خلاصه: انرژیت رو میخوره
تجربه کاری برنامهنویس در نمایشگاه اتومبیل یاس
امتیاز ۲.۰ از ۵ (فروردین ۱۴۰۳ تا دی ۱۴۰۳).
اولین تجربهی من از این شرکت همین مصاحبه طولانی بود که بیشتر شبیه بازجویی میآمد تا یک معرفی شغلی. اگر از این مرحله عبور کنم، میروم به جلسه نهایی که در آن افراد میانسال از من میپرسند چرا از کار قبلیم جدا شدم و بهنظر میرسد هنوز به ماندن من اعتماد ندارند. حقوق خیلی کم است و مزیت قابل توجهی وجود ندارد؛ اضافهکاری بهطور رسمی نمیچسبد و اگر جسارت ترک خانه را با تاخیر به کارم برگردم، با پیامدهایی روبهرو میشوم. پاداشهای مناسبتی و مزایا هم در حد صفر است و هر سال با بهانه ارزیابی عملکرد از حقوقم کم میکنند، مقدارش هم بستگی به مقدار خوشخدمتیای دارد که نشان میدهم. یکی از موارد آزاردهنده این است که یک نفر عادی را مدیر تیم میکنند بیآنکه هیچ آموزشی یا صلاحیت مدیریتی داشته باشد، و نتیجهاش میشود درگیریها و نمایشهای بچگانه؛ انگار برای پیشرفت فقط مسیر مدیریتی وجود دارد. انتقاد جایی ندارد و اگر کسی اعتراض کند، همسایهها از راه میرسند و با روشهای ارزیابی، حقوق من را کم میکنند. دورههای آنلاین اجباری هم وجود دارد که بهصورت ضبطشدهاند و مدرسها فقط از رو میخوانند؛ امتحان هم دارند و اگر قبول نشوم با همان بهانه از حقوقم کم میشود. کار فنی، بیشتر جنبه سطحی دارد و به نگهداری و رفع مشکلات روزمره محدود است؛ ساختار شرکت منظم نیست و تیم پشتیبانی با واحد تولید درگیر است. برای کوچکترین موضوع هم باید جلسه برگزار کنند و دو ساعتی وقت میگیرند. خوشیهای کوچکی هم هست: صبحانه میدهند، ناهار را بهصورت نیمبها میخریدند و صندوق وام ماهیانهای هم وجود دارد که از دریافتشان بهنظر من کموبیش دشوار است. اگر جای بهتری سراغ دارید اصلا نیایید؛ اگر نه، مدتی بمانید برای تجربهای مثل امریه یا چیز دیگری و بعد دنبال کار بهتری بروید — خود من انگیزهام را از دست دادم.