطلاعات ناواکو
امتیاز ۲.۰ از ۵.
من 4-5 سال تو بخش نرم افزار بودم و فقط در مورد معاونت نرم افزار (ببخشید مافیای نرم افزار) می تونم نظر بدم! راستش اکثر برنامه نویس ها حتی نسل خیلی جوان آنها از سطح سواد و دانش خیلی پایینی برخوردار بودند که تقصیری هم نداشتند چون مدیران و سرپرست های پروژه ها و معاونت نرم افزار آدم های بیسواد و تنبل و فسیل بودند و تمایلی به کارهای جدید با تکنولوژی های جدید نداشتند و فقط حقوق و وام برایشان مهم بود! کلا دپارتمان نرم افزار یک مافیای مخوف بود بخصوص شخصی که پس از مهندس علی سلیمی به معاونت این بخش رسید (یک آرسن لوپن و نامرد واقعی و بی نظیر و نون به نرخ روز خور)! اکثر برنامه نویس ها تقریبا 10 درصد وقت را برای کارهای بی ارزش و مسخره و ساده اختصاص می دادند و بقیه وقت سر ها تو گوشی بود و یا داشتند با ارز دیجیتال کار می کردند و یا وقت تلف کنی با حرف و غیبت و زیراب زدن .... :) و جالب بود که این گروه از برنامه نویسان به شدت از فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی بدشون میامد و معتقد بودند که فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی معتبر بیسواد هستند و ما فقط خوبیم!!!!!!!!! (البته بنده خودم در فیلد نرم افزار بچه های دانشگاه آزاد خیلی خیلی خوب زیاد دیدم منتهی نه در ناواکو!) این معاونت که از مشتی برنامه نویس و مدیر بیسواد و بی انگیزه و تنبل تشکیل شده بود به راحتی مدیریت ناواکو و حتی بانک مسکن را تحت فشار قرار می دادند و به اصطلاح گروکشی می کردند برای اهداف خودشان و متاسفانه مدیریت شرکت و بانک مسکن هم که آدم های فنی نبودند مجبور بودند تمکین کنند. در حالیکه بانک خیلی خیلی از نرم افزار ها و سیستم های بی کفیت و پر از باگ ناراضی بود .... اما اگر مدیریان و آی تی بانک آدم های مطلع و فنی بودند به راحتی می توانستند قید این نرم افزار ها را بزنند و این معاونت مافیایی و هزینه بر را تعطیل کنند و در عوض از شرکت های کاردرست نرم افزار بخرند و برنامه نویسان جدیدتر معاونت نرم افزار هم برای پشتیبانی این نرم افزارها نگه دارند! منتهی ترس از خوابیدن کار داشتند و البته معاونت نرم افزار هم با خرابکاری مانع می شد! و بانک مجبور بود این شرایط را بپذیرد! من فکر می کنم که با برکنار کردن معون نرم افزار و مسرپرست های پروژه اوضاع معاونت نرم افزار و کلا ناواکو بسرعت بهتر خواهد شد اما نمی دانم چرا بانک مسکن این کا را نمی کنه!
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
به نام کارفرماهایی که از روابط به جای شایستگی استفاده میکنند، من تجربهای از ناواکو دارم که واقعا قضاوتی روشن میدهد. مدیران این شرکت بیشتر به جای ارزیابی تخصص، به دوستداشتن و نزدیکی با مدیران بالادستی ارج میدهند. وقتی معاون تازه واردی میآید، انگار احساس میکنند گیرندهای از یک فرصت طلایی به دست آوردهاند و تا مدتها در جاهای بالاتر میمانند. نتیجهاش این است که اولا نیروهای بیکار و بیانگیزه را با حقوقهای بالا جذب میکنند، ثانیا با کارمندانی بیخاصیت و البته خبرچین و حاشیهساز ارتباط میگیرند. پاداشها و حقوق هم به سردستیهای مدیر مربوطه، به دوستی و نفوذ با مدیران بالا و مدیرعامل بستگی دارد. به زبان کوتاهتر، به نظر میرسد معاونان شرکت از میان افرادی با سطح سواد پایین و بدون دغدغه علمی انتخاب میشوند که صرفا از طریق رابطه و پاچهخواری به سمتهای بالاتر رسیدهاند. اوه، خصوصا وقتی صحبت از معاون توسعه منابع انسانی میشود، گویی با دیدن یک گاو سلام کنیم.
