برنامه نویس
تجربه کاری برنامه نویس در موسسه میزان
امتیاز ۱.۰ از ۵.
در ابتدا کلا همیشه انتظار داشتم با پذیرش نقش برنامهنویس فرعی، تجربهای مفید و قابل اتکا به دست بیارم. اما در شش ماهی که اینجا بودم، هیچ نشانهای از رشد یا یادگیری به چشمم نآمد. از من خواسته شد کارهایی انجام بدهم که هیچ ارتباطی با تخصص من نداشتند و حس کردم مسیر حرفهایام در اینجا مشخص نیست. این واحد خصوصی-دولتی است و با وجود روالهایی که میگویند ثابت بودن و امنیت شغلی وجود دارد، من شاهد خروج چند نفر از همکاران یا عدم تمدید قراردادشان بودم؛ به طور دقیقتر نمیتوانم عددی بگویم اما فقدان ثبات واضح بود. در نهایت هم گفتند شاید بهتر باشد به اداره کار مراجعه کنم.
نقاط قوت
نقاط ضعف
امتیاز چندمعیاره
تجربههای مشابه
دو ماهی که توی این شرکت گذشت، برای من تجربهای پر از تناقض بود. در این مدت شاهد اخراج ده نفر بودم که بعد جایگزینهای دیگری برایشان استخدام میکردن. اغلب کارکنان، دانشجو یا تازهکار بودند و از حقوق و مزایای مثل عیدی و سنوات اطلاعی نداشتند یا اگر هم میدانستند، توان پیگیریش را نداشتند. مدیران وقتی با من صحبت میکردن، از دید پروژهای به کارها نگاه میکردند و هر هفته پروژه جدیدی تعریف میکردند تا من آن را اجرا کنم. منتها ایرادهای بیمعنا روی گزارشها میگرفتند و سعی میکردند با تخریب شخصیت، فضا را آماده کنند تا پروژه بعدی که باید به من سپرده میشد، در صدر توجه قرار بگیرد و شاخص بشود. من به عنوان مدیر وارد مجموعه شدم و بدون ارائه دیتای لازم، از من خواستن تحلیل، استراتژی و برنامه را در دو هفته آماده کنم. پس از ارائه، راهکارهایی که باید اجرایی میشدند را پیشنهاد میدادند اما به مرور زمان نقش من در اجرای همان استراتژی را کاهش میدادند و حتی از راهکارهای اجراییای که در پروپوزال من بود استفاده نمیکردند. من مخالفت کردم و گفتم اگر قرار است چنین وضعی پیش بیاید، ترجیح میدهم همان لحظه جدا شوم تا بعدا به من بگویند که استارت را خودم زدهام و حالا کنارمان میگذارند. در نهایت آن مسیر اجرا نشد. سپس فردی از بخشهای دیگر را جذب کردند تا با ما همکاری کند و به شکلی ظاهری تیمی به نظر برسد، اما هدفشان این بود که کار را از من یاد بگیرند. دو ماهی که آنجا بودم، به عنوان مدیر یک بخش هیچ بار جلسهای با مدیرعامل یا اعضای هیئت مدیره برگزار نکردم؛ نه برای مصاحبه و نه حتی وقتی خودم درخواست تشکیل جلسه دادم. به تجربه میگویم بهتر است مدیران این شرکت اصول مدیریت منابع انسانی را بیاموزند و از آموزش آنها آغاز کنند. نگاه کوتاه مدت و بیاهمیت دانستن به نیروها باعث میشود هیچ دادهای از بخشها در دسترس نباشد، چون اکثر افراد با بیانگیزگی کار میکنند و در نهایت ناراضی از کار جدا میشوند و کار را به نفر بعدی تحویل نمیدهند.