برنامه نویس
تجربه کاری برنامه نویس در فناوری اطلاعات ناواکو
امتیاز ۱.۰ از ۵ (فروردین ۱۳۹۸ تا فروردین ۱۳۹۹).
دوست داشتم یکی دو خط درباره تجربهام بگم تا شما بدونید به چه جایی نرید. من در شرکت ناواکو به عنوان برنامهنویس کار میکردم و به طور کلی فضای سازمانی را پر از چالش میدیدم. ساختار شرکت بر پایه روابط شخصی استوار بود و از مدیرعامل تا پایینترین سطح، به دلیل این روابط به پستها رسیده بودن. بیشتر مدیران سطح پایین کارکنان معمولی یا حتی کمصلاحی بودن که از طریق چاپلوسی جایگاهی به دست آوردن. چیزی که به چشم میاومد این بود که گاهی مدیران بدون دلیل رفتار تند یا حرف غیرفنی میزدن و از طرفی تبعیض هم وجود داشت و از کارکنان انتظار داشتن تا تأیید رفتارشون کنن. مثلا مدیر زیرساخت که حتی مدرک کامپیوتری هم نداشت، یه بار با یکی از همکاران سر اینکه چرا اون شخص داکیومنت فنی میخونه دعوا کرد. وجود داد و هوار و اتهام زدن به کارکنان برایم عادی شده بود. در کنار اینها، بهتر بود هیچوقت ظاهر حرفهای از خود نشان ندی چون اثر رفتارشون در کار و روانی افراد به شکلهای مختلف خودش رو نشون میداد. وقتی به مدیرها پاسخ منفی میدادیم یا چیزی بیش از بله قربان نبود، بعدا در کار یا فضای تیمی ضربههای سنگین میدیدیم یا حتی شاید بدون اطلاع قبلی به تیم دیگری منتقل میشدی. خیلی وقتها هم میدیدم که اگر از یک مدیر بیشتر میفهمیدی، به خاطر این موضوع فشار میآوردن. پایان هر سال هم تعدادی از کارمندانی که به اندازه کافی از نظر مدیران محبوب نبودن خاموش میشدن تا چرخه ارتباطی مدیران با زیردستان حفظ بمونه. از نظر فرهنگی، فضای سازمانی تا حد زیادی مذهبی بود و انتظار میرفت که افراد اصول اخلاقی و موازین رو رعایت کنن. حقوق هم معمولا بالا یا حتی متوسط نبود و افزایش حقوق در میانسال معنی خاصی نداشت. با وجود همه اینها، تجربه من اشتباهی بود که دوست دارم شما تکرار نکنید. در نهایت، از وقتی که داشتم در این شرکت بودم خیلی پشیمونم و امیدوارم شما این مسیر رو تجربه نکنید.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
به نام کارفرماهایی که از روابط به جای شایستگی استفاده میکنند، من تجربهای از ناواکو دارم که واقعا قضاوتی روشن میدهد. مدیران این شرکت بیشتر به جای ارزیابی تخصص، به دوستداشتن و نزدیکی با مدیران بالادستی ارج میدهند. وقتی معاون تازه واردی میآید، انگار احساس میکنند گیرندهای از یک فرصت طلایی به دست آوردهاند و تا مدتها در جاهای بالاتر میمانند. نتیجهاش این است که اولا نیروهای بیکار و بیانگیزه را با حقوقهای بالا جذب میکنند، ثانیا با کارمندانی بیخاصیت و البته خبرچین و حاشیهساز ارتباط میگیرند. پاداشها و حقوق هم به سردستیهای مدیر مربوطه، به دوستی و نفوذ با مدیران بالا و مدیرعامل بستگی دارد. به زبان کوتاهتر، به نظر میرسد معاونان شرکت از میان افرادی با سطح سواد پایین و بدون دغدغه علمی انتخاب میشوند که صرفا از طریق رابطه و پاچهخواری به سمتهای بالاتر رسیدهاند. اوه، خصوصا وقتی صحبت از معاون توسعه منابع انسانی میشود، گویی با دیدن یک گاو سلام کنیم.
در دوران کارم با ناواکو فهمیدم که مدیر عامل آینده به سختی میتواند نشانی از تجربه و شایستگی باشد. او با رفقا و همراهانش از هر جایی پشتیبانی میطلبد و در نتیجه هزینههای زیادی برای شرکت و بانک مسکن و کشور تحمیل میشود. یکی از مدیران نرمافزار را از میان افراد عادی و با سابقههای غیرمرتبط وارد کردند تا فضا را آرام کنند، اما او نیز سیستمهای موجود را بیدلیل بازنویسی میکند تا به نظر برسد مشغول است؛ در حقیقت علاوه بر اینها، خرج زندگی خود در انگلیس را از این طریق تامین میکند و ارز را در شرایط فعلی کشور خارج میکند. اگرچه با وجود پارتی و روابط، به نظر میرسد در جایگاه مدیر نرمافزار قرار گرفتهای، اما از ظاهر و گفتار و وابستگیهایش همه متوجه میشویم که از مناطق دیگری آمده است. در این روزگار سخت، افراد بیتجربه، بیدانش و گاهی متحمل مشکلات روانی در ناواکو به صورت بیرحمانه دست بالا را دارند. خبر خوش این است که احتمال تغییر مدیر عامل وجود دارد: زمینهای شالیزار را فروختهای و همسفران و خانوادهات را به انگلیس فرستادهای، اما اکنون از ناواکو کنار گذاشته میشوی و باید زیر نظر همان کسانی کار کنی که زمینهایت را به آنها فروختی. گزینه دیگر این است که به انجمن کارگری یا گروهی دیگر در ساری بپیوندی و با همفکری و همکاری تلاش کنی؛ همگان میدانند که افراد بااخلاق و معرفتمند در کنار تو خواهند بود.
