مصاحبه۱۲ شهریور ۱۴۰۵
مصاحبهای که اعصابم رو خورد کرد
تجربه مصاحبه برنامهنویس در مطب دندانپزشکی دکتر سید محمدرضا حکیمانه
عدم پذیرش.
برای مصاحبهی برنامهنویسی سالها پیش اتفاقی افتاد که هنوز هم یادآوریاش انرژیام را میگیرد. اوایل کار مشخص بود که وضعیت شرکت چندان مطلوب نیست و حقوق به موقع پرداخت نمیشود. مصاحبهکننده هم رفتاری ناخوشایند و غیرحرفهای داشت؛ همان مدیری که مدتها در همان جا حضور داشت، ناگهان در حین صحبت به روند پیشرفت من واکنش نشان داد و گفت که مسیرم صعودی بوده اما میشد بهتر باشد. در عین حال با وجود اینکه تازه همان ابزارهای اتوماسیون ناقص را هم پیادهسازی کرده بودند، از من سوالهای تکراری دربارهی دلیل ترک کار میپرسیدند و اصرار داشتند مرا قانع کنند که از شرکت جدا شوم. در نهایت یکی از همکارانش گفت که «تموم کن»، اما او همچنان ادامه داد. تجربهام خیلی منفی و آزاردهنده بود و اعصابم را به هم ریخت.