freedom
تجربه کاری freedom در لایف وب
امتیاز ۱.۰ از ۵ (اسفند ۱۴۰۰ تا اسفند ۱۴۰۱).
برای این شرکت من تجربهای فراتر از یک کار معمولی داشتم؛ در محیطی کار میکردم که با وجود ظاهری عادی، کارهای غیرقانونی و خطرناک را همزمان به انجام میرساند. آنها به جمعآوری اطلاعات افراد میپرداختند و با حکومت در ارتباط بودند. علاوه بر این، فعالیتهای دیگری مانند تولید بدافزار، شناسایی نقاط ضعف و خبرچینی هم در کارشان به چشم میخورد و افراد حاضر در چنین تیمی را بسیار خطرناک میدانستم.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در شرکت لایف وب تجربه کاریم برای مصاحبه بهدنبال گفتن جمعبندیای روشن بود، چون احساس میکردم در حوزه جمعآوری اطلاعات فضای مجازی و تحلیل دادهها فعال میشوم. مصاحبه دو مرحلهای بود. ابتدا حدود پنج دقیقه نشستم و در اتاق جلسات یکی از فرمها و چای برایم آوردند؛ فرم به سبک رزومهها بود اما روند شرکت مخصوص theirs بود و باید در آن سابقههای قبلی، میزان حقوق و دلیل ترک کار را مینوشتم. سپس پس از مدت زمانی نیمساعت، فرم را برداشتند و یکی از اعضای تیم فنی با من صحبت کرد و پرسشهای فنی و پیچیدهای مطرح نمود. احتمالا گفتم که مرحله دوم مصاحبه با مدیر فنی است و قرار است تماس بگیرند. بعد از یک هفته با من تماس گرفتند و مصاحبهای با مدیر فنی گذاشتند. او فردی گرم بود و سوالات کلی درباره کارهای قبلیم پرسید، سپس شرکت را معرفی کرد و درباره حقوق صحبت کردیم؛ همه چیز خوب به نظر میرسید و تصور میکردم پذیرفته میشوم، اما در نهایت هیچ تماسی از طرف شرکت با من گرفته نشد. در مصاحبه سوالهای فنی و جزئی زیادی مطرح میشود و به رزومه یا کارهای قبلیم خیلی کمتر توجه میکنند. ویژگیهایی که برای آنها مهم بود نیز بهنظر من چندان تفاوتی ایجاد نکرد.
قبل از هر چیز باید بگویم که در آگهی، عنوان برای تولید محتوا بود، اما واقعا کارش تحلیل محتوا بود و برای این نقش نیرو میخواستند. گفتند که مسلط به محتوای متنی و آشنا به شبکههای اجتماعی هستم، اما همانطور که تجربه نشاند، کار به تسلط عمیق و کامل روی شبکههای اجتماعی هم نیاز داشت. فضای کاری آرام و باورنکردنی بود؛ به نظر میرسید که تیم افراد باهوش و آگاه در جمع هستند و برخوردشان خیلی محترمانه بود. برای مراحل استخدام، اول فرم را پر کردم و بعد دفترچهای به دستم دادند که حدود ده صفحه سوال داشت. سوالها از حوزههای مختلفی بود؛ از مسائل سیاسی تا سوالات ریاضی سبک و اطلاعات فناوری. چون اطلاعاتم نسبتا زیاد بود، تقریبا نزدیک یک ساعت طول کشید تا دفترچه را کامل کنم و مسئول مربوطه هم دو بار کنارم آمد و گفت که هنوز دارم پاسخها را مینویسم.
در دیدگاه من، مصاحبه در آنجا تجربهای ناخواسته و تا حدی نامطمئن بود، چون مدیر فنی به همراه یکی از اعضای تیم حضور داشتند و به نظر میرسیدند که روش صحیح مصاحبه را نمیدانند. رفتار مدیر فنی خیلی مناسب نبود و به نظر میرسید تمایل دارد افراد را تحت فشار بگذارد. بخشی از سوالها فنی بود و گفتند که مرحلهای آزمایشی هم وجود دارد، اما مسیر نسبتا ساده به نظر میرسید. فکر میکنم اوضاع چندان خوب نبود و احتمال درگیری بین مدیر و کارکنان وجود دارد؛ مگر این که هر چه مدیر میگوید را با گفتن بله بپذیرند. این برداشت شخصی من از تجربه بود.
درخواستم را خیلی منظم میدیدم و همین نظم برای من aussi در این شرکت جذاب بود. من رزومهام را از طریق تلگرام ارسال کردم و آنها با من تماس گرفتند تا دقیقا در وقت مشخصی به دفترشان بروم. همان لحظه انتظارم را میکشیدند و از من دو فرم خواستند: یکی مشخصات عمومی و دیگری پرسشنامهای که پر از سوالهای تخصصی فضای اجتماعی، مسائل روز سیاسی، و هم پرسشهای هوش و مدیریتی بود. بین مرحله پذیرش و پر کردن پرسشنامه، زمان زیادی صرف شد چون پرسشها واقعا دشوار بودند. خودشان هم ابتدا اطلاع دادند که تعداد سوالات بالا است و از این بابت عذرخواهی کردند. با اینکه فرایند طولانی بود، فکر میکنم رفتارشان مسیر مصاحبه را منظمتر کرد؛ چراکه تجربه نشان داد که این شیوه میتواند به شناخت دقیقتر کارمند منجر شود تا بعدها مشکلی پیش نیاید. شرکتشان به طور کامل معرفی شد و هر سؤالی که پرسیدم پاسخ دادند. پس از اتمام پرسشنامه، شخصی خیلی صمیمی با من مصاحبه کرد که راحتم کرد؛ اما همان قدر که پاسخها دقیق بود، ترس و نگرانی از نتیجه در ذهن من باقی میماند. علاقه زیادی داشتم وارد این حوزه شوم، اما چند روز بعد به من پیام دادند که همکاری ممکن نیست و از من تشکر کردند. حس کردم تنها تولید محتوا مدنظرشان بود ولی به مهارتهای بیشتری نیاز داشتند که در نهایت من رد شدم. با همه اینها فکر میکنم شرکت خوب و کاری مفید را تجربه کردم و به همکاری با آنها خیلی علاقه داشتم. از نرمافزارهای متنوع شبکههای اجتماعی هم باید آشنا میبودم، بهویژه توییتر؛ سوال میپرسیدند که چند نفر از فعالان توییتر را میشناسید. از نظر سیاسی هم لازم بود با گروههای مختلف آشنا باشید که متأسفانه من علاقهای به سیاست ندارم. ویژگیهایی که برای آنها اهمیت داشت: آنها خیلی منظم و پرتوجه به نظم بودند و نظم برایشان اولویت بود. همچنین گفتند آرامش ذهنی پرسنل برایشان مهم است و از نحوه برخوردشان با پرسنل رضایت داشتم.