support
تجربه کاری support در مالتینا
امتیاز ۱.۰ از ۵ (دی ۱۴۰۰ تا دی ۱۴۰۱).
در این شرکت نگاه مدیران به کارمندها از بالا به پایین است و به نوعی سیستم ارباب رعیتی حاکم است؛ توصیه میکنم قبل از پیوستن به مالتینا با چند نفر از کارمندهای سابق صحبت کنید. فامیلهای مدیریت حضور دارند و تصور میشود که آنها هرگز تعدیل نمیشوند و تنها افراد عادی چنین اتفاقی را تجربه میکنند. حقوق نسبت به میانگین بازار پایینتر است و سفته بدون امکان پشت نویسی از افراد گرفته میشود. مدیریت و فامیلها ارزش بالایی برای خود قائلاند و باید از بحث و اعتراض پرهیز شود.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
شرکت مالتینا تجربهای پرتنش برای من بود که در طول مدت حضورم خیلی چیزها دیدم و حس کردم. Erz هر روز با فشارهای مدیریتی و نفسی خانوادگی مواجه بودیم؛ ادارهها توسط دو برادر اداره میشد و یکی از آنها رفتارهای ناپایدار و گاهی دیکتاتورگونهای داشت که معمولا اگر روزی حالت رو به راه نبود، کارمندان را بهسادگی اخراج میکردند. در دورهای مادامالعمر، همکاری خواهر مدیر هم نقش مدیر منابع انسانی، رهبر تیم و ناظر رفتار کارکنان را ایفا میکرد. در سال اخیر بیش از هفتاد درصد اعضای تیم فنی تغییر کردند یا ترجیح دادند شرکت را ترک کنند. مدیران به هر چیزی نظر میدادند و ممکن بود پشت سیستم بیایند و به من امر کنند آن کار را انجام بدهم؛ انگار فکر میکردند نابغهای هستند که اطرافشان را با وجود ضعف درک از واقعیت محاصره کردهاند. با این حال، اغلب فهمیدم که میبایست مراقب رفتار و گفتارمان باشیم چون مدیران و اقوام نزدیک آنان ارزشگرا هستند و رفتار مناسب و بحثهای حفاظتی درباره حجاب هم در نظر گرفته میشد. آنها با دقت بیشتری ما را زیر نظر داشتند و اگر مثلا در حیاط بیرون رفتنمان طول میکشید، برایمان مشکلاتی ایجاد میشد. روزی یکی از همکاران پشتیبانی به دلیل واکنش نسبت به توییتر درباره حادثهای که به مهسا امینی مربوط میشد با حالت ناراحتکنندهای اخراج شد. به خاطر تجربهام، به شدت توصیه میکنم کسانی که قبلا در مالتینا کار میکردند با من تماس بگیرند تا درباره فضای کار آنجا مطمئن شوند. امیدوارم در آینده هر ظلم و بیاخلاقی که از مدیران و اقوام نزدیک آنان سر میزند برای فرزندانشان اتفاق بیفتد.
در یک دوره یکماهه کارآموزی آغاز شد و مربی دوره واقعا الهامبخش بود، اما پس از آن اوضاع تغییر کرد. ما را با وعدههای پرشمار به عنوان کارآموز جذب کردند و سه ماه بدون حقوق برای شرکت کار کردیم، در حالی که قول استخدام داده میشد اما به واقع به آن تعهدی عمل نشد. روزی فرا رسید که نه تنها همکاری با ما به عنوان کارآموزان تمام شد، بلکه تعدادی از کارکنان شرکت هم از کار اخراج شدند.
به طور کلی همکاران با منطق و رفتار دوستانه کار میکردند، اما روند مدیریتی خیلی افتاده بود. نقل محافل داخلی مشخص بود که اعضای فامیل و خانوادگی در موقعیتهای مدیریتی حضور دارن و این موضوع خیلی دیده میشد. تنها نکته مثبت این تجربه از دید من، کمککردن تیم به هم و صمیمیت بین اعضاست؛ اما رفتار مدیران اصلا خوب نبود.
