توسعه دهنده جاوا
تجربه کاری توسعه دهنده جاوا در فناوری اطلاعات ناواکو
امتیاز ۲.۰ از ۵ (دی ۱۳۹۸ تا دی ۱۳۹۹).
به من قول بدهید که حقوق خالص را جدی بگیرید و انتظار افزایش حقوق ناگهانی را نداشته باشید، چون هر چه زودتر با این حقیقت کنار بیایید بهتر است. من یک سال و هفت ماه در ناواکو به عنوان توسعهدهنده جاوا کار کردم. در طول مصاحبه با چهار نفر از تیم روبهرو شدم که توضیح میدادند برای هر پروژه چه فرآیندهایی وجود دارد و برخی سوالات مصاحبه تنها همانجا نام برد میشدند، اما وقتی استخدام شدم هیچیک از آنها در پروژهها استفاده نشد. برخی سوالات مصاحبه از اینترنت گرفته شده بود و همراه با پرسشهایی که برای حل مشکلات شرکت لازم میدیدند مطرح شد. چون فرایند تحویل من در شرکت قبلی طول میکشید، گفتم ممکن است یک تا دو ماه طول بکشد که پذیرفتند و این نکته را مهم دانستند. در قرارداد اولیه سفته گرفتند و قرارداد را به موقع امضا نکردند. پس از شش ماه قرارداد نهایی را آوردند. در جلسات عقد قرارداد با من برخوردی سخت و چانهزنی وجود داشت که بعدها فهمیدم که سایر همکاران هم همین تجربه را داشتند و ناراضی بودند. مبلغی که مدنظر من بود را با مزایا و حقهای ناهار و اضافهکاری کاهش داده و ماهیانه حدود ده درصد کمتر از توافق را پیشنهاد دادند و گفتند وام میدهند، عیدی میدهند، کارت تولد میدهند و پایه حقوقی هم در بهمن ماه لحاظ میشود تا در تقسیم حقوق به شکل پایه حقوق بر ۱۲ ضرب در ماههای حضور محاسبه شود. به عنوان مثال اگر دو ماه در شرکت بودید، پایه حقوق شما یک ششم حقوقتان خواهد شد و سال بعد هم به همین صورت است. در مورد وام، پس از یک سال وام ارائه میشود. اگر بخواهید از شرکت جدا شوید، باید تسویه کنید و برای این کار چک میگیرند. عیدی معمولا از صد تا پنجصد تومان در ایام خاص داده میشود و سه بار در سال اتفاق میافتد. کادوی تولد نیز سابقا یکصد هزار تومان بوده و هست. ناهار در گذشته با ارائه حق ناهاری همراه بود که اگر میگرفتید، از حقوق کم میشد؛ غذا از شرکتهای گوناگون که قرارداد داشتند تأمین میشدند که این کار هم مشکلساز بود. در پایان حضور من، رفتار با غذا به سمت منافع سهامدار میرفت و غذا با قیمت متفاوت برای کارمندان و ناواکو عرضه میشد؛ همچنین قیمتگذاری غذا برای شرکت و سهامدار تفاوت داشت و این تناقض را میدیدم. راهنمایی این است که روی حقوق خالص تمرکز کنید تا بعدا سرتان کلاه نرود و انتظار افزایش ناگهانی حقوق در سه ماه آینده را نداشته باشید. در کل مدیران بدون تخصص مشخص جابجا میشوند. گاهی یک مدیر خدماتی به ناگهان مدیر منابع انسانی میشود و مدیریت منابع انسانی ضعف زیادی دارد و به سختی میتوان خدماتی را بدون گذر از موانع زیاد ارائه کرد. امور مالی برای دریافت وام صرفا خدماتی ندارد، اما فرایند مالی درست پیش میرود. تنها نقطه مثبت شرکت خانمی است که به بیمه تکمیلی مربوط میشود. او گروههای ارتباطی در تلگرام و واتساپ دارد و پیگیر