شرکتی که همهچی رو کنترل میکنه
تجربه کاری توسعهدهنده فرانتاند در مهران موتور امید
امتیاز ۳.۰ از ۵ (تیر ۱۴۰۴).
برای منِ نویسنده، تجربهٔ کاریم توی مهران موتور امید چنین بود که هر روز مجبور بودم گزارشهای متوالی بدم؛ صبح، ظهر، شب و حتی یه روز در هفته سند یا گزارشی آنلاین رو برای کارفرما یا مدیر فنی میفرستادم. اگر گزارش نمیفرستادم، مدیر پروژه یا کارفرما سریع وارد میشدن و از من میخواستن پاسخ بدم یا حقوقم رو کم کنن. از من و خیلی جاها به خاطر حرفی که پایهش با اخیراً با کلمهٔ «خ» شروع میشد، متهم میکردن. خیلی از جزئیات کاریدار پروفایل و کارایی که روی مانیتور انجام میدادم زیر نظر بودن. یه قانون عجیبی داشتن درباره ارتباط با خانمها: فقط حق داشتم سلام و خداحافظ بگم، اگر بیش از این میشد، تهدید به اخراج میکردن — انگار باور داشتن جنسیتها توی شرکت با هم درست کار نمیکنن، و حتی اگر رابطه توی شرکت به ازدواج برسد، ممکن بود دردسر بیاره و اخراج بشم. این شرکت اینترنت من رو قطع کرده بود و میگفت فقط با ماشین مجازیِ دادهشده باید کار کنم؛ حق نداشتم حتی یک خط کد رو کپی یا پیست کنم. درک درستی از اینکه ویرایشگر کد گاهی باید آپدیت بشه هم وجود نداشت. اگرچه کارفرما حق توهین با الفاظ رکیک رو نداشت، برخی از همتیمیها این کار رو انجام میدادن و در قرارداد هم بهجای عنوان درستی، ظاهرن بهعنوان «کارگر» اشاره میشد. اگر صدای گوشی ام بالا میرفت یا دنبال پروژهٔ دورکاری بودم، با شدت برخورد میکردن، در حالی که ارتباطی با کارفرما نداشت. و حالا که به شرکت قبلیم نگاه میکنم و در شرکت جدیدم هستم، چند تا پیشرفت ملموس دیدم: پروژهها قبلاً ریسپانسیو نبودن و الان داریم روی ریسپانسیو کار میکنیم؛ APIها با تأخیر یا اشتباه بودهاند، حالا سریع در دسترساند؛ پروژه لانچ نشده بود و نتیجهاش این بود که روی APIها خوب کار نمیشد، اما الان پروژه راه افتاده؛ قبل از این باید منتظر طراح UI/UX مینشستم و گاهی تا یک ماه بدون تسک بودم، حالا فرانتاند خودم میتونم UI رو پیاده کنم و منتظر کسی نیستم؛ در انتخاب پکیج آزادی بیشتری دارم و قبلاً باید از مدیر پروژه اجازه میگرفتم؛ در نوشتن CSS هم آزادی دارم و تصمیم میگیرم کی از فلکس، گرید یا پوزیشن استفاده کنم. از نظر حقوق و سایر شرایط شغلی هم تقریباً در همان حدود باقی است.