خلاصه مصاحبه اندروید
تجربه مصاحبه توسعهدهنده اندروید در لامپ نور
عدم پذیرش.
برای مصاحبه با شرکت لامپ نور تصمیم گرفتم رزومهام را از طریق سایت ارسال کنم. بعد از دو روز یک تکتسک ایمیلی دریافت کردم که شامل یک PDF بود؛ در آن پروژه و معیارهای ارزیابی مثل تمیزی و خوانایی کد، الگوهای طراحی، معماری، استفاده درست از گیت، رابط و تجربه کاربری مشخص شده بود و برای تکمیل آنها حداکثر هفت روز وقت داده بودند. من ظرف پنج روز کار را تحویل دادم و پس از آن با من تماس گرفتند و برای مصاحبه تنظیم شد. در جلسه اول دو نفر مصاحبهکننده حضور داشتند؛ یکی سطح حرفهای بالا داشت و دیگری تجربهی کمتری داشت، اما هر دو برخورد عالی داشتند. سوالات متنوعی پرسیدند: الگوریتم و ساختار داده، سوالهای رایج اندروید مانند تفاوت RecyclerView و ListView که به جزئیات میرفتند، مباحث مربوط به پرفورمنس و Memory Leak، و چند تا سوال طراحی UI که با ماژیک فرمهایی کشیدند و از من خواستند توضیح بدهم چطور طراحی میکنم. سوالهای الگوریتمی هم بود ولی بیشتر تمرکز روی نحوهٔ تفکر من بود؛ از جمله اینکه چطور HashMap کار میکند و پیادهسازیاش را توضیح بدهم. تقریباً یک هفته بعد برای مصاحبه دوم دعوت شدم که در آن باید کد بزنم. چهار تسکی که داشتم شامل یافتن و رفع Memory Leak، پیادهسازی کش به سبک Offline-First، طراحی رابط کاربری و رفع یک باگ بود. بهطور کلی معمولی بودند از نظر فنی، اما برخی سوالها عمیقتر و مفهومی بود و هدف اصلی تحلیل مسئله بود. قرار بود یک هفته بعد نتیجه را اعلام کنند، اما از آنجایی که با شرکت دیگری هم توافق اولیه داشتم، از آنها درخواست کردم زودتر نتیجه بدهند. فردای همان مصاحبه دوم تماس گرفتند و جلسهای برای ارائه آفر تنظیم شد.
تجربههای مشابه
فکر میکنم بهترین کار اینه که قبل از ورود به هر پروژه قرارداد رسمی داشته باشم. کارهای غیررسمی و قول وقرارهای دستنویس، معمولاً دردسر میسازند و خیلی وقتها منو وسط کار معطل میگذارد؛ پس با جدی و حرفهای برخورد کردن، از اکثر مشکلات جلوگیری میکنم. قبل از آغاز کار جلسهای برای معرفی و هماهنگی ترتیب بدهیم تا همه بدون سردرگمی منابع و وظایف را درک کنند. از همان روز اول مشخص میکنم که هرکس چه مسئولیتی دارد و کارها را با استارت روشن میکنم. همچنین همه مراحل و فعالیتها را مستند میکنم تا هیچ چیز گُم نشود و پیگیریها راحت باشد.