“برای تازه فارغ التحصیلان خوبه فقط”
تجربه کاری “برای تازه فارغ التحصیلان خوبه فقط” در مهندسین مشاور موننکو ایران
امتیاز ۱.۰ از ۵.
مدت زمانی که در موننکو ایران به صورت تماموقت کار میکردم، بین پنج تا ده سال بود و آخرین سال همکاریام سال ۱۳۹۹ بود. تجربهام به لحاظ کارآموزی برای فارغالتحصیلان تازهوارد مناسب بودن، از نظر من اینگونه بود که شرکت بهخاطر شرایط خاص بهعنوان گزینهای برای شروع حرفه، دیده میشد. حضور در آنجا به من نقطهعطفی در مسیر شغلی داد، هرچند با توجه به تجربههای مختلف، برداشت من از «برای تازهفارغالتحصیلان خوب است فقط» تفاوتهایی داشت. برای من، فرصتها و چالشهای مربوط به کار تیمی و پروژههای فنی در این شرکت تجربهای ارزشمند بود که راه را برای گامهای بعدی هموار کرد.
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در فضای کاری این شرکت جذابیت خودش را داشت و من را جذب کرده بود. من سه مرحله مصاحبه را پشت سر گذاشتم. نخستین جلسه فنی بود که بخشی از آن کتبی بود و از منابع اینترنتی نوشتم، و بخشی دیگر هم گفتوگوی شفاهی که سوالات بیربط زیادی مطرح شد. جلسه دوم با مدیر منابع انسانی بود که درباره شرایط شرکت توضیحاتی ارائه داد و ما به انگلیسی صحبت کردیم. نهایتا جلسه سوم با واحد اداری بود تا مدارک ارائهشده مانند گواهی عدم اعتیاد و سو پیشینه را کپی کنم. به دلیل اینکه نیاز بود گواهی سابقه کار و رضایتنامه شغلی را ارائه دهم و من قادر به تهیه آن نبودم، از ادامه مسیر پشیمان شدم.
از کار در شرکتی با ظاهر حرفهای اما مدیریت ضعيف فراری بودم و تجربهی من در موننکو ایران همین را به من آموخت. زمانی که ده سال در این شرکت خدمت کردم، با رانتخواری و پاچهخواری در برخی مدیران پروژه و معاونت تولید روبهرو شدم که انگار ژن فاسدهای سازمان بودند و همچنان به پستها میرسیدند با نفوذی که داشتند. فضای کار خیلی سمی بود و دانش فنی کمتری نسبت به انتظار وجود داشت. دستمزدها هم خیلی پایین بود. با وجود ظاهر منظم و دیسیپلین، مدیریت داخلی را ضعیف دیدم.
من حدود شش سال به صورت تماموقت در این شرکت فعالیت داشتم و اگر بخواهم به صورت خلاصه بیان کنم، شرکت خیلی معمولی است. از بیرون به نظر یک ویترین میرسد و فکر میکنید که عضو گروه مپناست، پس خیلی باکیفیت است اما در واقع در پایینترین سطح قرار دارد. مدیرعامل وقت شعارش این بود که فقط از دانشگاههای سراسری جذب میکنیم تا برند باشیم، اما واقعیت نشان میدهد تیم مهندسی و تیم پروژه بسیار ضعیفاند، چه در حوزه نیروگاهی و چه در حوزه نفت که واقعا فاجعه بود. تیم مالی، پروژه و منابع انسانی بزرگترین رانتها را داشتند و میدیدم که با پایان ساعات کار، به مدیرعامل گزارش میدادند. به طور کلی هرکس که از موننکو رفت، پیشرفت کرد، اما افرادی که ماندند تنها به چاپلوسی کار خود را میگذراندند؛ چون بیرون شرکت جایگاهی برایشان نبود.
مدت کوتاهی در این شرکت کار میکردم و تصمیم گرفتم تجربهام را به سبک تازهای بازگو کنم تا دیگران با دید بهتری تصمیم بگیرند. ظاهر بیرونی شرکت بسیار حرفهای و جذاب به نظر میرسد، اما فضای کار با آنچه تبلیغ میشود تفاوت زیادی دارد. محیط داخلی اصلا سالم و حرفهای نبود و رفتار برخی مدیران و معاونان، بهویژه در برخورد با کارکنان زن، نامناسب و خارج از چارچوب بود. روابط پنهان و غیرشفاف در محیط کار قابل لمس بود و پیشرفت شغلی بیشتر از اینکه به توانایی و تخصص بستگی داشته باشد، به مسائل غیرکاری مرتبط میشد. بار کاری بالا بود و کارها فراتر از شرح وظایف اعلامشده انجام میشد بدون اینکه حقوق و مزایا با این فشار همسو باشد. حقوقها پایین بود و وعدههای مکرر درباره بهبود شرایط، افزایش درآمد یا ارتقای مقام داده میشد اما عملی نمیشد. از نظر فنی نیز، برخلاف تبلیغات شرکت، سطح دانش و تجربه برخی افراد کلیدی پایین بود و پروژهها معمولا در زمینههایی انجام میشد که ارزش افزوده یا اعتبار حرفهای خاصی ایجاد نمیکرد. این موضوع باعث میشد تجربه کسبشده برای رویارویی با فرصتهای آینده چندان مفید نباشد. در نهایت، تجربه کار من در این مجموعه منفی و فرسایشی بود؛ اگر به دنبال محیطی سالم، حرفهای، با احترام متقابل و رشدی واقعی هستید، بهتر است با دقت بیشتری این مجموعه را بررسی کنید.
من در موننکو ایران، شرکتی که ظاهرا شیک و حرفهای به نظر میرسد و جزو گروه مپنا محسوب میشود، تجربیات خود را به اشتراک میگذارم. واقعیت این است که رفتار و وضعیت من با مدیر مستقیمم رابطهای مستقیم داشت و تعادل کار و زندگی در این محیط معنایی نداشت. ارزیابی عملکرد براساس میزان اضافهکاری بود و اگر اضافهکاری از سوی مدیران رضایتبخش نبود، با من برخورد میشد، و ممکن بود حتی کارانهای به من تعلق نگیرد یا شغلم را از دست بدهم. در مورد حقوق و مزایا هم نسبت به سایر شرکتها مبالغی پایینتر بود و در ابتدای استخدام به طور روشن صحبت نمیشدند. معمولا شایعاتی مبنی بر اینکه اضافهکاری را به حقوق اعلامی اضافه میکنند، شنیده میشد و به واقعیت نمیرسید. دریافت کارانه هم به من گفته میشد به صورت حقوق هر دو ماه، اما این مبلغ هرگز بهطور منظم پرداخت نمیشد و تاخیرهای زیادی داشت. مسیر رشد در این شرکت بیشتر به ارتباطات شخصی با مدیران بستگی داشت و معمولا جای پیشرفت محسوس و مشخصی وجود نداشت. با این حال یکی از مزایا، اشاره به شغل به عنوان تجربهای از شرکت در رزومه است.
به این شرکت کارفرمایی برای مشاور هوش مصنوعی اعتماد زیادی ندارم و در نهایت به نتیجهای شبیه به این رسیدم که از اول وعدههای زیادی میدادن اما خیلی زود وقتتو میگیرن و به وعدهها عمل نمیکنن. قدر زمانی که صرفش میکنی رو واقعا ندارن و بدقولیها در حدی هست که حتی همین ناچیزترین توضیح رو هم خیلی کوتاه نوشتم تا از وقتم کمتر تلف بشه. به هر حال، اگر دنبال تجربهای با اعتماد بالا هستی، گول اسم شرکت رو نخور.