فرایند بیمه تکمیلی است، اما از آنجا که محل خدمت در ساختمان سهامدار و دفتر شرکت در خیابان مطهری است، نامهها باید از میدان امام خمینی به مطهری فرستاده شوند و پاسخ به دستتان برسد که چند روز طول میکشد اگر مدیر سریع امضا کند. در نهایت باید بدانید که شرکت در پایان سال یا دقیقا یک هفته مانده به عید به شما اعلام میکند که سال بعد با شما قرارداد نمیبندد. خود شرکت از نظر فضای کاری هم با چالشهای زیادی روبهرو است. مدیران به
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
به نام کارفرماهایی که از روابط به جای شایستگی استفاده میکنند، من تجربهای از ناواکو دارم که واقعا قضاوتی روشن میدهد. مدیران این شرکت بیشتر به جای ارزیابی تخصص، به دوستداشتن و نزدیکی با مدیران بالادستی ارج میدهند. وقتی معاون تازه واردی میآید، انگار احساس میکنند گیرندهای از یک فرصت طلایی به دست آوردهاند و تا مدتها در جاهای بالاتر میمانند. نتیجهاش این است که اولا نیروهای بیکار و بیانگیزه را با حقوقهای بالا جذب میکنند، ثانیا با کارمندانی بیخاصیت و البته خبرچین و حاشیهساز ارتباط میگیرند. پاداشها و حقوق هم به سردستیهای مدیر مربوطه، به دوستی و نفوذ با مدیران بالا و مدیرعامل بستگی دارد. به زبان کوتاهتر، به نظر میرسد معاونان شرکت از میان افرادی با سطح سواد پایین و بدون دغدغه علمی انتخاب میشوند که صرفا از طریق رابطه و پاچهخواری به سمتهای بالاتر رسیدهاند. اوه، خصوصا وقتی صحبت از معاون توسعه منابع انسانی میشود، گویی با دیدن یک گاو سلام کنیم.
در دوران کارم با ناواکو فهمیدم که مدیر عامل آینده به سختی میتواند نشانی از تجربه و شایستگی باشد. او با رفقا و همراهانش از هر جایی پشتیبانی میطلبد و در نتیجه هزینههای زیادی برای شرکت و بانک مسکن و کشور تحمیل میشود. یکی از مدیران نرمافزار را از میان افراد عادی و با سابقههای غیرمرتبط وارد کردند تا فضا را آرام کنند، اما او نیز سیستمهای موجود را بیدلیل بازنویسی میکند تا به نظر برسد مشغول است؛ در حقیقت علاوه بر اینها، خرج زندگی خود در انگلیس را از این طریق تامین میکند و ارز را در شرایط فعلی کشور خارج میکند. اگرچه با وجود پارتی و روابط، به نظر میرسد در جایگاه مدیر نرمافزار قرار گرفتهای، اما از ظاهر و گفتار و وابستگیهایش همه متوجه میشویم که از مناطق دیگری آمده است. در این روزگار سخت، افراد بیتجربه، بیدانش و گاهی متحمل مشکلات روانی در ناواکو به صورت بیرحمانه دست بالا را دارند. خبر خوش این است که احتمال تغییر مدیر عامل وجود دارد: زمینهای شالیزار را فروختهای و همسفران و خانوادهات را به انگلیس فرستادهای، اما اکنون از ناواکو کنار گذاشته میشوی و باید زیر نظر همان کسانی کار کنی که زمینهایت را به آنها فروختی. گزینه دیگر این است که به انجمن کارگری یا گروهی دیگر در ساری بپیوندی و با همفکری و همکاری تلاش کنی؛ همگان میدانند که افراد بااخلاق و معرفتمند در کنار تو خواهند بود.
