NOC
تجربه کاری NOC در فن آوری سامانه های هوشمند رهام
امتیاز ۱.۰ از ۵.
مدتها بود که حس میکردم تجربهام با اینجا تفاوت زیادی ندارد، اما اکنون میخواهم با صداقت توضیح بدهم. در تجربه کاریام با NOC این شرکت، ابتدا با رفتار دوستانه و گرم برقرار شد و به محض امضای قرارداد و ارائه سفته، اوضاع عوض شد و فشارها آغاز شد. گفته میشود که حقوق به موقع یا بالا نیستند و در بعضی مواقع کاهش یا تاخیر دارند؛ البته این موضوع برای کارکنان قدیمی یا کسانی که ارتباطی قوی باشان برقرار میشود، متفاوت است و حقوقی همسطح با سایر شرکتها نیست. دستمزد به صورت منظم پرداخت نمیشود یا با تأخیر انجام میگیرد و گاهی به نظر میرسد که مبلغ حقوق نسبت به وزارت کار کمتر است. در برخی موارد پاسخ به تماسها سخت است و معمولا با چندین تماس میپرسند تا پاسخ داده شود. وقتی به اعتراض یا گلایه برمیخورید، تهدید میکنند که سفته را اجرا خواهند کرد و در پاسخ به استعفا یا خروج کامل پول و سفته نیز عود میشود. تا زمانی که سفته ارائه نشود، قرارداد نهایی نمیشود. حتی در مواقع بیماری، حضور در شیفت به طور اصراری انتظار میرود و کارها به نظر نامنظم و نامطلوب میرسد. پروژههای مدنظر مانند طرحهای مربوط به راهها را در بر میگیرند و تجهیزات و زیرساختها بهروز و مناسب نیستند. با توجه به اینها وقتی تصمیم به همکاری با این شرکت میگیرید، به تجربههای گذشته نگاه کنید و از آنها درس بگیرید. اگر قصد دارید زودتر از موعد قرارداد هم استعفا بدهید، احتمال دارد حقوق پرداخت نشود و سفتهها نیز پرداخت نشود. از طرفی، با توجه به اتصال شرکت به نهادهای دولتی، نگرانی از پیگیری حقوقی وجود دارد.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در آغاز کار با شرکت رهام، هر چیزی به نظر دوستانه و محترمانه میرسید اما به محض عقد قرارداد و دریافت سفته، اوضاع به شکل دیگری پیش میرفت. رئیس اصلی که نقش دکوری و ترسناک را داشت همواره سعی میکرد هر مسئلهای را با ذبیحی در میان بگذارد و پاسخ را به او ارجاع دهد. با ورود به پروژهها تصور میکردم که تنها در یکی از آنها مشغولم، اما واقعیت این نبود و گزینههای متعددی جایگزین کار من میشدند؛ برخی پروژهها بیارزش یا نامناسب بودند و ممکن بود با مدیر گروه یا همکاران بیاطلاع و عقدهای مواجه شوم. اغلب بهطور ناگهانی تغییر پروژه میدادند و حق اعتراضی هم به من داده نمیشد، گاهی به صورت شبانه زنگ میزدند و از من میخواستند در غرب تهران حضور یابم در حالی که دفتر کار واقع شرق بود و میدانستند. حقوق هم بسته به پروژه و مدت زمانی که حضور داشتم تغییر میکرد و گاه به ماههای پایانی سال هیچ پرداختی انجام نمیشد. ساعات کار و وظایف بهوضوح تعریف نمیشد و در قرارداد ذکر نمیگردید؛ به دلیل سابقه مدیر پروژه در معاملات دیگر، برایش سخت نبود ناگهان ساعات کار را از هفت به سیزده ساعت تغییر دهد و اضافهکاری هم پرداخت نمیشد یا با چانهزنی همراه بود. گاهی شیفت شب میشد یا به خاطر سودآوری بیشتر، نیرو کم میشد و مجبور بودم آخر هفتهها تا ۴۸ ساعت کار بدون استراحت انجام بدهم. بیمه و سنوات هم باید توسط خودم پیگیری میشد و لازم بود هر روز به شرکت مراجعه کنم تا روندها انجام شود. در فرایند تسویه هم مشکلات ادامه مییافت و میتوانستند تا چند ماه به بهانه تسویهنکردن پروژه قبلی یا مشکلات مختلف، از امضای من بخواهند و با فشار سفتهها، فشارهایی ایجاد کنند. معمولا قرارداد اولیه تنها برای یکی یا سه ماه بود و اگر تصور میکردم که هنوز میخواهم بمانم، قرارداد به یک ساله تبدیل میشد.
برای پروژههای کوتاه یا بلندمدت نیرو جذب میکنند و یکی از نکات اصلی این شرکت این است که اکثر پروژهها حدود یک سال طول میکشد و به محض پایان یکی از پروژهها، نیروها به پروژهای دیگر جابهجا میشوند. قراردادها اغلب به صورت یک ماهه آغاز میشود و بعد به سه ماهه میرسد و سفته هم از کارکنان میگیرند؛ بنابراین باید مراقب این موضوع بود، چون تجربه نشان داده شرکتهای پیمانکاری برای تضمین انجام تسویه به سفته متوسل میشوند. از نظر حقوقی با خود شرکت به توافق نرسیدم و در نهایت جدا شدم، اما نسبت به سایر شرکتهای پیمانکاری رفتارشان تا حدی منظمتر است و پرداختیها هم بهطور معمول مرتب است؛ اگر تواناییشان را در انجام کار برای نیروها بگذارند، اقدام میکنند. در فرایند تسویه حساب، من اذیت شدم و با وجود این که سفتهای به آنها نداده بودم، تا حد ممکن تسویه را به تعویق انداختند. با این حال معمولا در مناسباتشان پای صحبت کافیه و مشکلات را میتوان با گفتوگو حل کرد.