تخصص مخفی
تجربه کاری تخصص مخفی در فناپ سافت - پروژه میدکو
امتیاز ۴.۰ از ۵ (مرداد ۱۳۹۸ تا مرداد ۱۳۹۹).
در کنار پروژهای که برای میدکو داشتم، به نکات مثبت و منفی شرکت اشاره کردم و فقط اضافه کنم که فناپ سافت شرکت بزرگی است با تیمها و پروژههای متعدد. بنابراین ممکن است بازخوردهای منفی و مثبت مربوط به تیم خاصی باشد که من با آن تجربه کار کردم و طبیعتا در سایر تیمهای مستقر در شرکت تفاوتهایی وجود دارد. در رابطه با مدیریت شرایط ناشی از کرونا، توضیح میدهم که روند مدیریت اوضاع به شدت بیثبات بود. ابتدای بحران قصد داشتند با نظرسنجی از کارکنان نظر بدهند اما در نهایت هر تیم با تشخیص مدیر و سرپرست خود در این زمینه تصمیم میگرفت. گاهی یک هفته حضور الزامی بود و روز بعد خبر از خطر بیشتر میدادند و حضوری بودن به هفته بعد موکول میشد؛ دوباره چند ساعت قبل از آغاز هفته تازه اعلام میکردند که از فردا باید حضور داشتید. سپس شب همان روز خبر میآمد که یکی از اعضای تیم به کرونا مبتلا بوده و حضور تا اطلاع ثانوی متوقف میشود. این تصمیمها با وجود این که برخی همکاران قبلا تست کرونا گرفته بودند و منتظر نتیجه نبودند تا درباره آینده تصمیم بگیرند، گرفته میشد. در شرایط بحرانی کرونا، و بهویژه با محدودیتهای شدید هفتههای اخیر در تهران، برخی کارکنان به آزمایشگاههای سلامت فرستاده میشدند تا چکاپهای سلامت انجام شود (که ربطی به کرونا ندارد)، با توجیه اینکه این آزمایشگاه خصوصی و اختصاصی برای شرکت است و هزینهای که هر کارمند متقبل میشود، بالا است و از همین رو حضور اجباری است.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
سالهاي ابتدائي کارم با فناپ سافت در پروژه ميدکو تلاشم براي پيش بردن کارها بود. محيط کار بسيار مرتب و مدرن بود و از تجهيزات پيشرفته مثل کامپيوترهاي آلاينوان استفاده ميشد. امکانات رفاهي خوب بود؛ صبحانه، ناهار، دسر و ميوه موجود بود و پذيرايي با بيسکويت، نسکافه و چاي ارائه ميشد. همچنين سالن ورزشي در محل، جکوزي و فضاي تفريحي مثل گيم، فوتبال دستي، بازي فكري، کيسه بوکس و کتابخانه در دسترس دوستان بود. در ساعات کار امکان رفتوآمد دو بار به اتاق بازي وجود داشت و پس از پايان کار هم ميشد به سالن ورزشي رفت که جزو ساعات کاري محسوب نميشد. سرويس رفت و برگشت از تهران به پرديس بهطور مجاني ارائه ميشد و تولدهاي ماهانه هم مثل سابق ترتيب داده ميشد. مديران و روساي شرکت اعضاي قديمي پروژهها بودند و سطح علوم چندان بالايي از خود نشان نميدادند. پروژهها به تيمهاي تحليل، توسعه و تست جداگانه تقسيم شدهاند و با Scrum مديريت ميشوند. يکي از مشکلاتشان استفاده از زيرساخت داخلي است که کار برنامهنويسي را سخت ميکند و اطلاعاتي براي آموزش جز وبلاگ شرکت در دسترس نيست؛ اين موضوع يادگيري مستقل را دشوار ميکند و اعصاب کار را تحتتأثير قرار ميدهد. زيرساخت نرمافزار غالبا باگ دارد و هنگام تغيير باعث بازنويسي کار توسعهدهنده ميشود. حقوق براي افراد تازهکار نسبتا پايين بود، اما اگر سطح دانش کمي بالاتر ميرفت و بتواني نقش لیدر براي تيم را اجرا کني، نياز به مذاکره و افزايش حقوق وجود داشت. کلاسهاي آموزشي مانند Agile و زبان انگليسي بسته به نياز شرکت گاهي برگزار ميشد. در شرکت تيمهاي خارجي هم وجود داشتند، مثلا تيم نظارت کرهاي که به بهبود کيفيت نرمافزار کمک ميکردند. ساعات کار شناور بود و ميشد صبحها آرامتر آمد و عصرها هم زودتر رفت.