تخصص مخفی
تجربه کاری تخصص مخفی در موسسه توسعه دانش، پژوهش و فناوری فرزان
امتیاز ۱.۰ از ۵ (تیر ۱۳۹۸ تا تیر ۱۳۹۹).
مدت تقریبا یک سال و نیم در این مجموعه کار کردم و حالا که نگاه میکنم، میفهمم چطور آن زمان آنقدر ادامه دادم. فضای کار آنقدر پرتنش، پر از باگهای غیرقابل حل و کدهای نامرتب بود که فشار کاری قابل تحمل نبود و رفتار برخی مسئولین هم ناشایست بود. ساعات طولانی کار و نبود مزایای مشخص هم به تجربه ناخوشایند اضافه میکرد و در نتیجه پس از خروج از شرکت احساس رهایی میکردم. در میان همکاران آن دوره، به جرأت میتوانم بگویم هیچکس از کار در اینجا رضایت نداشت. بسیاری از همکاران سابق بهخصوص از پایان قراردادشان دستمزدی را که به آنها وعده داده شده بود، دریافت نکردند یا تنها پس از طرح شکایت در اداره کار موفق به دریافت حداقل حقوقشان شدند. شرایط بهگونهای بود که با این که هیچکس حاضر به تحویل پروژه نبود، ماهها پس از استعفای من هم مدیریت و برخی افراد آنجا برای من مزاحمت ایجاد میکردند. پنج ماه بعد از ترک کار، با تماسهای مکرر و تلاش برای بازگرداندن من به کارشان، خانوادهام در شهرستان را درگیر کردند و با دروغهایی سعی کردند من را برگردانند. وقتی نتیجهای نگرفتن، به محل کار جدید من مراجعه کرده و آبرویم را به خطر انداختند. در نهایت باور دارم محیط کار بدی از فرزان وجود ندارد، اما تجربه من از آن شرکت خیلی تلخ و غیرقابل قبول بود.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
در شرکت فرزان، فضای کار را چالش برانگیز میدانم و تجربهام از آنجا را بیواسطه بازگو میکنم. محیط داخلی به نظر من نامناسب بود و بهطور مداوم موجبات نگرانی و فشار روانی را فراهم میکرد. مدیریت مجموعه رویکردی همهجانبه داشت و با تیمی دو یا سه نفری، از نظافت سرویسها تا مسائل فنی مانند سینتکس و سورسها روزانه به پیگیری و گزارشگیری میپرداختند و برخوردها اغلب با شدت و گاه بیانگیزه بود. گاه گفته میشد که اگر تعهدی مانند امضای سفته سفید وجود دارد، پیامدهای منفیای میتواند در پی داشته باشد. در سوی دیگر، روزهای مصاحبه با لبخند آغاز میشد اما دوام چندانی نداشت و حتی اگر وظایف با دقت انجام میشد، به سرعت توجیهاتی از سوی مدیران مطرح میشد تا فضا به سمت درگیری با همکاران پیش رود. یکی از همکاران هم اشاره کرده بود که هدف از جذب نیرو در آنجا، کار بهطور مستقیم نبود بلکه ایجاد فضایی برای کنشهای نقدی و بحثهای تند بود. ساعات کاری طولانی و جلسات فشرده هم برای همین طراحی میشدند.