در دوران کارم با ناواکو فهمیدم که مدیر عامل آینده به سختی میتواند نشانی از تجربه و شایستگی باشد. او با رفقا و همراهانش از هر جایی پشتیبانی میطلبد و در نتیجه هزینههای زیادی برای شرکت و بانک مسکن و کشور تحمیل میشود. یکی از مدیران نرمافزار را از میان افراد عادی و با سابقههای غیرمرتبط وارد کردند تا فضا را آرام کنند، اما او نیز سیستمهای موجود را بیدلیل بازنویسی میکند تا به نظر برسد مشغول است؛ در حقیقت علاوه بر اینها، خرج زندگی خود در انگلیس را از این طریق تامین میکند و ارز را در شرایط فعلی کشور خارج میکند. اگرچه با وجود پارتی و روابط، به نظر میرسد در جایگاه مدیر نرمافزار قرار گرفتهای، اما از ظاهر و گفتار و وابستگیهایش همه متوجه میشویم که از مناطق دیگری آمده است. در این روزگار سخت، افراد بیتجربه، بیدانش و گاهی متحمل مشکلات روانی در ناواکو به صورت بیرحمانه دست بالا را دارند. خبر خوش این است که احتمال تغییر مدیر عامل وجود دارد: زمینهای شالیزار را فروختهای و همسفران و خانوادهات را به انگلیس فرستادهای، اما اکنون از ناواکو کنار گذاشته میشوی و باید زیر نظر همان کسانی کار کنی که زمینهایت را به آنها فروختی. گزینه دیگر این است که به انجمن کارگری یا گروهی دیگر در ساری بپیوندی و با همفکری و همکاری تلاش کنی؛ همگان میدانند که افراد بااخلاق و معرفتمند در کنار تو خواهند بود.
شرکت ناواکو در دوران اخیر با تغییراتی همراه بود و من هم دیدگاه خود را درباره اتفاقاتش پذیرفتهام. در مجموع، با وجود فرصتهای کم، مدیرعامل سابق به شکل قابل توجهی از روابط دوستانه و رفیقبازی برای تامین منافع برخی اطرافیان استفاده کرد؛ از همکاران قدیمی تا افراد غیرمرتبط مانند خیاط و نقاش محل. این رفتارها را بهویژه با شعار نونرسانی و کمک به نیازمندان مطرح میکرد، اما شرط اصلی را دست کم گرفتن بیتالمال و کمک به افراد نیازمند واقعی میدانست، نه به کسانی که به ظاهر دارای سهمهای بالاست و با مدلهای مدیریتی و ماشینهای گرانقیمت جلوه میکردند. با وجود اینکه عدهای از فامیلها و دوستانش در جمع شرکت کردند، بهنظر میرسید نقش او در یک سال اخیر بیشتر به حواشی و ارتباطات شخصی متمایل باشد تا به بهبود کارایی و سودآوری برای ناواکو. امیدوارم مدیرعامل جدید بتواند با استراتژی روشن و مسیر شفاف، به کارآمدی واقعی شرکت کمک کند و از منابع به درستی استفاده نماید. امیدوارم در این شرایط دشوار کشور، رویکردی مبتنی بر کارآمدی و انصاف محقق شود.
من به عنوان تجربهای از یک فرصت کاری در ناواکو برخوردهایی را تجربه کردم که در نگاه من نشان از محیطی با فرهنگ کاری ناسالم داشت. از نظر من، معاونت نرمافزار این شرکت بیشترین فشار را به افراد با خلاقیت و توانمندی وارد میکند، چون اجازهی بروز توانمندیها به آنها داده نمیشود و افراد به سادگی تحقیر میشوند. افراد با رزومههای خوب صرفا به عنوان ابزار معرفی و سفارش به چشم میآیند و با فشار روحی مواجه میشوند. در چنین فضایی، گروهی با رفتاری دیکتاتورگونه، عقدهای و بیسواد به کار میپردازند و تنها با اتحادهای خاندانی و باندبازی صاحب نظرند. من تجربه کردم و از روی تجربهام فرار کردم؛ اگر رزومه و دانش دارید، بهتر است به دنبال سازمانی با فرهنگ کاری سالم باشید تا به چنین محیطی که به نظر من فاسد است وارد نشوید.
این مدیر عامل تی شرت پوش و کت و شلوار پوش معلوم نیست با دوستانش داره با ناواکو و منابع مالی ناواکو چکار می کنه!؟ الان به ازای هر نیروی فنی ۱۰ تا مشاور دعوت شده در حالیکه اصولا باید عکس این باشه و به ازای هر ۱۰ نیروی فنی یک مشاور باشه و جالب این که اکثر مشاوران در جای دیگر هم استخدام هستن و یا حقوق بازنشستگی می گیرن و در ناواکو هم بعضا تا ۱۰ برابر نیروی فنی حقوق می گیرند! و اکثر آنها هم بسیار ضعیف هستن و فقط به بزم دوست خود یعنی مدیر عامل ناواکو دعوت شده اند تا حظی ببرند. به نظر من باید به داد ناواکو رسید و آن را نجات داد. مدیریت بانک مسکن هم مسئول در این مسئله هست.
آنقدر مدیر عامل های ناواکو در طی سالهای اخیر حیف و میل کردن و ناواکو را ملک پدری خود می دانستند و آنقدر سطح علمی و فنی بچه های نرم افزار که همگی پشتیبان بودن پایین بود و آنقدر تنبل و بی انگیزه بودن و برای بانک مسکن ناز آوردن، اذیت کردن و گروکشی کردن تا بانک مجبور شد یک مدیر و به اضافه یک اتوبوس از بازنشسته ها و دوستان و عوامل خود را به عنوان مشاور وارد ناواکو کند تا این وضعیت را برای همیشه تغییر دهد اما اینها هم کاری از پیش نمی برند و یک جور یگر دارن حیف و میل می کنند! نا سپاسی و حیف و میل بیت المال عاقبت خوبی نداره!