شرکت ناواکو در دوران اخیر با تغییراتی همراه بود و من هم دیدگاه خود را درباره اتفاقاتش پذیرفتهام. در مجموع، با وجود فرصتهای کم، مدیرعامل سابق به شکل قابل توجهی از روابط دوستانه و رفیقبازی برای تامین منافع برخی اطرافیان استفاده کرد؛ از همکاران قدیمی تا افراد غیرمرتبط مانند خیاط و نقاش محل. این رفتارها را بهویژه با شعار نونرسانی و کمک به نیازمندان مطرح میکرد، اما شرط اصلی را دست کم گرفتن بیتالمال و کمک به افراد نیازمند واقعی میدانست، نه به کسانی که به ظاهر دارای سهمهای بالاست و با مدلهای مدیریتی و ماشینهای گرانقیمت جلوه میکردند. با وجود اینکه عدهای از فامیلها و دوستانش در جمع شرکت کردند، بهنظر میرسید نقش او در یک سال اخیر بیشتر به حواشی و ارتباطات شخصی متمایل باشد تا به بهبود کارایی و سودآوری برای ناواکو. امیدوارم مدیرعامل جدید بتواند با استراتژی روشن و مسیر شفاف، به کارآمدی واقعی شرکت کمک کند و از منابع به درستی استفاده نماید. امیدوارم در این شرایط دشوار کشور، رویکردی مبتنی بر کارآمدی و انصاف محقق شود.
من به عنوان تجربهای از یک فرصت کاری در ناواکو برخوردهایی را تجربه کردم که در نگاه من نشان از محیطی با فرهنگ کاری ناسالم داشت. از نظر من، معاونت نرمافزار این شرکت بیشترین فشار را به افراد با خلاقیت و توانمندی وارد میکند، چون اجازهی بروز توانمندیها به آنها داده نمیشود و افراد به سادگی تحقیر میشوند. افراد با رزومههای خوب صرفا به عنوان ابزار معرفی و سفارش به چشم میآیند و با فشار روحی مواجه میشوند. در چنین فضایی، گروهی با رفتاری دیکتاتورگونه، عقدهای و بیسواد به کار میپردازند و تنها با اتحادهای خاندانی و باندبازی صاحب نظرند. من تجربه کردم و از روی تجربهام فرار کردم؛ اگر رزومه و دانش دارید، بهتر است به دنبال سازمانی با فرهنگ کاری سالم باشید تا به چنین محیطی که به نظر من فاسد است وارد نشوید.
این مدیر عامل تی شرت پوش و کت و شلوار پوش معلوم نیست با دوستانش داره با ناواکو و منابع مالی ناواکو چکار می کنه!؟ الان به ازای هر نیروی فنی ۱۰ تا مشاور دعوت شده در حالیکه اصولا باید عکس این باشه و به ازای هر ۱۰ نیروی فنی یک مشاور باشه و جالب این که اکثر مشاوران در جای دیگر هم استخدام هستن و یا حقوق بازنشستگی می گیرن و در ناواکو هم بعضا تا ۱۰ برابر نیروی فنی حقوق می گیرند! و اکثر آنها هم بسیار ضعیف هستن و فقط به بزم دوست خود یعنی مدیر عامل ناواکو دعوت شده اند تا حظی ببرند. به نظر من باید به داد ناواکو رسید و آن را نجات داد. مدیریت بانک مسکن هم مسئول در این مسئله هست.
آنقدر مدیر عامل های ناواکو در طی سالهای اخیر حیف و میل کردن و ناواکو را ملک پدری خود می دانستند و آنقدر سطح علمی و فنی بچه های نرم افزار که همگی پشتیبان بودن پایین بود و آنقدر تنبل و بی انگیزه بودن و برای بانک مسکن ناز آوردن، اذیت کردن و گروکشی کردن تا بانک مجبور شد یک مدیر و به اضافه یک اتوبوس از بازنشسته ها و دوستان و عوامل خود را به عنوان مشاور وارد ناواکو کند تا این وضعیت را برای همیشه تغییر دهد اما اینها هم کاری از پیش نمی برند و یک جور یگر دارن حیف و میل می کنند! نا سپاسی و حیف و میل بیت المال عاقبت خوبی نداره!