در این مجموعه، جو کار بسیار ناسالم و پرتنش است و احساس میکنم مدیریت رفتارهای کنترلگرانه و بیرحمانهای دارد که با منطق و هماهنگی کمتری همراه است. گزارشهای روزانه کار به شکل مکرر درخواست میشود و این نظارت، فشار زیادی به تیم وارد میکند. محصولاتی که به عنوان نمونه معرفی شدهاند، هنوز از نظر کیفیت در جایگاهی نیستند که انتظار میرود و در سایت شرکت هم به نمایش گذاشته شدهاند؛ به نظر میرسد این پروژهها تا کنون توسط مصرفکنندگان جدی استفاده نشدهاند و آمار نصب آنها عمدتا به شرکتکنندگان در فرآیند مصاحبه نسبت داده میشود. شرکت به طور معمول تبلیغات استخدامی متعددی دارد و از داوطلبان خواسته میشود که اپها را نیز نصب کنند. از سوی دیگر، برخی کامنتهای مثبت در شبکههای اجتماعی به صورت ناشناس منتشر میشود و یکی از وظایف منشی شرکت، ثبت این نظرات است. مراسمی برای کارکنان برگزار میشود، اما جو آن به سختی و نامطلوب است و مدیریت با هدف گرفتن عکس، لبخند اجباری را به لبان کارکنان ناراحت میآورد؛ در هنگام قطع شدن کیک، تنش و اعصابخوردی به اوج میرسد. به نظر میرسد ساختار سازمانی قوام ندارد و همه تصمیمها به طور مستقیم از جانب مدیریت اجرایی میشود. ساعات کاری طولانی است و فشاری که از سوی مدیریت غیرمنصفانه و مداوم وجود دارد، به روان و اعصاب کارکنان فشار میآورد. اگر دنبال تجربه کار در محیطی با فضای کاملا پرتنش و ساختار مدیریتی سخت هستید، فرزان را میتوانید تجربه کنید…
اینو من تجربهام رو میگم: در بازه سالهای ۹۷ تا ۹۸ کارمند برنامهنویس بودم و متأسفانه تا الان تغییری در مدیریت شرکت رخ ندیده انگار همچنان همون تیم قبلی حضور داره. میخواهم صادقانه مزایا و معایب رو بیان کنم تا تصمیم با خودتون باشه. مزایا: - با توجه به اینکه من تازه وارد دنیای کدنویسی بودم، این شغل به تقویت مهارت دیباگ کمکی قابل توجه کرد چون پروژهها پر از باگ بود. - هدیه تولد برای کارکنان میدادن. - واقعا چیز خاص دیگهای به ذهنم نمیرسه. معایب: - مدیریت بهشدت بچگانه است و رفتارهای کودکان گونهای مثل قهر و لجاجت و کنترل نشدن اعصاب وجود داره. - محیط کار خیلی استرسزا است. - ساختار شرکت مشخص نیست و مسائل مالی و انسانی بهطور واضح تعریف نشده؛ بیشتر تصمیمها با حرف اول و آخر مدیریت است. - کار با مدیری که دانش فنی ندارد و بدون تخصص با تیم همراه میشود. - کمبود روحیه کار تیمی به چشم میخورد. - میان کار و زندگی فاصله زیادی وجود دارد و اضافهکاری تا دیر وقت الزامی است. - رفتار تحقیرآمیز، بهویژه وقتی کار شما غیر برنامهنویسی باشد یا اگر خانم باشید، دیده میشود. - حقوق مناسب نیست. - نبود کار تیمی منسجم. - روند دشوار دیپلوی پروژه. - حقوق و بیمه ماه آخر به موقع پرداخت نمیشود یا با تأخیرهای چندماهه پرداخت میشود. به همین شکل که الان میاندیشم، معایب به نسبت زیادی به ذهنم میرسد و نمیدانم کدام را بنویسم، اما همینها کافی است. به گفتهی من تجربهنگار، کسی که حداقل یک سال سابقه دارد در نگاه اول متوجه میشود که وضعیت چیست و تصمیم میگیرد که باقی بماند یا نه. نظر شخصی من این است که این شرکت شاید بدترین گزینه برای ادامه کار تا پایان عمر باشد…
شرکتی که در آن کار میکردم، موسسه توسعه دانش، پژوهش و فناوری فرزان بود. تجربهای که از آن داشتم را به شکل تازه و صریح بازگو میکنم تا وضعیت را منتقل کند، اما با حفظ محتوا و احساس اصلی. مدیریت شرکت بهطور قابل توجهی سطح پایین و تا حدی کودکانه بود. حقوق و مزایا به درستی محاسبه نمیشد و اضافهکاری بهطور قانونی مطابق مقررات وزارت کار لحاظ نمیشد. واحد مالی مشخصی وجود نداشت و محاسبات حقوق غالبا توسط منشی، معاون یا مدیر انجام میشد. استفاده از الفاظ رکیک و توهین به شخص و خانواده از سوی برخی مدیران با کارکنانی که با آنان همنظری نداشتند، رایج بود. قراردادهای شفافی برای کارکنان وجود نداشت و انتظارات غیرمنطقی از نیروها وجود داشت. ساعات کاری به دلخواه مدیریت تعیین میشد و تجربه من تا نیمههای شب ادامه داشت، مثلا تا ساعت ۱۲ و ۳۰ دقیقه شب. حقوق بهنوعی ابزار در خدمت اهداف مجموعه قرار میگرفت و گاهی با تاخیر یک تا دو هفته واریز میشد. مدیریت قادر به انتقال خواستهها به کارکنان نبود و ارتباط مستقیم با مدیرعامل کم بود، بدون وجود یک مدیر پروژه مشخص. جلسات طولانی بدون خروجی مشخص برگزار میشد و این امر روحیه تیمی را به شدت تضعیف میکرد. در تجربه من، این دوره از کار، بدترین تجربه در یازده سال سابقهام بود.