شرکت ناواکو در دوران اخیر با تغییراتی همراه بود و من هم دیدگاه خود را درباره اتفاقاتش پذیرفتهام. در مجموع، با وجود فرصتهای کم، مدیرعامل سابق به شکل قابل توجهی از روابط دوستانه و رفیقبازی برای تامین منافع برخی اطرافیان استفاده کرد؛ از همکاران قدیمی تا افراد غیرمرتبط مانند خیاط و نقاش محل. این رفتارها را بهویژه با شعار نونرسانی و کمک به نیازمندان مطرح میکرد، اما شرط اصلی را دست کم گرفتن بیتالمال و کمک به افراد نیازمند واقعی میدانست، نه به کسانی که به ظاهر دارای سهمهای بالاست و با مدلهای مدیریتی و ماشینهای گرانقیمت جلوه میکردند. با وجود اینکه عدهای از فامیلها و دوستانش در جمع شرکت کردند، بهنظر میرسید نقش او در یک سال اخیر بیشتر به حواشی و ارتباطات شخصی متمایل باشد تا به بهبود کارایی و سودآوری برای ناواکو. امیدوارم مدیرعامل جدید بتواند با استراتژی روشن و مسیر شفاف، به کارآمدی واقعی شرکت کمک کند و از منابع به درستی استفاده نماید. امیدوارم در این شرایط دشوار کشور، رویکردی مبتنی بر کارآمدی و انصاف محقق شود.
من به عنوان تجربهای از یک فرصت کاری در ناواکو برخوردهایی را تجربه کردم که در نگاه من نشان از محیطی با فرهنگ کاری ناسالم داشت. از نظر من، معاونت نرمافزار این شرکت بیشترین فشار را به افراد با خلاقیت و توانمندی وارد میکند، چون اجازهی بروز توانمندیها به آنها داده نمیشود و افراد به سادگی تحقیر میشوند. افراد با رزومههای خوب صرفا به عنوان ابزار معرفی و سفارش به چشم میآیند و با فشار روحی مواجه میشوند. در چنین فضایی، گروهی با رفتاری دیکتاتورگونه، عقدهای و بیسواد به کار میپردازند و تنها با اتحادهای خاندانی و باندبازی صاحب نظرند. من تجربه کردم و از روی تجربهام فرار کردم؛ اگر رزومه و دانش دارید، بهتر است به دنبال سازمانی با فرهنگ کاری سالم باشید تا به چنین محیطی که به نظر من فاسد است وارد نشوید.
این مدیر عامل تی شرت پوش و کت و شلوار پوش معلوم نیست با دوستانش داره با ناواکو و منابع مالی ناواکو چکار می کنه!؟ الان به ازای هر نیروی فنی ۱۰ تا مشاور دعوت شده در حالیکه اصولا باید عکس این باشه و به ازای هر ۱۰ نیروی فنی یک مشاور باشه و جالب این که اکثر مشاوران در جای دیگر هم استخدام هستن و یا حقوق بازنشستگی می گیرن و در ناواکو هم بعضا تا ۱۰ برابر نیروی فنی حقوق می گیرند! و اکثر آنها هم بسیار ضعیف هستن و فقط به بزم دوست خود یعنی مدیر عامل ناواکو دعوت شده اند تا حظی ببرند. به نظر من باید به داد ناواکو رسید و آن را نجات داد. مدیریت بانک مسکن هم مسئول در این مسئله هست.
آنقدر مدیر عامل های ناواکو در طی سالهای اخیر حیف و میل کردن و ناواکو را ملک پدری خود می دانستند و آنقدر سطح علمی و فنی بچه های نرم افزار که همگی پشتیبان بودن پایین بود و آنقدر تنبل و بی انگیزه بودن و برای بانک مسکن ناز آوردن، اذیت کردن و گروکشی کردن تا بانک مجبور شد یک مدیر و به اضافه یک اتوبوس از بازنشسته ها و دوستان و عوامل خود را به عنوان مشاور وارد ناواکو کند تا این وضعیت را برای همیشه تغییر دهد اما اینها هم کاری از پیش نمی برند و یک جور یگر دارن حیف و میل می کنند! نا سپاسی و حیف و میل بیت المال عاقبت خوبی نداره!