مدیریت افتضاح
تجربه کاری کارشناس جذب و استخدام در میلان پارس
امتیاز ۱.۰ از ۵ (خرداد ۱۴۰۳ تا تیر ۱۴۰۵).
از زمانی که دکتر بدری بهعنوان مدیرعامل شرکت منصوب شدهاند، وضعیت شرکت به شکل محسوسی تغییر کرده و متأسفانه بسیاری از این تغییرات نهتنها باعث پیشرفت و بهبود عملکرد شرکت نشده، بلکه موجب ایجاد نگرانی، بیاعتمادی، فشار روانی و نارضایتی گسترده میان کارکنان شده است. در ابتدای شروع مدیریت ایشان، صراحتاً اعلام شد که قرار نیست نیروهای قبلی شرکت اخراج شوند و حتی صحبت از افزایش تعداد نیروها و توسعه فعالیتها بود. کارکنان نیز بر اساس همین وعدهها به ادامه همکاری خود امیدوار شدند و بسیاری از افراد با اتکا به امنیت شغلی، برای زندگی خود برنامهریزی کردند، اقساط و تعهدات مالی داشتند و تصور میکردند که حداقل برای مدتی از ثبات شغلی برخوردار خواهند بود. اما تنها پس از گذشت مدت کوتاهی، رویکرد شرکت کاملاً تغییر کرد و روند اخراج نیروها آغاز شد. افرادی که سالها در شرکت مشغول به کار بودند، بدون آنکه ارزیابی شفاف، منصفانه و مستندی از عملکردشان ارائه شود، از کار کنار گذاشته شدند. این تصمیمها در شرایطی گرفته شد که وضعیت اقتصادی کشور بسیار دشوار است، هزینههای زندگی بهشدت افزایش یافته و بسیاری از کارکنان دارای اجارهخانه، وام، قسط، هزینه درمان و تعهدات خانوادگی هستند. اخراج ناگهانی افراد در چنین شرایطی، بدون ارائه توضیح روشن و بدون در نظر گرفتن سابقه، عملکرد و شرایط زندگی آنان، اقدامی بسیار سنگین و غیرمسئولانه است. یکی از دلایلی که برای اخراج برخی کارکنان مطرح شده، کسری در انبارگردانی پایان سال و احتمال خطا یا تخلف در انبار عنوان شده است. اگر واقعاً در انبار کسری یا مغایرت وجود داشته، روش صحیح این بود که موضوع از طریق بررسی دقیق اسناد، گزارشهای ورود و خروج کالا، فاکتورها، حوالهها، سیستم ثبت اطلاعات، دوربینها، دسترسیهای کاربران، مسئولیت هر فرد و فرآیند تحویل و تحول کالا بررسی شود. نمیتوان صرفاً به دلیل اینکه فردی در یک واحد خاص کار میکند، او را بدون بررسی عملکرد شخصی و بدون ارائه مدرک مسئول مشکلات دانست. این موضوع در مورد کارکنانی که اصلاً در انبار فعالیت نداشتهاند، حساسیت بیشتری دارد. برای نمونه، بنده و خواهرم در بخش اداری شرکت فعالیت میکردیم و عملاً هیچگونه دخالتی در امور انبار، موجودی دارو، ورود و خروج کالا، ثبت کسری یا فرآیند انبارگردانی نداشتیم. حتی بهطور معمول در انبار حضور نداشتیم و از تعداد، نوع و وضعیت داروهای موجود در آن اطلاع دقیقی نداشتیم. بنابراین، مرتبطکردن مشکلات انبار به افرادی که در آن بخش فعالیتی نداشتهاند، بدون ارائه هرگونه سند یا گزارش روشن، اقدامی غیرمنطقی و ناعادلانه است تعدادی از مدیران جدید از قبل توسط مدیرعامل انتخاب شدهاند و ارتباط شخصی یا کاری قبلی با ایشان داشتهاند. در چنین شرایطی، ضروری است انتصابات مدیریتی بر اساس شایستگی، تجربه مرتبط، توانایی اداره سازمان و عملکرد حرفهای انجام شود و برای کارکنان نیز توضیح روشنی درباره معیار انتخاب مدیران ارائه گردد. زمانی که نیروهای باسابقه و قدیمی بدون ارزیابی شفاف کنار گذاشته میشوند، اما افراد جدید بدون توضیح کافی در جایگاههای مدیریتی قرار میگیرند، طبیعی است که اعتماد کارکنان نسبت به عدالت سازمانی کاهش پیدا کند کارکنان انتظار دارند مدیران ارشد در حوزههای مالی، منابع انسانی، پشتیبانی و عملیات، علاوه بر روابط مدیریتی، از دانش، تجربه و توانایی عملی کافی برخوردار باشند. یکی از مشکلات جدی دیگر، افزایش غیرمنطقی ساعات کاری است. در حال حاضر، کارکنان بخشهای مختلف، از ویزیتورها و نیروهای فروش گرفته تا کارگران انبار و کارکنان اداری، تحت فشار کاری بسیار زیادی قرار گرفتهاند و بسیاری از افراد تا ساعتهای پایانی شب در محل کار میمانند. ادامه کار تا ساعت دوازده شب بهصورت روزانه، برای هیچ کارمندی شرایط عادی و قابلقبولی نیست؛ بهخصوص زمانی که این وضعیت بدون برنامهریزی، بدون جبران مناسب، بدون توجه به توان جسمی و روانی افراد و بدون رعایت تعادل میان زندگی شخصی و کاری ایجاد شده باشد.کارکنان نیز انسان هستند و نیاز به استراحت، خانواده، خواب کافی و زندگی شخصی دارند.کارکردن طولانیمدت و مداوم تا نیمهشب، در بلندمدت موجب خستگی، کاهش تمرکز، افزایش خطا، فرسودگی شغلی، آسیبهای جسمی و روانی و کاهش کیفیت عملکرد میشود. همچنین لازم است مشخص شود که اگر دلیل اخراج کارکنان، مشکلات انبار و کسری موجودی بوده است، چرا بررسی کامل و شفاف درباره مسئولیت همه افراد انجام نشده است؟ چرا کارکنانی که ارتباطی با انبار نداشتهاند نیز تحت تأثیر این تصمیم قرار گرفتهاند؟ چرا برخی افراد همچنان در سمت خود باقی ماندهاند؟ چرا نیروهای جدید بدون داشتن مهارت کافی جایگزین کارکنان باتجربه شدهاند؟ و چرا های دیگر