بعد از مصاحبه اول قرار بود یک تسک فنی برایم ارسال شود، اما خبری از ایمیل و تسک نبود. یک بار هم برای پیگیری پاسخ دادم، اما پاسخ نگرفتم. این رفتار تا حد زیادی بینظم و غیر حرفهای به نظر میرسید.
تصویری از محیط کار دارم که برای هر کسی که وارد مالتینا میشود، جلب توجه میکند: ظاهر زیبا و فضای استارتاپی شرکت. در مجموعه، حیاطی با تاب و باغچه و کافه وجود دارد؛ هرچند وقتی من حضور داشتم، فقط چند ماهی است که این امکانات اضافه شده و در آن زمان اوضاع چندان اینگونه نبود. شرکت به چهار واحد مجزا تقسیم شده بود: پشتیبانی، مارکتینگ، انبار و فنی؛ هر کدام دفتر اختصاصی خود را داشتند و با هم مستقل بودند. پیش از این، خیلی از مواقع بخشهای دیگر برای گزارش یک باگ به بخش فنی میآمدند، اما اخیرا اوضاع بهتر شده است. از منظر فرهنگی سازمانی، فکر میکنم پتانسیل زیادی برای رشد وجود دارد ولی فعلا عملکردها کم و بیش ضعیف است و این یکی از اصلیترین مشکلات من بود. تجربهام این بود که نسبت به نظارت مستقیم روی کارمندان مخالفم و از این حالت اذیت میشدم. سیستم فایروال داخلی که سایتها را بررسی میکرد و دوربینهای چهار طرف سالن، برایم مزاحم بود. داخل سالن فنی هم فضا زیبا بود، کاناپه و گل و اینجور چیزها در مرکز سالن دیده میشد. نهار و پذیرایی با شرکت بود و بیمه نیز از طرف شرکت پرداخت میشد که واقعا خوب بود. مدیر بخش فنی را میتوانم بگویم بهترین مدیری است که میشناسم؛ وجود او خیلی برای تحمل رفتار مدیرعاملها در روزهای beginning کارم لازم بود و اگر نبود، دو ماه اول را نمیتوانستم دوام بیاورم. از مهمترین دلایل ترک کار هم همین موضوع بود. نقطهای که واقعا اذیتم میکند این است که برخی همکاران بر پایه رابطه با دیگر همکاران و مدیران به شرکت آمدهاند نه بر اساس شایستگیشان، و این واقعا آزاردهنده است. اما از جنبههای مثبت، پروژههای بزرگ زیادی وجود دارد که باعث میشود خسته نشوید و از جنبههای منفی هم همین که کارهای ریز و درشت غیرمرتبط با هم همزمان وجود دارد، کمی آزاردهنده است. از نظر حقوقی، قبل از اینکه تقاضای افزایش حقوق بدهم، متوجه میشدید و بهروز میشدند تا مطابق با تورم. در دو سالی که اینجا بودم، سه بار افزایش حقوق داشتم. البته حقوقها هم منطقی با هزینههای شهر هماهنگ است و در تهران قطعا حقوقهای بالاتری وجود دارد. تیم فنی با هم هماهنگ و دوستانهاند و این نکته خیلی خوب است. در نهایت، من اخیرا از شرکت بیرون آمدم چون درآمدم از جای دیگر تأمین میشد و میخواستم روی پروژه خودم تمرکز کنم؛ اگر هم مانده بودم، احتمالا اختلافنظر درباره دوربینها منجر به ترک میشدم.
به نظر میرسد که فرایند مصاحبه راحت و منظم بود و فرد مسئول دیجیتال مارکتینگ با دانش قابل توجه حضور داشت که از این جهت رضایت داشتم. در مجموع تجربه خوبی بود، تنها به دلیل مسائل شخصی قادر به حضور نبودم. محیط شرکت هم هم خارج و هم داخل نسبتا جالب بود.